برآورد مسیر بهینه تولید میدان نفتی آزادگان جنوبی

برآورد مسیر بهینه تولید میدان نفتی آزادگان جنوبی

چکیده

برنامه‌ریزی برای برداشت بهینه از منابع نفتی با توجه به محدودیت‌های فنی و پیش‌بینی‌ها و مدل‌سازی‌های اقتصادی، به‌عنوان یک ضرورت برای کسب حداکثر سود از محل فروش نفت خام و متعاقباً تامین منافع ملی بین نسلی کشورهای تولیدکننده و صادرکننده نفت شناخته می‌شود. در این مطالعه، مسیر بهینه تولید از میدان نفتی آزادگان جنوبی با استفاده از یک روش بهینه‌یابی فراابتکاری به نام الگوریتم ازدحام ذرات (PSO)، در یک دوره سی‌ساله برآورد شده‌است. همچنین به‌منظور شبیه‌سازی حداکثری شرایط فنی و فیزیکی میدان، از مفهوم حداکثر نرخ تخلیه کارا (MER) و به منظور اعمال پویایی‌های اقتصادی بازار جهانی نفت نیز، از سه سناریوی قیمتی و دو سناریوی نرخ تنزیل استفاده شده‌است. نتایج مطالعه نشان می‌دهد که در صورت اجرای برنامه‌های ازدیاد برداشت (EOR) و تزریق گاز به طاقدیس سروک این میدان، همزمان با تولید از آن، در طول دوره شبیه‌سازی، بیش از 6 میلیارد بشکه نفت اضافی به حجم قابل استحصال میدان اضافه شده و تولید تجمعی میدان نیز از حدود 4/1 میلیارد بشکه بر اساس تولید برنامه‌ریزی شده کنونی در RMDP میدان، به بیش از 3 میلیارد بشکه بر اساس مسیر تولید بهینه پیشنهادی این مطالعه می‌رسد.

کلیدواژه ها: تولید نفت؛ بهینه یابی پویا؛ ازدیاد برداشت؛ تولید صیانتی؛ الگوریتم بهینه‌سازی ازدحام ذرات؛ میدان نفتی آزادگان جنوبی

نویسندگان:

پوریا شکری: دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد انرژی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی 

علی فریدزاد: عضو هیئت علمی گروه اقتصاد انرژی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی

 عاطفه تکلیف: عضو هیئت علمی گروه اقتصاد انرژی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی

 تورج دهقانی: عضو هیئت علمی موسسه مطالعات بین‌المللی انرژی

پژوهشنامه اقتصاد انرژی ایران  – دوره 6، شماره 22، بهار 1396.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

پرداخت دیه از بیت المال برای مقتول افغان

پرداخت دیه از بیت المال برای مقتول افغان

به گزارش محفل ایمانی شیب الخضیب به نقل از مشرق، دوازدهم مرداد ماه سال‌۸۵ بود که مأموران کلانتری‌۱۰۶ نامجو با تماس تلفنی شهروندی از قتل کارگر ساختمان نیمه‌کاره‌ای در حوالی خیابان مدنی تهران با خبر و راهی محل شدند.  مأموران پلیس در محل حادثه با جسد مرد ۳۲‌ساله‌ای افغان به نام مجید روبه‌رو شدند که بر اثر اصابت جسم سخت به سرش کشته شده‌بود. نخستین بررسی‌ها نشان داد مقتول، کارگر ساختمان نیمه‌کاره است که به طرز مرموزی به قتل رسیده است‌.

بدین ترتیب کارآگاهان تحقیقات فنی خود را برای شناسایی عامل یا عاملان حادثه آغاز کردند و در اولین گام از تحقیقات خود صاحب ساختمان نیمه‌کاره که مرد میانسالی بود را تحت بازجویی قرار دادند. او در توضیح به مأموران گفت: «مدتی قبل ساخت و ساز چند واحد آپارتمان را شروع کرده‌بودم، اما از طرف شهرداری به خاطر بعضی مشکلات جلوی کار گرفته شده بود و کار ساخت و ساز متوقف شده بود.

به همین دلیل کارگران را به مرخصی فرستادم، اما مجید که اهل افغانستان بود از من خواهش کرد چون جایی برای ماندن ندارد تا شروع دوباره ساخت و ساز در اتاقک نگهبانی بماند.

پیشنهادش را قبول کردم تا اینکه بعد از مدتی همسایه‌ها معترض شدند که دوستان مجید به ساختمان رفت و آمدهای زیادی دارند و این موضوع باعث مزاحمت برای آنها شده بود. به او تذکر دادم و او هم قول داد رفت وآمدهایش را کمتر کند. مدتی گذشت تا اینکه امروز وقتی وارد ساختمان شدم با جسد خون‌آلود مجید روبه‌رو شدم که روی زمین افتاده بود.‌»

همزمان با ادامه تحقیقات، پلیس به چند نفر از دوستان مقتول مظنون شد و آنها را بازداشت کردند. مظنونان همگی از قتل مجید ابراز بی‌اطلاعی کردند و از آنجائیکه مدرکی علیه آنها به دست نیامد همگی تبرئه و آزاد شدند. 

مأموران در ادامه تحقیقات خود از سایر کارگران ساختمانی دریافتند مقتول مدتی قبل به خاطر چشم‌چرانی با یکی از مردان همسایه درگیر شده بود. به این ترتیب آن مرد نیز به عنوان مظنون بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت.

مرد همسایه در توضیح به مأموران گفت: «مقتول مرد چشم‌چرانی بود. به خاطر شغلی که داشتم از صبح تا شب خانه نبودم و همسرم همراه بچه‌ها در خانه تنها بود. یک شب وقتی از سرکار برگشتم همسرم گفت از مزاحمت‌های کارگر ساختمانی خسته شده و آسایش ندارد.

آنجا بود که تصمیم گرفتم پیش مجید بروم و به او تذکر بدهم، اما طفره رفت و حاضرجوابی کرد و به همین خاطر با هم درگیر شدیم که با میانجیگری همسایه‌ها درگیری ما تمام شد. وقتی دیدم صحبت با آن کارگر بی‌فایده است از صاحب ملک خواستم عذر او را بخواهد و ساختمان را ترک کند. باور کنید در قتل او نقشی نداشتم و زمان حادثه در محل کار بودم. رفتارهای او آسایش را از ما گرفته بود، اما راضی به مرگش نبودیم.‌» 

با توضیحات مرد همسایه و تأیید آن از سوی دیگر همسایه‌ها از آنجائیکه هیچ مدرکی علیه وی به دست نیامد مرد همسایه هم در این حادثه تبرئه و آزاد شد.  

بنابراین پس از گذشت ۱۱‌سال از حادثه مأموران موفق به شناسایی قاتل یا قاتلان نشدند تا اینکه اولیای‌دم برای قتل مجید از بیت المال درخواست دیه کردند. با این درخواست پرونده به شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی متین راسخ فرستاده شد و در اولین جلسه رسیدگی به پرونده، وکیل اولیای‌دم بار دیگر در خواست دیه از بیت‌المال را مطرح کرد.

در پایان هیئت قضائی وارد شور شد و با پذیرفتن این درخواست دستور پرداخت دیه از بیت‌المال را صادر کرد. 

منبع: روزنامه جوان

درویش: چند تماشاگر‌نما می‌خواهند مردم تبریز را زیر سؤال ببرند؛ هیئت فوتبال و نیروی انتظامی ورود کنند

درویش: چند تماشاگر‌نما می‌خواهند مردم تبریز را زیر سؤال ببرند؛ هیئت فوتبال و نیروی انتظامی ورود کنند

رضا درویش در گفت‌و‌گو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم درباره اتفاقات و حواشی دیدار تیم‌های تراکتورسازی تبریز و سایپا که با اهانت از سوی برخی تماشاگران به علی دایی همراه بود اظهار داشت: این اتفاقات سال گذشته هم رخ داد و چند تماشاگر‌نما که در شأن مردم غیور آذربایجان نیستند اینطور به دایی اهانت می‌کنند. مردم تبریز و آذربایجان در تاریخ به نوع‌دوستی مشهور بوده‌ و هستند اما متاسفانه چند تماشاگر می‌آیند تا مردم تبریز را زیر سؤال ببرند.

وی با اشاره به اینکه علی دایی در دنیا به عنوان یک چهره‌ شاخص ورزشی معرفی می‌شود, ادامه داد: دایی در فوتبال دنیا یک فرد مثال‌زدنی است و هرجا که اسم دایی می‌آید, دنیا به شایستگی از ایشان یاد می‌کند. با این حال چند نفر مریض‌ احوال در استادیوم این حرف‌ها را می‌زنند و شعار‌هایی می‌دهند که اصلا خوشایند نیست. علی دایی نه تنها برای آذری‌زبانان, بلکه برای کلِ ایران یک سمبل به حساب می‌آید. دایی متعلق به سایپا نیست و متعلق به کل ایران است و درست نیست که در تبریز شاهد این اتفاقات باشیم.

مدیر‌عامل باشگاه سایپا تاکید کرد: هیئت فوتبال آذربایجان شرقی, مردم آذربایجان و نیروی انتظامی خودشان باید پیگیر باشند تا کل مردم آذربایجان زیر سؤال نروند.

درویش درباره عملکرد داور این مسابقه خاطرنشان کرد: در این بازی هم یک پنالنی علیه ما گرفته شد. اگر آن صحنه را خطا هم بدانیم, اصلا در محوطه جریمه رخ نداد و نباید پنالتی گرفته نمی‌شد. در دقیقه 94 هم داور روی حرکت حامد شیری خطا گرفت که اصلا خطا نبود و در حالی که این بازیکن مسقیماً به بالا پرید تا توپ را بزند در آن زمان حساس خطا گرفته می‌شود.

وی عنوان کرد: امیدواریم روندی که در پیش گرفته‌ایم ادامه داشته باشد و بازیکنان جدیدی که به تیم اضافه شده‌اند در ادامه کمک بیشتری به ما کنند.

