بازار قطر فرصتی برای گسترش تجارت خارجی/ بندر بوشهر «هوشمند» شود

بازار قطر فرصتی برای گسترش تجارت خارجی/ بندر بوشهر «هوشمند» شود

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها – سعید رضایی: استان بوشهر دارای بیشترین نوار ساحلی در حاشیه خلیج‌فارس است، این هم‌جواری استان را با کشورهای حاشیه خلیج‌فارس همسایه کرده است و این فرصت خوبی در حوزه اقتصادی محسوب می‌شود.

اهالی استان بوشهر در حوزه دریا و دریانوردی دارای سابقه طولانی هستند، بسیاری از مردم این دیار در زمینه تجارت دریایی به‌ویژه انجام مراودات تجاری با کشورهای حاشیه خلیج‌فارس فعالیت داشته و از این طریق امرارمعاش می‌کردند.

قطر یکی از کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس است که فاصله کمی تا بنادر استان بوشهر دارد و از گذشته دور تجار و بازرگانان قطر و بوشهر مراودات تجاری گسترده‌ای با هم داشته‌اند.

حالا بار دیگر با توجه به تحریم قطر از سوی همسایگان عرب خود، فرصتی پیش‌آمده تا زمینه توسعه مراودات تجاری با این کشور و تأمین مایحتاج آن توسط ایران و به‌ویژه استان بوشهر فراهم شود.

با توجه به اهمیت موضوع طی هفته گذشته هیئت عالی‌رتبه وزارت حمل‌ونقل و بنادر قطر برای سفری یک‌روزه وارد بوشهر شد تا فعالیت‌های تجاری و صادرات محصولات مختلف استان بوشهر به قطر و توسعه سرمایه‌گذاری بررسی شود.

باید به سمت تجهیزات جدید برویم

دبیرکل انجمن کشتیرانی در این رابطه با اشاره به لزوم توسعه جزیره نگین بوشهر برای همکاری با قطر گفت: سرمایه‌گذاری خارجی در حوزه دریایی و بندری ایران به توسعه اقتصادی کشور کمک می‌کند.

مسعود پل مه درباره حضور هیئت قطری در بنادر ایران و بررسی پتانسیل بنادر جنوبی کشور، گفت: برنامه مشخص قطر در حوزه حمل‌ونقل دریایی گسترش ترانزیت و بهبود صادرات مواد غذایی ایران و کشور ترکیه از فضای دریایی ایران است. این رویکرد مستلزم حضور مؤثر بخش‌های خصوصی دو کشور برای کاهش هزینه‌ها است.

وی خاطرنشان کرد: نکته مهم در استفاده بهینه از فرصت ایجادشده با قطر، پیوند بخش خصوصی فعال و توانمند دو کشور برای اجرا و عملیاتی کردن تصمیم‌های کلان است.

دبیر کل انجمن کشتیرانی و خدمات وابسته با اشاره به تسهیل تجارت بین دو کشور به‌عنوان یکی از اهداف هیئت قطری در بازدید از بنادر جنوب ایران اظهار داشت: بخش خصوصی بازوی اجرایی دولت است، لذا ایران و قطر هم باید شرایطی فراهم کنند تا این بخش فعال شود.

وی با اشاره به اهمیت سرمایه‌گذاری قطری‌ها در بنادر ایران افزود: رویکرد ما در سرمایه‌گذاری بنادر باید به سمت استفاده از تجهیزات جدید و سیستم‌های هوشمند بندری باشد و رفع نقاط ضعف مانند، کمبود فضا نباید در اولویت قرار گیرد.

به سمت تبدیل بندر بوشهر به یک بندر کاملاً هوشمند برویم

پل مه همچنین با اشاره به اهداف سرمایه‌گذاری قطر در بنادر و پس‌کرانه‌های بندری ایران، خاطرنشان کرد: باید این اتفاق را به فال نیک گرفت؛ چراکه مهم‌ترین موضوع در حوزه سرمایه‌گذاری مدیریت نوین علمی، عملیاتی و توانمندی مالی است که به نظر می‌رسد کشور قطر در این زمینه از مزیت‌های لازم برخوردار باشد.

سرمایه‌گذاری در جزیره نگین بندر بوشهر می‌تواند برای دو کشور ایران و قطر فرصت‌های بسیار خوبی را فراهم کندرئیس فدراسیون حمل‌ونقل و لجستیک ایران با اعلام این‌که بندر بوشهر به‌عنوان پس‌کرانه و پشتیبان ظرفیت‌های دریایی قطر می‌تواند قلمداد شود، پیشنهاد کرد: برای آنکه بتوان از فرصت ایجادشده در رابطه با قطر بهره بیشتری برد، می‌توان مدیریت کالاهای ارسالی و دریافتی از قطر را در یک اسکله و محوطه مشخص انجام داد.