لیگ کشتی کشور با حضور 73 تیم در البرز برگزار می‌شود

لیگ کشتی کشور با حضور 73 تیم در البرز برگزار می‌شود

حمید یاری در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در کرج،  با اشاره به برگزاری دو مسابقه بین‌المللی و کشوری در استان البرز اظهار داشت: مراسم قرعه‌کشی و جلسات هماهنگی برای لیگ کشتی استان البرز برگزار شد.

رئیس هیئت کشتی استان البرز افزود: لیگ کشتی فرنگی و آزاد استان البرز با شرکت 73 تیم از سراسر استان البرز برگزار می‌شود که تیم‌های شرکت‌کننده تا 5 بهمن فرصت دارند مدارک خود را به هیئت کشتی استان البرز ارسال کنند.

یاری ادامه داد: مسابقات لیگ کشتی استان البرز در رده‌های سنی خردسالان، نونهالان، نوجوانان و جوانان با استقبال بسیار خوب تیم‌ها و کشتی‌گیران استان البرز همراه بود که روز گذشته مراسم قرعه‌کشی آن برگزار شد.

رئیس هیئت کشتی استان البرز با تاکید بر اینکه این مسابقات از 13 بهمن به میزبانی  ماهدشت استان البرز آغاز می‌شود، اضافه کرد: در مسابقات لیگ برتر کشتی استان البرز در مجموع بیش از هزار و 400 کشتی‌گیر شرکت می‌کنند.

وی تاکید کرد: سالن کشتی ماهدشت برای میزبانی این مسابقات آمادگی کامل دارد و در جلسه‌ شورای فنی کشتی پهلوانی مقرر شد سالن سیدالشهدا(ع) کرج برای کشتی پهلوانی اختصاص یابد.

چالش‌های تک‌فرزندی درجامعه ایرانی؛ فردگرایی وکاهش سرمایه اجتماعی

چالش‌های تک‌فرزندی درجامعه ایرانی؛ فردگرایی وکاهش سرمایه اجتماعی

خبرگزاری مهر، گروه جامعه: سخن گفتن از سیاستگذاری جمعیتی در کشور ما، مستلزم نگاه درست به نقاط ضعف و قوتی است که در این راستا قابل بررسی و ارزیابی است. چه از این رو که کارآمدی هر سیستمی مستلزم توجه درست به همین نکات و نقاط و در واقع شناخت درست از آنان است.  بحثی که چند سالی است در فضای کشور ما نیز مطرح شده و افراد بسیاری درباره آن سخن گفته اند. در میزگردی که با میزبانی صاحب نظران این حوزه برگزار شد، پیامدهای تک فرزندی برای جامعه ایرانی بیشتر مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت.

مرضیه ابراهیمی؛ عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی، حجیه بی‌ بی رازقی نصرآباد؛ عضو هیئت علمی موسسه مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت کشور و ربابه عطائی فر؛ عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، مهمانان این نشست بودند. موضوع اصلی این نشست، بررسی پیامدهای تک فرزندی است. موضوعی که اگر به صورت عمیق تر و ریشه ای به آن نگاه کنیم، در بستری به نام خانواده اتفاق می افتد. بستری که شاید بتوان آنرا، مهم ترین مفهوم در سیاستگذاری جمعیتی دانست.

* تعریف شما درباره خانواده و جایگاه آن در سیاست­گذاری های جمعیتی امروز، در جامعه ایرانی چیست؟

ابراهیمی: ما اگر بخواهیم در حوزه سیاست­گذاری خانواده بحث کنیم، ابتدا باید یک گام به عقب رفته و در مورد خانواده صحبت کنیم. خانواده، یکی از مهم­ترین نهادهای اجتماعی است. نهادی که نه تنها در جامعه ما، بلکه در جوامع دیگر نیز حائز اهمیت فراوان است. نهادی که اگرچه شکل آن تغییر کرده و می­کند، اما دائما وجود دارد.

یکی از انواع مهم سیاست­گذاری­ که با بحث خانواده نیز مرتبط است، سیاست­های جمعیتی است. گزاره بینادین در این نوع از سیاست­گذاری، اهمیت اساسِ خانواده است. به این معنا که؛ خانواده و مسائل مربوط به آن در فضای جامعه تأثیر فراوان دارد و در نتیجه برای مدیریت این تاثیرات، باید سیاست­گذاری درستی نیز داشت. ما نمی­توانیم جامعه سالم و پویائی داشته باشیم، اگر خانواده سالم و پویائی نداشته باشیم! در واقع نسبت سلامت و پویش در خانواده و جامعه، نسبتی مستقیم است. رابطه ای یکه البته از تحولات اجتماعی و خانوادگی نیز تاثیرات فراوانی می پذیرد.

در فضای جامعه امروز، تغییر و تحول یکی از مهم ترین ویژگی های هر جامعه ایست. همراه با تغییرات سریع اجتماعی، خانواده هم تحولاتی را تجربه می­کند که انواع خاصی دارند. مهم­ترین نوع اینتغییرات، بروز تغییر در نگرش افراد است.

امروز انسان­ها مثل گذشته به خانواده، فرزندپروری و تعاملات درون خانواده نگاه نمی­کنند. آنها دچارتغییرات مهمی در عقاید و نگرش ها شده اند، که فضای خانواده و بعد از آن جامعه را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است. تحصیل و اشتغال زنان که مهم ترین نمود افزایش مشارکت آنان در جامعه منجر به بروز تحولاتی شده که نمی توان به سادگی از آن عبور کرد. شما نمی­توانید بگوئید که زن به عنوان محور خانواده، صاحب تحصیلات و موقعیت اجتماعی شده، اما تأثیری روی نهاد خانواده نگذاشته است! مشارکت زنان علاوه بر اینکه پیامدهای مثبتی در تربیت فرزندان و ارتباط با همسر خواهد داشت، ممکن است منجر به تضاد نقشی نیز برای زنان شود. در این صورت حتما شاهد بروز تعارضات خواهیم بود.

بحث هرم و ساختار قدرت در خانواده، یکی از مباحث دیگریست که در این راستا باید به آن اشاره کرد. امروز شما مانند گذشته در خانواده­ای زندگی نمی کنید که مردسالار است. تغییر ساختار خانواده به سمتی می­رود که ممکن است در خیلی از موارد به سالار بودن فرزندان منتهی شود. امروز این فرزندان هستند که خانواده را در مورد فراغت، تفریحات و تصمیمات کلانی مانند بحث­های خرید خانه هدایت می­کنند. این تغییر به عنوان یک چالش جدید، منجر به ایجاد فرصت ها و تهدیدهائی می شود که البته سخن گفتن از آن فرصتی دیگر می طلبد.

مسأله دیگر افزایش سن ازدواج است که در یک بُعد ناشی از تغییر نگرش افراد، در سوی دیگر افزایش تحصیلات و همچنین افزایش اشتغال زنان است. این تغییر در افزایش سن ازدواج، به صورت مستقیم روی پدیده فرزندآوری و تعداد فرزندان تأثیرگذار است. شرایط امروز اجتماع به صورتیست که افراد فرصت کمتری برای داشتن فرزند و دغدغه بیشتری برای تربیت آنان دارند. فردی که همزمان تحصیل کرده و البته شاغل است، فرصت تربیت و پرورش پنج فرزند را ندارد. از سوی دیگر، مسائل اقتصادی تاثیر بسزائی در تمایل خانواده ها به کم فرزندی و تک فرزندی داشته و دارد.

 در گذشته فرزندان نقش تولیدکننده در کنار خانواده داشتند. آنها عصای دست پدرشان می­شدند و به پدر فرصت استراحت یا همکاری با خود را می دادند. این در حالیست که در خانواده امروز، فرزندان مصرف کننده هستند. مصرف کنندگانی که برای سالیان طولانی تر در کنار خانواده می مانند. مسئله ای که با عنوان طولانی شدن سن جوانی، از آن نام می برند. فرزندانی که مدت سی سال در کنار خانواده هستند و تامین نیازهای شان را به عهده خانواده می دانند، مصداق بارز این قضیه هستند.

مجموعه این تغییرات منجر به لزوم یک بازنگری درباره مفهوم خانواده و جایگاه آن در نظام سیاستگذاری های جمعیتی شده است. سیاستی که مقام معظم رهبری به نهادها و سازمان های مرجع ابلاغ کردند، نمونه کامل یک سیاستگذاری بود که نقش خانواده را به صورت جامع دیده و به تحولات آن اشاره داشته است.

نکته مهم در این بحث اینکه؛ اجرای یک سیاست باید با ابعاد مختلف و البته مرتبط آن هماهنگ باشد. مثلا وضعیت فرهنگ، اجتماع و اقتصاد باهم همخوانی داشته باشد.

* در صحبت از تحول مفهوم خانواده، سخن از کم فرزندی یا کاهش نرخ باروری به میان آمد. خانم عطائی فر؛ مهم ترین زمینه ها و دلایل روان شناختی این امر در کجاست!؟ اصلا آیا خانواده ایرانی به کم فرزندی تمایل دارد؟

عطائی فر: کاهش باروری در جامعه ایرانی، یک اتفاقی ست که امروز شاهد آن هستیم. دلایل مختلفی برای این پدیده وجود دارد که من در ادامه سخنانم به چند مورد از آنها اشاره می کنم.

از جمله علت­هائی که برای کاهش باروری وجود دارد؛ مهاجرت از روستا به شهر است. باتوجه به مطالعاتی که ما در این باره داشتیم، وقتی ما به جامعه شهرنشین نزدیک می­شویم، توقعات و انتظارات فرد نیز دچار تغییراتی می شود. آنها بجای تولید، مصرف را برمی گزینند و در نتیجه میل آنها به مدیریت این مصرف زیادتر می شود. اختلال در نرخ باروری هم یکی از نخستین پیامدهای مدیریت به سبک شهرنشینی است.

دلیل مهم دیگر، فقدان اصول سلامت روانی در زندگی های شهری است. به این معنا که اجاره نشینی در فضای آپارتمان های امروزی، کم فرزندی را به خانواده ها اجبار می کند. در معماریِ امروز، تعداد فرزندان شما باید کمتر باشد!

یکی دیگر از نکاتی که در ادامه بحث تحول خانواده باید به آن اشاره کنیم و ارتباط این تحول با کاهش تعداد فرزندان را بیشتر مورد توجه قرار دهیم، موضوع فرزندسالاری است. وقتی خانواده ای به فرزندسالاری گرایش دارد، در واقع بیشترین توجه را ما به فرزندش دارد. او انتظارات زیادتری از فرزندش دارد و آینده ای را برای او تصور کرده که شاید دلخواهش نباشد! در این حالت تمرکز خانواده روی فرزندی ست که سالار می پندارد و در نتیجه چون این نوع توجه، مستلزم نوعی از فشار روانی و استرس در تربیت فرزند است، تمایل خانواده به سمت و سوی کم فرزندی خواهد رفت.

* ما از تحول در خانواده ایرانی و افزایش تمایل برای کم فرزندی سخن گفتیم. مسئله ای که کلید تایید یا رد آن در دست پژوهشگران جمعیت شناسی و آمارهای دقیق شما است. سوال من درباره همین آمارهاست. آیا در سال های اخیر-به لحاظ جمعیتی- شاهد بروز تحولات در خانواده ایرانی بوده ایم!؟ تغییراتی که شاید مهم ترین نمود آن در زمان تشکیل خانواده و بعد از آن فرزندآوری اتفاق افتاده باشد.

رازقی: خانواده هم به لحاظ شکل، هم به لحاظ کارکرد و هم به لحاظ ابعاد و زمان تشکیل، تغییر کرده است. نکته مهم مسئله بقا و پایداری خانواده در جامعه ایرانی است که مشابه سایر جوامع است و تمایلی که افراد جامعه ما برای تشکیل خانواده دارند، یک نکته مثبت اضافه بر سازمان است. نگرش مثبت ایرانی به ارزش خانواده و فرزندآوری، همواره در جامعه ما وجود داشته و ارزش محسوب شده است. اما تغییراتی که در این فضا رخ داده، مغایرتی با بحث ارزش خانواده نداشته و باید در کنار جایگاه خانواده، به این تغییرات نیز توجه کرد.

شاید برجسته‌ترین تغییر در خانواده؛ تغییر سن ازدواج زوجین باشد. تغییری که متاثر از شرایط اقتصادی و اجتماعی است و در واقع از اجزاء زندگی مدرنی است که ما در حال تجربه آن هستیم.
افزایش سرمایه اجتماعی، مستلزم بالارفتن سطح تحصیلات و در نتیجه حضور طولانی مدت ما در مدارس و دانشگاه و ادارات است. همین حضور می تواند تشکیل خانواده و فرزندآوری را به تاخیر بیاندازد. همچنین سن فرزندآوری نیز متغیری تاثیرپذیر از این فضاست که در جای خود به آن اشاره خواهم کرد.

بحث دیگر؛ کاهش فرزندآوری و تعداد فرزندان در کشور است. ما در حدود سال ۱۳۵۹؛ نرخی حدود هفت فرزند در خانواده داشتیم. آماری که در سه دهه مدیریت شد و به نرخ تعیین شده-سطح جانشینی- رسید. این یکی از مهم ترین تغییرات در حوزه خانواده بود که البته از علل مختلفی تاثیر گرفت و از سوی دیگر نیز منشاء اثرات زیادی درون خانواده ها شد.

شیب کاهش نرخ باروری از سال ۱۳۵۹ اگرچه بسیار تند بود، اما در دو دهه اخیر روند آرام تری به خود گرفته است. به طوریکه در حدود سال ۱۳۸۵؛ نرخ باروری به ۱.۹ فرزند رسید و در سال ۱۳۹۰؛ به ۱.۸! بعد از آن و در اثر تغییرات جمعیتی که در کشور شاهد بودیم، نرخ باروری دوباره افزایش پیدا کرد و به ۲.۰۸ رسید. یعنی گروه سنی صفر تا چهار سال، دوباره افزایش پیدا کرد.

در بحث از تک­فرزندی اما باید به چند نکته اشاره کرد. نخست اینکه؛ وقتی باروری به زیر سطح جایگزینی یعنی کمتر از دو یک دهم می­رسد، ما با بحران تک فرزندی روبه رو هستیم. مسئله ای که اگرچه در جامعه ما بحران نیست اما به دلیل بالا رفتن سن ازدواج از یکسو و بالا رفتن سن فرزندآوری دوم، بحران پنداشته می شود. در واقع مادران زیادی در جامعه ما، فرزند دوم را در فاصله زیادی با فرزند اول به دنیا می آورند و در واقع مسئله تک فرزندی را در سال های بعد جبران می کنند.

بحث مهم دیگر اغراق درباره آمارهای تک فرزندی و ناباروری در جامعه ماست. ممکن است شما در زمان فعلی، تک فرزندی یا بی­فرزندی را در میان مادران ایرانی نشان دهید. اما واقعیت های آماری نشان می دهد که وقتی زنان به سال های پایان باروری خود می­رسند، تعداد فرزندان ایده­ال شان را به دنیا می آورند. تعداد فرزندان ایده­آل در جامعه ما بالای دو فرزند است. یعنی زنان جامعه ما، طبق آمار عمومیت ازدواج که بالای ۹۸% است، نه تنها می­خواهند ازدواج کنند، بلکه فرزندآوری برایشان مهم است و بالای دو فرزند می­خواهند. این حتی در تهران که پیشگام کاهش باروری در ایران بوده، نیز صادق است.
در سال ۱۳۷۵؛ ۲.۳ درصد از زنان ۴۰ سال و بالای ۴۰ سال، تک فرزند بوده­اند. در سال ۱۳۸۵؛ این نرخ به ۵.۱ درصد و در سال ۱۳۹۵؛ به ۱۲.۳ درصد رسیده است. هرچند که این روند افزایشی است اما برای رسیدن به یک تحلیل درست، نمی توان گفت که خانواده ها تک فرزند مانده اند. روش های مختلف نشان می­دهد که ۷۰ درصد از زنان جامعه ما دو فرزند را به دنیا می­آورند. ۳۳ درصد از زنان؛ بدون فرزند یا تک فرزند هستند. ۳۳ درصد؛ دو فرزند و ۳۳ درصد؛ بالای سه فرزند دارند. حتی درصد زیادی از زنان دانشگاهی به سمت دو فرزندی می­روند.

* در میان صحبت هایتان به این نکته اشاره کردید که ما در برهه ای شاهد کاهش نرخ باروری از ۳.۲ فرزند به ۱.۲ فرزند بودیم. سوال من درباره جایگاه تک فرزندی در این راستا است. آیا تک فرزندی تکنیک کاهش این نرخ در جامعه ایرانی بود!؟

رازقی: باروری تصمیمی است که زوجین براساس شرایط شان می­گیرند. تصمیمی که تاثیر زیادی از شرایط اجتماعی و اقتصادی خانواده و زوجین می گیرد. بنابراین؛ بارورری، در سه سطح کلان، متوسط و خرد  از شرایط اجتماعی نشأت می­گیرد. همچنین نقش عوامل روانی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و فردی نیز در این راستا حائز اهمیت فراوان است.

اگر بخواهیم به زمانی برگردیم که کاهش باروری در ایران شروع شد، باید به حدود سال های ۱۳۶۴ به بعد نگاه کنیم. زمانی که سیاست غیررسمی تشویق باروری در جامعه به پایان خود نزدیک شده بود. کاهش سن ازدواج، سوبسیدهایی که به خانوار­ها پرداخت می شد، معافیت از سربازی برای خانواده­های پر فرزند و … سیاست هائی بود که افزایش باروری در جامعه را پشتیبانی می کرد. اما از سال ۱۳۶۴، خانواده­ها کاهش باروری را آغاز کردند. یعنی علیرغم اینکه سیاست رسمی، چیز دیگری می خواست، خانواده­ها طور دیگری رفتار کردند.

افزایش سطح تحصیلات زنان، توسعه اقتصادی و اجتماعی، گسترش ارتباطات بین المللی، کاهش مرگ و میر مادران و نوزادان موارد مهمی بودند که در تغییر نرخ فرزندآوری خانوارها نقش مهمی ایفا کردند.
در کنار این تحولات اجتماعی و توسعه، عمومیت یافتن استفاده وسایل پیشگیری از بارداری و حمایت جامعه، نهادهای مذهبی و دولتی از برنامه کاهش نرخ فرزندآوری خانواده ها منجر به عمومی تر شدن این تصمیم شد. همچنین اجرائی شدن سیاست تنظیم خانواده و کاهش باروری، به صورت رسمی در سال ۱۳۶۸  اتفاق افتاد و خانواده ها به داشتن دو فرزند یا کمتر تشویق شدند.
نکته مهم در این باره اینکه؛ تک فرزندی در جامعه کنونی ما ایده­آل نبود و نیست!

*چقدر با عزم نهادهای رسمی برای کاهش نرخ باروری در ایران موافق هستید؟ آیا چنین تصمیمی با شرایط اجتماعی آن روز جامعه ایرانی تطابق داشت؟

ابراهیمی: شاید بهتر به جای اینکه تک فرزندی را یک ابزار بدانیم، آنرا عاملی موثر بر سیاستگذاری های سطوح مختلف بدانیم. چه در سطح افراد؛ یعنی در سطح خرد جامعه که منجر به تغییر نگرش افراد شد و چه در سطوح بالاتر اجتماع.

همه ما به یاد داریم که در یک دوره به افراد گفته می­شد؛ بچه برکت زندگی است! در فضای عمومی جامعه، شعارهائی در این باره بیان می­شد که تاثیر زیادی روی تصمیم فرزندآوری خانوارها داشت.

از سوی دیگر و در سطح میانی، نهاد خانواده به یکباره دچار تغییرات زیادی شد. افراد سبک زندگی خاصی داشتند. تعداد فرزندان خانوارها تاثیر مستقیمی روی سبک زندگی آنها گذاشت و این یک نکته قابل توجه بود. نوع خوراک، پوشاک و فراغت تغییر کرد و در واقع وقتی خانواده از شکل گسترده به هسته­ای تغییر کرد، بسیاری از امور درون خانواده نیز تغییر یافت. در پاسخ به سوال شما باید بگویم که سیاست­گذاری اشتباه می­تواند منجر به تغییر در خانواده شود. تغییری که شاید بازگرداندن آن به حالت اول به اسانی ممکن نباشد!