وی با تأکید بر اینکه سرمایه‌گذاری در جزیره نگین بندر بوشهر می‌تواند برای دو کشور ایران و قطر فرصت‌های بسیار خوبی را فراهم کند، افزود: با استفاده از سرمایه‌گذاری طرف قطری باید به سمت تبدیل بندر بوشهر به یک بندر کاملاً هوشمند رفت به‌گونه‌ای که تمام عملیات از ورود کشتی تا لحظه خروج کالا بر اساس روش‌های نوین لجستیکی مدیریت شود، هرچند توسعه اسکله‌ها و لایروبی کانال را نباید فراموش کرد تا کشتی‌های با تناژ و درافت بالا در بندر پهلوگیری کنند.

بوشهر بهترین گزینه برای قطری‌ها

کشور قطر که تا پیش‌ازاین بسیاری از نیازهای خود را از طریق همسایگان عرب تأمین می‌کرد، حالا با قرار گرفتن در حلقه تحریم و بسته شدن مرزهای خاکی این کشور، نیاز بیشتری به کشورهایی همچون ایران پیدا کرده است.

علاوه بر محصولاتی که در استان بوشهر تولید می‌شود، این امکان وجود دارد که محصولات دیگر نقاط کشور نیز از بنادر استان بوشهر به قطر صادر شود.

زیرساخت‌ها و شرایط تأمین شود

علی‌رغم نزدیکی استان بوشهر به بنادر قطر و همچنین وجود بنادر متعدد در استان، نیاز است زیرساخت‌های مناسب در استان بوشهر فراهم شود و مشکلات تجار و بازرگانان دو کشور برای انجام مراودات تجاری برطرف شود.

رئیس اتاق بازرگانی بوشهر در گفت‌وگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: استان بوشهر شرایط بسیار خوبی برای صادرات محصولات به کشور قطر دارد و قطری‌ها نیز استقبال خوبی از واردات کالا از بوشهر دارند که در نشست مشترک دو کشور برای رفع مشکلات تلاش شد.

خورشید گزدرازی با اشاره به ظرفیت بالای استان بوشهر برای تأمین مواد معدنی، غذایی و کشاورزی موردنیاز کشور قطر خاطرنشان کرد: بازرگانان و تجار استان بوشهر برای توسعه مراودات با قطر آماده هستند.

ایجاد خطوط منظم هوایی و دریایی بین بوشهر و قطر  نیز می‌تواند نقش مهمی در توسعه مراودات تجاری داشته باشندوی یکی از خواسته‌های تجار بوشهری را تخفیف هزینه‌های بندری کشور قطر عنوان کرد و افزود: ایجاد خطوط منظم هوایی و دریایی بین بوشهر و قطر  نیز می‌تواند نقش مهمی در توسعه مراودات تجاری داشته باشند.

رئیس اتاق بازرگانی بوشهر اضافه کرد: از دیگر موضوعاتی که باید مدنظر باشد، توسعه روابط بانکی بوشهر و قطر، کاهش فرآیند اداری صادرات به قطر، فعال‌سازی بندر ام‌السعید قطر برای تخلیه کالاهای فله و فراهم‌سازی نیروی کارگری موردنیاز برای تخلیه بار شناورهای تجاری است.

لزوم راه‌اندازی پایانه صادرات موادمعدنی

یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌ها برای توسعه صادرات به کشور قطر، راه‌اندازی پایانه صادرات موادمعدنی در استان بوشهر است که می‌تواند شرایط بسیار خوبی برای توسعه تولیدات استان فراهم سازد.

رئیس کمیسیون صنعت و معدن اتاق بازرگانی بوشهر نیز در گفت‌وگو با خبرنگار مهر با اشاره به نیاز کشور قطر به مواد معدنی و ظرفیت بالای استان بوشهر در این زمینه، خواستار راه‌اندازی پایانه صادرات موادمعدنی استان بوشهر شد.

حسین حیدری تصریح کرد: توسعه صادرات مواد معدنی از استان بوشهر یکی از مهم‌ترین موضوعات مطرح‌شده در نشست هیئت تجاری و فعالان اقتصادی استان با تیم تجاری قطر بود که مورد تأکید قرار گرفت.

وی خواستار پیگیری برای تحقق این خواسته شد و افزود: استان بوشهر ظرفیت بالایی درزمینهٔ مواد معدنی دارد و با توجه به نیاز کشور قطر به این محصولات، باید شرایط مناسب صادرات آن در استان فراهم شود.