* سهم فضای روانی سالم در تشویق خانواده ها و والدین به کم فرزندی در سیاستگذاری های جمعیتی ما چگونه بوده است؟ آیا در سیاستگذاری های دهه ۶۰ و ۷۰ -که کم فرزندی یا تک فرزندی را به جامعه ایرانی القاء کرد- چنین مسائلی دیده شده بود!؟

عطائی فر: در آنچه روانشناسان در مورد تعداد فرزند مطرح کرده اند، روی نظریه آدلر تمرکز می­کنم و عرایضم را ادامه می دهم. او معایب تک فرزندی را به خوبی مطرح کرده است. تک فرزندی از نظر روانشناسان به خصوص آدلر تایید نشده است. از جمله معایبی که برای تک فرزندی برشمرده­اند، اینکه چون فرد در خانواده تنهاست، کانون توجه والدین است. در نتیجه پس از مدتی به سمت خودشیفتگی می­رود و وابستگی زیادی میان والدین و فرزند ایجاد می­شود.

تک فرزندان از والدین خود الگو می گیرند. این در حالیست که آنان باید از میان هم سالان شان الگوبرداری کنند و مهارت های متقابل را در تعامل با آنان یاد بگیرند. فرد تک فرزند در این مهارت ها و ارتباطات اجتماعی خلاء دارد. آدلر از حس برتری اغراق آمیزی صحبت می­کند که تک فرزندان دچار آن هستند. آنها بر این اعتقادند که دیگران باید از ما محافظت کنند. در نتیجه مسئولیت­پذیری کمی دارند که پیامدهای این عدم مسئولیت پذیری دامن اجتماع را نیز می گیرد.

در وجود تک فرزندان، عدم تمایز یافتگی وجود دارد. آنها استقلال طلبی کمتری دارند و در نتیجه هویت فردی در آنها کمتر یا دیرتر ایجاد می­شود. آنها در یکسو از طیف، کمرو و خجالتی هستند که ارتباط اجتماعی ضعیفی در جامعه دارند و از سوی در تیپ­های اجتماعی مغرور هستند که انتظار محافظت و برآورده شدن خواسته­هایشان را دارند.

تحقیقات روان شناسان نشان می دهد که وقتی خانواده یک فرزند داشته باشد، توقعاتش در همان یک فرزند جمع می­شود و همین سطح بالای توقع، اضطراب و در پی آن افسردگی ایجاد می­کند.

* به نظر شما سهم بیشتر در تصمیم برای تک فرزندی با زمینه های روان شناسی ناقص در جامعه ماست یا مسائل اجتماعی موجود؟

بنظر من، سهم بیشتر مربوط به مسائل جامعه شناختی است.   این مسائل هستند که سهم زیادی در جهت دهی به فضای روانی خانوارها و والدین دارند. بیکاری و مشکلات اقتصادی یکی از مهم ترین اثرگذاران در این رابطه است.

همچنین کمرنگ شدن حمایت­های اجتماعی به خصوص در میان نزدیکان، یکی از مهم ترین فاکتورهای موثر است. قبل­ترها چون خانواده ­ها سنتی و در کنار هم بودند، از حمایت اجتماعی بیشتری برخوردار بودند.

*آیا  جامعه ایرانی دچار آسیب تک فرزندی هست؟

رازقی: تا زمانی که سیاست­ها و برنامه ­ریزی ­هایمان در جهت تسهیل ازدواج و فرزندآوری نباشد، ممکن است روند کاهش بار دیگر به جامعه ما بازگردد. افراد برای فرزندآوری انتخاب­های عقلانی دارند و ارزیابی هزینه –فایده می­کنند. اینطور نیست که تصمیم آنها تحت تاثیر یک برنامه یا شعار فرزندآوری قرار داشته باشد.

بنابراین اگر ما می­خواهیم که خانواده­ ایرانی، به ایده ال خود که بیش از دو فرزند است، برسد، باید مشکلات را از سر راه شان برداریم. سیاست خیلی مهم است و فقط شعار نیست!

سیاست­های جمعیتی که مقام معظم رهبری ابلاغ کردند هم به کمیت و هم به کیفیت این امر اشاره داشت. تاکید بر بعد کمیتی این جریان، راه به جائی نمی برد. وقتی از کیفیت صحبت می­کنیم، یعنی مشکلات خانواده را کم کرده و کمک کنیم تا به اهداف فرزندآوری خود برسند.

بحث مهم دیگری که  باید به آن اشاره کنم؛ تاخیر در به دنیا آوردن فرزند دوم است. خانواده­ ها منتظر زمان مناسبی هستند تا شرایطشان مناسب شود. آنها می­ خواهند به یک ثبات برسند و پس از ثبات فرزند ایده آل را به دنیا آورند. غافل از اینکه صبر کردن و گذشت زمان روی شرایط فیزیولوژیکی فرد تاثیر می­گذارد. وقتی فرزند اول در ۲۴ سالگی به دنیا می­­آید، متوسط اختلاف سنی فرزند اول با دوم چهار و نیم تا پنج سال است اما وقتی این تاخیر گاهی تا هفت سال طول می­ کشد طبیعتا سن مادر نیز بالاتر می ­رود. همین افزایش سن منجر به ناتوانی های جسمی و روحی برای مادر می شود که می تواند تاثیرات نامطلوبی در حاملگی و فرزندآوری او داشته باشد.

بنابراین یکی از دلایل تک فرزندی، فاصله انداختن برای باروری دوم و سوم است. فرد زمانی تصمیم به فرزندآوری دوم می گیرد که زمانی ندارد.

سیاست­ های جمعیتی و باروری، باید در میان خانواده ­ها و فرهنگ ­های مختلف، متنوع باشد. همچنین در هر دوره ای از سیاست گذاری، باید به خواسته ها و شرایط جامعه احترام گذاشت و توجه کرد.

وقتی به سیاست از بالا به پایین نگاه می‌شود، خیلی جواب نمی­دهد و مردم همراه آن نمی ­شوند. مثلا؛ ما برای روی آوردن خانواده­ ها به فرزندآوری، در ارایه خدمات پیشگیری از بارداری محدودیت ایجاد کرده­ایم. این نشان دهنده این است که ما به اهداف خانواده­ ها و شرایطی که دارند، توجه نمی­ کنم و می‌خواهیم که آنها صرفا فرزند بیاورند! این به خانواده و والدین نشان می­دهد که جامعه بزرگتر و نهاد بزرگتر به وضعیت او توجه ندارد. پیشگیری از باراداری احتمال سقط جنین را افزایش می دهد نه افزایش نرخ باروری!

* مهم ترین پیامدهای این تکنیک غلط که در اثر یک سیاستگذاری غیرواقعی یا غلط در جامعه ما برای مدتی تبلیغ شده بود، از منظر شما چیست؟

ابراهیمی: اگر سیاست­های جمعیتی که مقام معظم رهبری ابلاغ کردند، را بخوانیم متوجه مسئله و راه حل خواهیم شد. ایشان در بند دوم از رفع موانع ازدواج سخن گفته اند. همچنین تأکید زیادی بر فرزندپروری کرده اند. همین دو مورد می تواند مبنای یک سیاست درست برای پرهیز از تک فرزندی باشد!

ما معتقدیم که الگوی تک فرزندی الگوی خوبی برای جامعه ما نیست، دلایل مختلفی هم دارد که در پیامدهای تک فرزندی می توانیم به آنها اشاره کنیم. اگر افراد به سمت تک فرزندی بروند، تعاملاتشان در خانواده برهم می­خورد. یک فرزند نیاز به ارتباط با هم نسل خود دارد. یک تک فرزند؛ دائم در خانواده هسته­ای با پدر و مادر خود ارتباط برقرار می­کند. این فرد در فرایند اجتماعی شدن دچار مشکلات زیادی است. در نتیجه؛ وقتی تک فرزندی الگوئی ثابت می­شود، شما در آینده با افرادی مواجه خواهید بود که بلد نیستند ارتباط برقرار کرده و تعارضات خود را کنترل کنند!

تنهایی و انزوا و در پی آن عدم برخورداری از حمایت های اجتماعی و خانوادگی یکی دیگر از پیامدهای تک فرزندی برای افراد و جامعه است.

باب شدن تک فرزندی در جامعه، خیلی خطرناک است. فرد وقتی از فضای خانواده بیرون برود، با افراد درجه یک خانواده مانند خاله، عمو و دایی ارتباطی نخواهد داشت و این ارتباطات مفهومش را برای او از دست می­دهد. حتی در سطوح پایین هرم نیاز افراد مثلا بحث معیشتی، این فرد حمایت اقتصادی چندانی از سوی آشنایان خود نخواهد داشت.

قضیه خطرناک ماجرا این که مشکل ما، مشکل طبقه متوسط تحصیل کرده است. افرادی که این الگو را تائید می ­کنند و می گویند که باید تک فرزند باشیم چون نگاهمان تغییر کرده یا شرایط اقتصادی مطلوبی برای مان فراهم نیست! من بارها در مصاحبه­ها شنیده­ام که می­گویند من یک فرزند خوب داشته باشم بهتر از این است که سه فرزند داشته باشم و درگیر مسائلشان باشم.

جامعه ما در حال گذار و تغییر و پیشرفت است. یک اتفاق جمعیت شناسی، جامعه شناسی و روانشناسی در این میان رخ می­دهد که حدوث آن اجتناب ناپذیر است. ما باید این حادثه ها را کنترل کنیم و راه این کنترل نیز، سیاست­گذاری­ ها است.

اگر از یک طرف به سیاست‌گذاران نقد می ­کنیم، از سوی دیگر نیز باید به خودمان که مردم هستیم نقد داشته باشیم. خیلی اوقات نگاه مردم این است که برخی از اتفاقات فردی و تصمیم شخصی آنها است. در صورتی که درست نیست زیرا وقتی فردی در فضای اجتماعی زندگی می­کند، تابع یک سری هنجارهای اجتماعی هستند. در بحث تک فرزندی و جمعیت نیز ممکن است ابتدا و در مرحله اول یک تصمیم فردی و شخصی باشد اما در فضای اجتماعی تاثیرگذار است. برخی اوقات این سیاست ­ها توسط مردم پذیرفته نمی­ شوند زیرا می­ گویند آنها در حریم شخصی ما وارد می­شوند. باید مردم را اقناع کرد. تصمیم­گیری فرد برای ازدواج یا فرزندآوری، می­تواند ماجرای اجتماعی را تغییر بدهد.

هنر ما در این است که سیاست ها را درست وضع کرده و بعد مردم را همراه آنها کنیم. مهارت ها را به درستی به خانواده ها و والدین آموزش داده و در راه اجرائی شدن سیاست درست از آن بهره برداری کنیم.

* پیامدهای تک فرزندی در سطح میانی و کلان چه خواهد بود؟

پیامدهایی که تک فرزندی برای جامعه خواهد داشت، در سطح کلان؛ بحران­های جمعیتی است. بحران هائی که  درباره آنها اغراق زیادی شده است. اما یکی از مسائل که می­تواند اتفاق بیافتد، کاهش سرمایه اجتماعی است.

اگر سیاست ­های جمعیتی به عنوان یک سیستم حمایتی به کمک افراد نیاید، افراد اعتمادشان را به جامعه از دست می­ دهند و این فقدان اعتماد فقط جنبه شخصی و فردی ندارد. بلکه منجر به کاهش مشارکت افراد می­شود. افراد احساس تعلق و تعهد به ساختارهای جامعه نمی­کنند و در چنین حالتی ممکن است بگوید من جدا از این جامعه هستم!

اتفاقی که در مقابل آن باید روی افزایش مسئولیت فردی تاکید داشت. نتیجه این عدم تعلق و تعهد، کاهش مشارکت، اعتماد و سرمایه اجتماعی است که برای جامعه خیلی خطرناک است. امری که منجر به چنددستگی در جامعه می شود. مردم به شرایط جامعه آسیب میزنند و مثلا بجای فرزندآوری بیشتر در شرایط منع استفاده از لوازم پیشگیری، دست به سقط جنین می زنند. این در حالیست که ما در چارچوب هنجارهای دینی و ارزشهای اسلامی عمل می‌کنیم و اگر در جامعه سقط جنین اتفاق بیافتد، به یک نحوی اعتراض پنهان است.

براساس تئوری­ های جامعه شناسی؛ افرادی که احساس تنهایی می­کنند و دچار رهایی شده­اند، احتمال آسیب رسانی دارند. حال این آسیب، یا گوش نکردن به حرف حکومت ها، کمک نکردن به تحقق سیاست­های و مواردی از این دست است.

همیشه سیاست کاهش یا افزایش فرزند خوب نیست و باید به تناسب شرایط رقم بخورد. اما اگر رشد منفی را داشته باشیم، و تک فرزندی الگوی قالب جامعه شود، ما کاهش پویایی و جوانی جمعیت را خواهیم داشت. جمع شدن هرم جمعیتی یکی از مهم ترین زنگ خطرهای این بحث است.

در سطح میانی نیز شبکه ­های تعاملاتی و حمایتی خانواده برهم می ­ریزد. وقتی افراد در خانواده احساس کنند که حمایت نمی­ شوند و ارتباط خوبی باهم ندارند، قاعدتا نتیجه آن در جامعه پدیدار می شود. وقتی تحلیلگران اجتماعی یا روانشاسان می­خواهند بگویند فرد چه مشکلی دارد، می­ گویند که زمینه آن از خانواده آمده است. اگر در محیط خانواده فضای امن و آرام وجود نداشته باشند و فرد احساس ارامش نکند، قاعدتا بروز آن در جامعه خشونت، اعتیاد و مسائل دیگر می­شود. من در حوزه مشارکت و اشتغال زنان نیز همین را می­گویم که اتفاقا نگاه ­های فمینیستی کاملا به جریان آرامش زنان ضربه وارد می­کند زیرا می ­خواهد زن از خانواده جدا شود. هرجایی که افراد از خانواده جدا شوند و اهمیت نهاد خانواده کم شود به مشکل بر می­ خوریم. الگوی تک فرزندی، کوچک شدن خانواده‌ها و جزیره­ای شدن آنها، منجر به این می­شود که خانواده دچار اختلال شود.

* مهم ترین پیامدهای روانشناسی تک فرزندی برای جامعه چیست؟

عطائی فر: اگر تک فرزندی بخواهد گسترش و ادامه پیدا کند، تبعات آن اختلال در سلامت جامعه می­شود. علتش این است که وقتی به تک فرزندی گرایش پیدا کنیم، انسجام خانواده خیلی کم می‌شود. بعد از آن نشاط در جامعه و دید مثبت به زندگی کمرنگ­تر می­شود.

جامعه تک فرزند؛ بیشتر به سمت و سوی فردگرایی می‌رود که نزدیک به فرهنگ غرب است. فرهنگ غرب بیشتر به سمت و سوی فردگرایی رفته و حمایت­های عاطفی نیز بین افراد-به دلیل همان مقوله فردگرایی-کم شده است. اتفاق دیگری که در خانواده­ها رخ می­دهد عدم پایداری روابط زوجین است. در خانواده­هایی که تعداد فرزندان کمتر است، پایداری روابط زوجین هم کمتر است. در خانواده ­هایی که تعداد فرزندان بیشتر از یک نفر است بیشتر حس دلگرمی برای والدین وجود دارد و اتفاق آشیانه خالی خیلی دیرتر اتفاق می­افتد.

رازقی: من تأکید می­کنم که الگوی باروری ما، الگوی دو فرزندی و تک فرزندی نیست. بیش از ۷۰ درصد زنان ما دو فرزند و یا بالاتر به دنیا می­آورند. این خیلی مهم است. اما اگر بخواهیم تک فرزندی را در جامعه فرضی بیان کنیم، باید بگویم که وقتی باروری به زیر نرخ جانشینی می­رسد و پایین می­آید، تک فرزندی به وجود می­آید. اگر این تک فرزندی رخ بدهد، دو موضوع اتفاق می­افتد. یکی اینکه باروری به سطح خیلی پایینی می­رسد. یعنی به زیر سطح جایگزینی، یعنی ۱.۵ یا ۱.۳ فرزند می رسد که خیلی خطرناک است.

وقتی جامعه ­ای به باروری زیر ۱.۳ ­رسید، ممکن است به یک تله جمعیتی یا باروری برسد! تله ای که بیرون آمدن از آن کمی مشکل است. نتیجه رسیدن به این تله در دو محور متبلور است؛ یکی بحث تغییر ساختار سنی به سمت سالخوردگی جمعیت، که یک پیامد این موضوع افزایش بار تکلف برای دیگران است و در واقع جمعیت مصرف کننده که از جمعیت فعال جامعه جدا شده، بیشتر می ­شود.

سه گروه سنی به هم می­خورد و ساختار سنی جامعه تغییر می­ کند. نکته ای که روی آن تأکید می­ کنم، اینکه؛ الگوی ما دو فرزندی است و نباید نگران باشیم. باید به خانواده ­ها کمک کنیم که این الگو حفظ شود. ما باید سیاست ­ها و برنامه ­هایمان در جهت حفظ همین الگویی باشد که داریم. زیرا وضعیت جمعیتی ما وضعیت خیلی خوبی است و الان یک دهه است که وارد پنجره جمعیتی شدیم. این فرصت خیلی مناسبی است. بنابراین ما ازاین وضعیت و فرصت مناسب باید استفاده کنیم. باید شرایط ازدواج و فرزندآوری را فراهم کنیم. ما اگر بتوانیم سن ازدواج را کاهش بدهیم قدم خیلی زیادی برداشتیم.

سن فرزندآوری ما بالا نیست زیرا همانطور که گفتم فاصله ازدواج تا فرزند اول سه و نیم سال است. یعنی همه خانواده ­ها فرزند اول را می‌خواهند و ۹۰ درصد فرزند اول را به دنیا می ­آورند، فرزند دوم را هم می­ خواهند. اتفاقی که افتاده این است که سن ازدواج بالا رفته است. اگر بتوانیم تلاشمان به این سمت باشد که شرایط ازدواج جوانان را فراهم کنیم با خیال راحت بگوییم که هیچ زمانی این شرایط را نخواهیم داشت و الگوی دو فرزندی یا بالاتر ما حفظ خواهد شد.

وزارت علوم برای جذب هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان بودجه اختصاص دهد

وزارت علوم برای جذب هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان بودجه اختصاص دهد

به گزارش محفل ایمانی شیب الخضیب به نقل از خبرنگار مهر، فضل الله رضایی امروز در دیدار روسای دانشگاه های استان یزد با استاندار با ارائه گزارشی از روند فعالیت دانشگاه فرهنگیان اظهار داشت: دانشگاه فرهنگیان، مراکز تربیت معلم سابق هستند که پیشینه فعالیت آن به ۱۰۰ سال می رسد.

وی عنوان کرد: در برخی دولتها به دانشگاه فرهنگیان توجه شد و در برخی دولتها به طور کامل تعطیل شد که این نگاه سبب بروز مشکلات جدی در آموزش و پرورش شد زیرا از یک سو خیل عظیم بازنشستگان و از یک سو نیاز به نیروهای جدید سبب شد آموزش و پرورش به سمت جذب نیروهای حق التدریس برود.

رضایی بیان کرد: در کل کشور ۶۴ پردیس فرهنگیان مشغول فعالیت هستند و دانشجویان ما متعهد کار برای آموزش و پرورش هستند و از ابتدای ورود به دانشگاه حقوق دریافت می کنند.

وی تصریح کرد: در حال حاضر وضعیت آموزش و پرورش از نظر نیروها چندان مناسب نیست و اگر اعتقاد داریم نیروی انسانی مهمترین رکن است باید برای آموزش و پرورش تلاش جدی کنیم.

رضایی ادامه داد: اگر آموزش و پرورش متحول شود و خروجی های خوبی داشته باشد، دانشگاه های ما نیز متحول خواهد شد.

 رئیس دانشگاه فرهنگیان یزد در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه دانشگاه فرهنگیان با کمبود هیئت علمی مواجه است، اظهار داشت: هیئت علمی در این دانشگاه کم است و وزارت علوم برای جذب هیئت علمی همکاری نمی کند.

وی از دیگر مشکلات دانشگاه فرهنگیان یزد را کمبود فضا و فرسودگی فضا دانست و افزود: فضاهای ما فرسوده است و با توجه به اینکه دانشگاه فرهنگیان شبانه روزی است، مشکلات در این حوزه نمود بیشتری دارد.

رضایی در مورد ظرفیت های خالی دانشگاه فرهنگیان نیز بیان کرد: آموزش و پرورش کارفرمای دانشگاه فرهنگیان و ما پیمانکار آموزش و پرورش هستیم و در شرایطی که آموزش و پرورش نیرو می خواهد، نتوانسته ردیف استخدامی بگیرد به همین دلیل ظرفیت های دانشگاه فرهنگیان خالی مانده است.

تصمیمات دردسرساز در فضای مجازی/پیام‎رسانها محتاج حمایتند یا رقابت

تصمیمات دردسرساز در فضای مجازی/پیام‎رسانها محتاج حمایتند یا رقابت

به گزارش محفل ایمانی شیب الخضیب به نقل از خبرگزاری مهر به نقل از صدا و سیما، رضا تقی پور عضو شورای عالی فضای مجازی در ارتباط تلفنی با برنامه گفتگوی ویژه خبری سیما گفت: اراده جدی برای حمایت از پیام رسان های داخلی تاکنون در کشور وجود نداشته است.

وی افزود: حمایت از این پیام رسان ها ناکافی بوده است و باید به طور جدی تر از پیام رسان های داخلی حمایت کنیم.

عضو شورای عالی فضای مجازی گفت: مسئولان مرتبط با فناوری ارتباطات باید اعتماد عمومی را به پیام رسان های داخلی بالا ببرند.

تقی پور افزود: باید به مردم بگوییم که حریم شخصی آنان بر اساس قانون اساسی در پیام رسان های داخلی حفظ می شود.

وی گفت: پیام رسان های داخلی قادر به پاسخگویی به استقبال عمومی مردم نیستند و القای عدم اعتماد مردم به این پیام رسان ها از سوی برخی از مسئولین به هیچ وجه درست نیست.

عضو شورای عالی فضای مجازی تصریح کرد: ضرباتی که کشور از نرم افزارهای خارجی دیده بسیار زیاد است.

وی افزود: اگر پیام رسان های خارجی مهار نشوند به هیچ حد و مرزی قناعت نمی کنند در حالی که نرم افزارهای داخلی هیچ گاه چنین رفتاری از خود بروز نمی دهند.

تقی پور گفت: باید به مردم بگوییم با پیام رسان های داخلی بهتر می توانیم از اطلاعات آنان صیانت کنیم.

عضو هیئت عامل سازمان فناوری اطلاعات وزارت ارتباطات هم در این برنامه گفت: باید شاهد رشد واقعی و رقابت در پیام رسان های داخلی باشیم و حمایت صرف از آنان در آینده به عاملی برای جلوگیری از رشد این پیام رسان ها تبدیل خواهد شد.

خسرو سلجوقی افزود: نباید این انحصار را برای تلگرام ایجاد می کردیم اگر پیام رسان های خارجی دیگری هم در کشور فعال بودند تا این حد از تلگرام استقبال نمی شد.

وی تصریح کرد: باید انحصار داخلی و خارجی در همه پیام رسان ها شکسته شود.

عضو هیئت عامل سازمان فناوری اطلاعات وزارت ارتباطات گفت: اعتماد جامعه به پیام رسان های داخلی آنگونه که باید نیست.

سلجوقی افزود: امروز پول مجازی در دنیا مرسوم شده است و نباید باز هم به آن به صورت انحصاری بنگریم.

وی گفت: با هدف حمایت از پیام رسان های داخلی استفاده از پیام رسان های خارجی در بانک ها به طور کلی ممنوع شده است.

عضو هیئت عامل سازمان فناوری اطلاعات وزارت ارتباطات افزود: پیام رسان های داخلی در سه سطح زیر سه میلیون بین سه تا پنج میلیون و بالای پنج میلیون کاربر تقسیم بندی شده و مورد حمایت قرار می گیرند.

سلجوقی گفت: اگر بتوانیم اعتماد مردم را به پیام رسان های داخلی جلب کنیم خود آنها در فضای تهدید مجازی هم ورود و مقابله می کنند.

سید احسان قاضی زاده عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هم در ارتباط تلفنی با این برنامه گفت: ۱۷۰ نماینده مجلس در نامه ای به سران قوا خواستار حمایت از پیام رسان های داخلی و از بین رفتن انحصار پیام رسان های خارجی شده اند.

وی افزود: بودجه بندی و اختصاص پهنای مناسب برای پیام رسان های داخلی می تواند از پیشنهادهای دولت به مجلس برای حمایت از این پیام رسان ها باشد.

قاضی زاده گفت: درآمد برخی اپراتور ها از محل پیام رسان های خارجی سالانه ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد تومان بود.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس افزود: سرمایه گذاری که برای جا انداختن تلگرام در کشور شد برای هیچ پیام رسان دیگری صورت نگرفت.

وی گفت: پیگیری آوردن سرورهای تلگرام به کشور از جمله سرمایه گذاری های ویژه برای این پیام رسان خارجی است.

قاضی زاده افزود: اگر حس اعتماد عمومی مردم به پیام رسان های داخلی را می دیدیم شاهد چنین شرایطی نبودیم.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: همه پیام رسان های داخلی و خارجی بسته شد تا یک پیام رسان خارجی به طور انحصاری فعالیت کند و ۴۰ میلیون کاربر ایرانی را جذب خود نماید.

سیدجعفر خورشاد مدیر عامل پیام رسان سروش نیز در این برنامه گفت: در چند هفته گذشته شاهد اقبال عمومی به این پیام رسان بودیم به طوری که هم اکنون بیش از سه میلیون نفر عضو آن هستند.

وی افزود: در سه هفته گذشته شاهد هجوم بی سابقه کاربران پیام رسان سروش بودیم که باعث اختلال در آن شد اما این اختلال هم اکنون رفع شده است.

خورشاد گفت: هم زمانی استفاده از پیام رسان سروش چت و دانلود ۱۱ برابر پیش بینی های ما بود.

خَلق سازوکارهای قانونی برای اعطای حقوق‌های نجومی!

خَلق سازوکارهای قانونی برای اعطای حقوق‌های نجومی!

کی از ویژگی‌های مدیریت تکنوکرات، این است که از مبحث «اَشرافیت» خیلی ساده عبور می‌کند و بعضاً آن را توجیه می‌کند و ضروری می‌داند. ما در چهره‌های نظری این جریان هم این تفکر را می‌بینیم. مثلاً آقای سریع‌القلم ـ همانطور که در کتاب «از مکتب نیاوران تا کابینه توسعه‌گرا» هم ذکر شده ـ خیلی صریح می‌گویند که مدیران باید کسانی باشند که شکم‌هایشان سیر باشد و به اندازه کافی سوار هواپیما و غیره شده باشند، سفر خارجه زیاد رفته باشند و از قشر مرفه و بی‌دغدغه جامعه باشند! از نظر شما دلیلی که حضرت امام (ره) و بعد از ایشان مقام معظم رهبری، در نقد اشرافیت و قرار دادن این مسئله در مقابل جریان انقلاب داشتند، چه بوده است؟ و چه مشکلی پیش می‌آید اگر این موضوع را مقبول بدانیم؟

بسم الله الرحمن الرحیم. زمانی که انقلاب در حال وقوع بود، طبقه‌ای متمایل به پایین‌تر از طبقه متوسط یا به عبارتی همان طبقه مستضعف، با دیدن اشرافی‌گری،‌ تجمل‌گرایی و مسائل مربوط به رژیم فاسد شاه و با رهبری‌های حضرت امام (ره)، حرکت و نهضتی را در لبیک به فرمایش ایشان شروع کردند که منتج به پیروزی انقلاب اسلامی شد.
 
پس از انقلاب، برخی‌ از افراد این طبقه‌ی مستضعف، در جایگاهی قرار گرفتند که البته تا مدت‌ها همان زی ساده‌زیستی را داشتند؛ اما به نظر می‌رسد اکنون بخشی از آن افراد، تغییر طبقه داده‌اند. یعنی اگر ابتدای انقلاب از طبقه‌ی مستضعف و ساده‌زیست جامعه بودند، پس از مدتی با نگرش اشرافی، خود را به طبقه متوسط و بعضاً مرفه رسانده‌اند. این نگرش متأسفانه روزبه‌روز افزایش یافته و عملاً ترویج هم می‌شود. البته الان نیز بین مسئولان، افرادی هستند که با زی ساده‌زیستی زندگی کنند و نمونه‌ی عالی آن هم مقام معظم رهبری هستند و البته حضرت امام خمینی(ره) در زمان حیات‌شان؛ اما برخی این موضوع را برنمی‌تابند و در عمل اشرافی‌گری را ترویج می‌دهند.

در حال حاضر، تصمیم‌سازان، تصمیم‌گیران و مجریان به یکدیگر نان قرض می‌دهند. کارشناسان تصمیم‌ساز می‌گویند حقوق کم است و اکثریت مجلس نیز به جای اعتراض، تأیید و همراهی می‌کنند. البته چون ذی‌نفع هم هستند، هیئت تطبیق ـ که رئیس مجلس دستور تشکیل آن را داده تا جلوی مصوباتِ خلاف قانون دولت را بگیرد ـ از کنار این مسئله به سادگی عبور می‌کند و خوب دولتی‌ها هم راغب هستند و افزایش حقوق را اجرا می‌کنند.

لذا شما می‌بینید علی‌رغم اینکه رهبر معظم انقلاب «حقوق‌های نجومی» را مایه‌ی رنج و ناراحتی مردم عنوان کردند و خواستار مقابله‌ی جدّی با این مسأله شدند، ولی در عمل با آن مبارزه نشد و متأسفانه گسترش هم پیدا کرد.
 
آیا این موضوع کتمان و پنهان شد؟

خیر. فقط بخش‌هایی از آن پنهان شد، آن هم در ظاهر. اصلاً این حقوق‌های زیاد را حقّ خودشان می‌دانند! یعنی اگر تاکنون از مطرح کردن این موضوع تا حدّی ابا داشتند، الان می‌گویند حق ماست. لذا سوءاستفاده‌هایی که در این زمینه شده، بسیار زیاد است.

برای مثال در حال حاضر گفته می‌شود صندوق بازنشستگی ورشکسته است. منتها گزارش اخیر سازمان بازنشستگی، حقوق‌های ماهیانه‌ی حدود 20 میلیون تومان را برای برخی بازنشستگان نشان می‌دهد؛ خوب معلوم است که چنین صندوقی زمین می‌خورد. فاصله‌ی طبقاتی هم در این صندوق بسیار زیاد است. کسی می‌گفت حدود یک میلیون در ماه اجاره می‌دهم اما حقوقم 100هزار تومان کمتر از این مبلغ اجاره است. این در حالی است که برخی از 17 تا 20 میلیون تومان از سازمان بازنشستگی کشوری حقوق دریافت می‌کنند. از طرفی هم می‌گویند این سازمان، ورشکست شده؛ راست هم می‌گویند!

در ارتباط با حقوق‌های نجومی، یک جاهایی قانون‌گذار چشم خود را می‌بندد، یک جاهایی هم حواسش نیست. اما یک جاهایی حواسش هست و عمداً دست دولت را باز می‌گذارد. لذا شما می‌بینید که بر اساس اجازه‌ای که یک قانون‌گذار به یک کارگروه داده است ـ کارگروه هم دو نفر هستند: آقای طیب‌نیا وزیر [وقت] اقتصاد و آقای نوبخت رئیس سازمان برنامه ـ دستورها را می‌نویسند و می‌گویند هر مقدار خواستید می‌توانید حقوق مصوب کنید. آن وقت می‌بینید حقوق‌های بسیار زیاد برداشت می‌کنند.

نمونه‌ی دیگر، «صندوق توسعه ملی» است. هیأت امنای این صندوق، اختیار تعیین حقوق اعضای هیأت عاملِ صندوق را به خود هیأت عامل داده بود و هیأت عامل نیز حداکثر حقوق را تعیین کرده بود و در نتیجه شاهد حقوق نجومی امثال آقای صفدر حسینی بودیم.
 
آیا این کار قانونی بود؟

ظاهر قانون را درست می‌کنند. از لحاظ قانونی خلاف نیست، ولی حداکثر استفاده را از قانون کردند و حقوق بالای پنجاه میلیون تومان برای صفدر حسینی تعیین کردند. با احضار و بازخواست صفدر حسینی، او می‌گوید بر اساس این مجوز و این قانون، این حقوق را گرفته‌ام.

هم‌اکنون هم این کار ادامه دارد. رئیس دیوان محاسبات حقوق کلان برداشت می‌کند. در کمیسیون بودجه از او پرسیدم شما چقدر حقوق برداشت می‌کنی؟ اما او جواب نمی‌دهد. چرا جواب نمی‌دهد؟ چون می‌داند به هرحال مبلغ زیادی را دارد برداشت می‌کند. از طرفی هنگامی‌که می‌پرسیم سقف حقوق 20 میلیون از کجا آمده است؟ در جواب می‌گویند هیچ مبنای قانونی ندارد ولی باز هم انجام می‌دهند!

یا در جای دیگر، در گزارش آمده آن‌هایی که بالاتر از هشتاد میلیون تومان وام قرض‌الحسنه بگیرند، تخلف کرده‌اند! اصلاً اعطای وام قرض‌الحسنه در دستگاه دولتی غیرقانونی است حتی اگر یک میلیون باشد. اما شما می‌گویید اگر کسی هفتادونه میلیون بردارد، اشکالی ندارد! آن وقت مستضعفی که می‌خواهد یک میلیون تومان وام قرض‌الحسنه از بانکی بگیرد، به او نمی‌دهند.

بنابراین نه تنها این موضوع کاهش پیدا نکرده، بلکه افزایش هم داشته است. از طرفی می‌گویند برای پروژه‌های عمرانی بودجه نیست. اما با مشاهده‌ی ستاد‌ها و اتاق‌های مسئولین، متوجه می‌شویم که چقدر اسراف وجود دارد. غذاهایی که تهیه می‌شود، غذاخوری‌هایی که در دستگاه‌ها وجود دارد. درحالی‌ که بسیاری از مردم، شب‌ها با شکم گرسنه می‌خوابند، از آن طرف در ضیافت‌هایی که در دستگاه‌‌های دولتی برگزار می‌شود، مقدار زیادی غذا داخل سطل آشغال ریخته می‌شود.

بحث مدیران دوتابعیتی، دو نوع تأثیر دارد. اولین تأثیر بر تصمیم‌سازی‌ها است که این، مهم‌تر از تأثیر دوم، یعنی تأثیر بر تصمیم‌گیران است. بعضی اوقات گزارشی تهیه می‌کنند که در آن، اطلاعات اشتباهی را ارائه می‌دهند. یعنی به نحوی اطلاع‌رسانی می‌کنند که مسئولی که می‌خواهد تصمیم بگیرد، تصمیماتی در جهت غیرمقاوم‌سازی کشور بگیرد و بخش‌های مختلف کشور مخصوصاً اقتصاد را در مقابل خارج، لرزان کند. نفوذ فقط این نیست که افرادی مستقیماً جاسوس شوند، بلکه افرادی نیز هستند که در باطن، منافعشان دانسته یا نادانسته گره می‌خورد به اینکه کشور خود را  تضعیف کنند، مردم را ناامید، ترسان و غیرمطمئن به خود کنند و همچنین توجه مردم را به خارج از کشور معطوف کنند. این‌ افراد در مراکز تصمیم‌سازی نفوذ کرده‌اند.
 
همان‌ طور که در صحبت‌های شما هم مطرح شد، یکی از دلایلی که با موضوع اشرافیت برخورد نمی‌شود، ذی‌نفع بودن خودِ افراد است. قطعاً شفافیت در اقتصادِ ایران، جلوی خیلی از فسادها را می‌گیرد. این مسئله‌ی شفافیت را می‌توان طی چند سال عملی کرد. به نظر شما اجرایی نشدن این موضوع، به خاطر همین ذی‌نفع بودن‌ افراد است و یا دلایل دیگری هم دارد؟

ما شفافیت را در قانون برنامه آوردیم. اما مخالفت‌های زیادی با این موضوع شد. هنوز هم متأسفانه این برنامه را اجرا نکرده‌اند.
 
بحث دیگری که وجود دارد، موضوع «مدیران دوتابعیتی» است. در حال حاضر خبر یا نکته‌ی جدیدی پیرامون این موضوع هست؟ به نظر شما تأثیر دوتابعیتی بودن بر تصمیم‌گیری برخی از مدیران ـ باتوجه به لفظ رهبر معظم انقلاب که گفتند کشورفروشی ـ چیست؟

بنده به عنوان عضو هیئت رئیسه‌ی تحقیق و تفحص درباره‌ی مدیران دوتابعیتی، ان‌شاءالله به زودی گزارشی را در این رابطه تقدیم ملت ایران خواهم کرد.
 
بحث مدیران دوتابعیتی، دو نوع تأثیر دارد. اولین تأثیر در تصمیم‌سازی‌ها است که این، مهم‌تر از تأثیر تصمیم‌گیران است. بعضی اوقات گزارشی تهیه می‌کنند که در آن، اطلاعات اشتباهی را ارائه می‌دهند. یعنی به نحوی اطلاع‌رسانی می‌کنند که مسئولی که می‌خواهد تصمیم بگیرد، تصمیماتی در جهت غیرمقاوم‌سازی کشور بگیرد و بخش‌های مختلف کشور مخصوصاً اقتصاد را در مقابل خارج، لرزان کند. رهبر معظم انقلاب پیرامون این مسئله، دو بحث را مطرح می‌کنند: اول تصمیم‌سازان که خصوصاً در سال 94 بر آن تأکید کردند و دوم تصمیم‌گیران. فرمودند که نفوذ از این دو محور در حال وقوع است. نفوذ این نیست که فقط افرادی مستقیماً جاسوس شوند. افرادی هستند که در باطن، منافعشان دانسته یا نادانسته گره می‌خورد به اینکه کشور خود را تضعیف کنند، مردم را ناامید، ترسان و غیرمطمئن به خود کنند و همچنین توجه مردم را به خارج از کشور معطوف کنند. این‌ افراد در مراکز تصمیم‌سازی نفوذ کرده‌اند.

نفوذی‌های تصمیم‌گیر هم در دولت، مجلس و جاهای دیگر حضور دارند. همچنانکه دیدیم در مذاکرات بسیار مهم هسته‌ای و برجام، چهار جاسوس به چهار نوع مختلف (در مسئله مالی، فرهنگی و مسائل دیگر) وجود داشتند.
اتفاقاتی که در حال حاضر برای کشور روی می‌دهد، همین تحریم‌های جدید، همه‌ی این‌ها ناشی از همان اطلاعاتی است که از درون آن هیئت منتقل می‌شد و نقاط ضعف داخل کشور را به بیرون منعکس می‌کرد.
 
امیدواریم گزارشاتی که فرمودید، اگر ترتیب اثر داده نمی‌شود، حداقل در اختیار مردم قرار بگیرد.

حتماً. ما حرکت دیگری که انجام دادیم، طرح استیضاح رئیس دیوان محاسبات مجلس است…. اطلاعات بسیار زیادی از احکام محکومیتی نسبت به بسیاری از افراد داریم، اما به خاطر قدرتی که دارند، این احکام فراموش شده است. اتفاقاتی در گذشته افتاده که متأسفانه مشابه آن‌ها هنوز هم در حال رخ دادن است. ما پیگیری خواهیم کرد ان‌شاءالله.
 
 
حسینعلی حاجی‌دلیگانی

پایگاه برهان

انتهای متن/

بیماران خاص صاحب سالن اختصاصی می شوند

بیماران خاص صاحب سالن اختصاصی می شوند

 بیماران خاص صاحب سالن اختصاصی می شوند به گزارش محفل ایمانی شیب الخضیب به نقل از  گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از کرمانشاه ؛ مدیرکل ورزش و جوانان استان کرمانشاه در دیدار با اعضای هیئت بیماران خاص و پیوند اعضاء استان گفت: سالن اختصاصی ویژه ورزشکاران این هیئت با ظرفیت بخش خصوصی در کرمانشاه ساخته می‌شود.

ارسلان حسینی از همه خیران استان دعوت کرد به منظور کاهش مشکلات این قشر و ایجاد شادابی و شور و نشاط در میان ان‌ها در زمینه ساخت این سالن ورزشی به کمک هیئت بیماران خاص استان بشتابند.

وی افزود: تا زمان ایجاد این سالن، از سوی این اداره کل یک فضای مناسب ورزشی دیگر به همراه امکانات ورزشی لازم در اختیار این هیئت برای اجرای برنامه‌های ورزشی و تمرینی خود پیش بینی شده است.

حسینی با بیان اینکه اداره کل ورزش و جوانان استان کرمانشاه زمینه احداث این مکان را با استفاده از ظرفیت‌های ماده ۲۷ فراهم کرده است، گفت: امیدواریم با ایجاد این سالن ورزشی و همت هیئت استان افراد بیشتری از این قشر به ورزش روی آورند.

ارکان پنج گانه و تصمیمات حساس

ارکان پنج گانه و تصمیمات حساس

به گزارش محفل ایمانی شیب الخضیب به نقل از مشرق، «علیرضا دهلوی» در یادداشت روزنامه «جوان» نوشت:

در ارتباط با نقش دخالتی بانک مرکزی باید یادآور شد که اصولاً بانک‌های مرکزی، بانک‌ها را غافلگیر نمی‌کند و به جامعه شوک وارد نمی‌آورد. 

بانک مرکزی باید مظهر آرامش و قاعده‌مندی باشد. نکته دیگر نقش اصلی سیستم بانکی در اقتصاد است. 

وقتی از توسعه اقتصادی حرف می‌زنیم و می‌خواهیم به سمت ایجاد ظرفیت‌های بیشتر تولید برویم یکی از پیش‌نیازهایش سیستم بانکی کاراست که بتواند منابعی را تجمیع کند و در اختیار تولیدکنندگان بگذارد و به‌عنوان یک واسطه وجوه بین صاحبان سپرده و گیرندگان تسهیلات، کارآفرینان و تولیدکنندگان قرار بگیرد. 

بانک مرکزی ایران براساس ماده ۱۶ قانون پولی و بانکی، دارای ارکان زیر است:

۱- مجمع عمومی 

۲- شورای پول و اعتبار 

۳- هیئت عامل 

۴- هیئت نظارت اندوخته اسکناس 

۵- هیئت نظارت عمومی

براساس ماده ۱۷ قانون پولی و بانکی، مجمع عمومی که ریاست آن با وزیر دارایی بوده، مهم‌ترین وظیفه‌اش رسیدگی و تصویب ترازنامه بانک مرکزی است. 

جلسات این مجمع حداقل سالی یک‌مرتبه تا پایان تیرماه و در مواقع دیگر به نظر وزیر دارایی یا پیشنهاد رئیس کل بانک مرکزی (به دعوت وزیر دارایی) تشکیل خواهد شد. 

  

شورای پول و اعتبار

شورای پول و اعتبار به منظور مطالعه و اتخاذ تصمیم درباره سیاست کلی بانک مرکزی ایران و نظارت بر امور پولی و بانکی کشور ایجاد شده است. 

اعضای شورای پول و اعتبار عبارتند از: رئیس کل بانک مرکزی (که ریاست شورا را به عهده دارد)، دادستان کل کشور یا معــــاون وی، معاون وزارتخانه‌های اقتصاد و دارایی، جهــادکشاورزی، صنعت، معاون سازمان برنامه، رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن، دو نفر مطلع در امور مالی و پولی و یک نفر از خبرگان بانکی. 

همچنین شورا می‌تواند از اشخاص صلاحیت‌دار برای مشورت دعوت کند. اعضای شورا برای حضور در جلسات شورا، حق‌الزحمه‌ای دریافت خواهند کرد که به پیشنهاد رئیس کل بانک و تصویب مجمع عمومی تعیین می‌شود. 

باتوجه به جایگاه این شورا، اتخاذ سیاست‌های پولی، بیشتر مربوط به مباحث شورای پول و اعتبار می‌شود و لذا هرچه تصمیمات متناسب با شرایط اقتصادی در نظر گرفته شود، شرایط باثبات‌تری رقم خواهد خورد. 

  

هیئت عامل

یکی دیگر از ارکان بانک مرکزی، هیئت عامل است. براساس بند «الف» ماده ۱۹ قانون پولی و بانکی، هیئت عامـــل بانک مرکزی ایران مرکب از رئیس کل، قائم مقام، دبیرکل بانک و سه نفر معـــــاون با اختیارات و مسئولیت‌های معین در این قانون خواهد بود. 

رئیس کل بانک مرکزی به عنوان بالاترین مقام اجرایی و اداری عهده‌دار تمامی امور بانکی است. وی به پیشنهاد وزیر دارایی و تصویب هیئت وزیران برای مدت پنج سال منصوب می‌شود و انتصاب مجدد وی بلامانع است. 

قائم مقام رئیس کل بانک مرکزی نیز به پیشنهاد رئیس کل و با موافقت وزیر دارایی و تصویب هیئت وزیران برای مدت پنج سال منصوب می‌شود و انتصاب مجدد او بلامانع است. 

اختیارات قائم مقام رئیس کل بانک مرکزی از طرف رئیس کل تعیین می‌شود و در صورت غیبت، استعفا، معذوریت یا فوت رئیس کل، قائم‌مقام دارای تمامی اختیارات رئیس کل است. 

دبیرکل بانک مرکزی به پیشنهاد رئیس کل بانک مرکزی ایران و تصویب مجمع عمومی منصوب می‌شود و سرپرستی دبیرخانه شورای پول و اعتبار را نیز به عهده خواهد داشت. دبیرکل بانک صورت‌جلسات شورای پول و اعتبار را برای اطلاع وزیر دارایی ارسال خواهد کرد. معاونان بانک نیز از طرف رئیس کل بانک مرکزی منصوب و وظایف آنان به وسیله نامبرده تعیین می‌شود. 

براساس بند «الف» ماده ۲۰ قانون پولی و بانکی، حقوق و مزایای رئیس کل و قائم‌مقام وی از طرف مجمع عمومی تعیین و از بودجه بانک پرداخت می‌شود. 

همچنین اعضای هیئت عامل در دوران تصدی خود مشمول قانون منع مداخله وزرا، نمایندگان مجلس و کارمندان در معاملات دولتی و کشوری خواهند بود و نباید صاحب سهم بانک‌ها یا مؤسسات اعتباری خصوصی باشند. 

همچنین نمی‌توانند در دستگاه‌های دولتی یا خصوصی سمت موظفی داشته باشند. قبول سمت‌های غیرموظف فقط در مؤسسات خیریه، اجتماعی و تدریس در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی در مورد رئیس کل و قائم‌مقام وی با تصویب مجمع عمومی و در مورد سایر اعضای هیئت عامل با موافقت رئیس کل بانک مرکزی ممکن خواهد بود. 

  

هیئت نظارت اندوخته اسکناس

چهارمین بخش از ارکان بانک مرکزی هیئت نظارت اندوخته اسکناس است. مطابق ماده ۲۱ این قانون، این هیئت عهـــده‌دار نظارت بر حسن اجرای مفاد ماده ۵ این قانـــون است. براساس این قانون «‌بانک مرکزی باید برابر صددرصد اسکناس‌های منتشر شده همواره دارایی‌هایی به شرح طلا، ارز، اسناد و اوراق بهادار به عنوان پشتوانه در اختیار داشته باشد» و «‌مجموع دارایی‌های طلا و ارز نباید از ۲۵ درصد مجموع بدهی‌های بانک مرکزی بابت اسکناس‌های منتشر شده کمتر باشد.»

 ضمن اینکه تحویل و نگهداری اسکناس‌های چاپ شده و همچنین نگهداری حساب دارایی‌ها، صورت جواهرات سلطنتی و به علاوه نظارت در معدوم کردن اسکناس‌هایی که باید از جریان خارج شود است از دیگر وظایف آن است. 

در حال حاضر اعضای هیئت نظارت اندوخته اسکناس عبارتند از: رئیس کل بانک مرکزی یا معاون او، دو نماینده مجلس شورای اسلامی، دادستان کل کشور یا معاون او، خزانه‌دار کل کشور، رئیس کل دیوان محاسبات و رئیس هیئت نظارت. 

اعضای هیئت نظارت اندوخته اسکناس برای حضور در جلسات هیئت حق‌الزحمه‌ای دریافت خواهند کرد که به پیشنهاد رئیس کل بانک و تصویب مجمع عمومی تعیین می‌شود. 

  

هیئت نظارت عمومی

بخش پنجم از ارکان بانک مرکزی، هیئت نظارت است، براساس بند الف ماده ۲۲ قانون پولی و بانکی کشور، هیئت نظارت مسئول رسیدگی به حساب‌ها و تعهدات بانک مرکزی ایران است که نسبت به صحت این حساب‌ها و تعهدات اظهارنظر می‌کند. 

هیئت نظارت مرکب از یک رئیس و چهار نفر عضو از میان حسابرسان خبره یا افراد مطلع در امور حسابداری یا بانکی با داشتن حداقل ۱۰ سال سابقه کار است که به پیشنهاد وزیر دارایی و تصویب مجمع عمومی برای مدت دو سال انتخاب می‌شوند و انتخاب مجدد آنان بلامانع است.  اعضای هیئت نظارت در دوران تصدی خود نمی‌توانند در دستگاه‌های دولتی یا خصوصی سمت موظف داشته باشند. قبول سمت‌های غیرموظف فقط در مؤسسات خیریه، اجتماعی و تدریس در دانشگاه‌ها یا مؤسسات آموزش عالی با تصویب مجمع عمومی بلامانع است. به علاوه آیین‌نامه داخلی هیئت نظارت به وسیله خود هیئت تنظیم و با تصویب وزیر دارایی اجرا خواهد شد.

منبع: روزنامه جوان