مزیت بنادر بوشهر برای صادرات به قطر

معاون امور بندری و اقتصادی سازمان بنادر و دریانوردی با اشاره به اینکه بوشهر شرایط خوبی برای صادرات محصولات مختلف به کشور قطر دارد اظهار داشت: بوشهر جزو سه استان برتر در حوزه تولید، تأمین و صادرات مواد معدنی است.

بندر بوشهر با بزرگترین بندر قطر(حمد) فاصله ۲۷۰ مایلی دارد که مزیت بالایی برای تجارت دریایی محسوب می‌شود

محمدعلی حسن‌زاده محمدی با اشاره به اینکه بندر بوشهر با بزرگ‌ترین بندر قطر(حمد) فاصله ۲۷۰ مایلی دارد، خاطرنشان کرد: به‌واسطه نزدیکی بنادر استان بوشهر به بنادر قطر ازجمله بندر حمد به‌عنوان بزرگ‌ترین بندر این کشور، این استان مزیت بالایی درزمینهٔ حمل‌ونقل و تجارت دریایی با قطر دارد.

وی با تأکید بر توسعه زیرساخت‌های بندری در استان بوشهر بیان کرد: در زیرساخت‌های حمل‌ونقل دریایی، نیازمندی‌هایی در بنادر کوچک، متوسط و بزرگ وجود دارد که در نشست مشترک فعالان اقتصادی و تجاری بوشهر و قطر موردبررسی قرار گرفت.

معاون امور بندری و اقتصادی سازمان بنادر و دریانوردی با بیان اینکه بندر بوشهر به‌واسطه مستقر بودن ادارات کل در آن نقش مهمی در این عرصه ایفا می‌کند افزود: در استان بوشهر بنادر متعددی برای توسعه مبادلات تجاری و دریایی وجود دارد که برای صادرات از این بنادر در این نشست راهکارها بررسی‌ شد.

افزایش دو برابری ظرفیت بندر بوشهر

سرپرست اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر نیز دراین‌باره به خبرنگار مهر گفت: زیرساخت‌های بنادر استان بوشهر درحال‌توسعه است و طرح‌های مهمی به‌زودی افتتاح می‌شود که نقش مهمی در گسترش روابط و تجارت دریایی خواهد داشت.

نورالله اسعدی با اشاره به بررسی راهکارهای لازم برای توسعه مراودات تجاری و اقتصادی بوشهر با قطر و رفع موانع و ایجاد تسهیلات، تصریح کرد: رفع مشکلات و توسعه زیرساخت‌ها برای تسهیل در امور حمل‌ونقل دریایی در دستور کار است.

سرپرست اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر از افتتاح پایانه کانتینری مجتمع بندری با ۲ پست اسکله ۱۵ هکتاری خبر داد و افزود: ظرفیت تخلیه و بارگیری کالاهای کانتینری بندر بوشهر دو برابر می‌شود.

وی از ایجاد شرایط پهلوگیری شناورهای ۵۰ هزار تنی در پایانه کانتینری مجتمع بندری خبر داد و بیان کرد: با تکمیل این پروژه به‌صورت کامل، ظرفیت تجاری این بندر از ۷ میلیون تن به ۱۵ میلیون تن در سال افزایش می‌یابد.

علاقه قطری‌ها برای توسعه فعالیت‌های تجاری با بوشهر

نمایندگان عالی سازمان بنادر و دریانوردی قطر در سفری که به بوشهر داشتند و در نشست با مسئولان اقتصادی و بنادر و دریانوردی استان بوشهر بر توسعه فعالیت‌های تجاری تأکید کردند.

رئیس بنادر  و دریانوردی قطر در این نشست اظهار داشت: بنادر استان بوشهر فاصله کمی با بنادر کشور قطر دارند و این فاصله کم می‌تواند زمینه توسعه فعالیت‌های بندری باشد.

کاپیتان عبدالله الخنجی خواستار رفع مشکلات بخش خصوصی شد و اضافه کرد: افزایش مبادلات تجاری و بازرگانی بین ایران و قطر برای هر دو کشور از اهمیت بالایی برخوردار است و باید برای دستیابی به این هدف مهم تلاش شود.

وی یکی از مهم‌ترین دلایل سفر به ایران را حضور در بندر بوشهر دانست و افزود: توسعه فعالیت‌های تجاری بین بوشهر و قطر را به‌صورت جدی دنبال می‌کنیم.

شرایط مناسب بندر بوشهر برای صادرات به قطر

خالد النعیمی مدیر بندر الرویس قطر نیز بر توسعه روابط تجاری و دریایی با بندر بوشهر تأکید کرد و اظهار داشت: ایران همسایه قطر است و قطر از ورود کالاهای موردنیاز خود از کشور ایران استقبال می‌کند.

ایران همسایه قطر است و قطر از ورود کالاهای مورد نیاز خود از کشور ایران استقبال می‌کند

وی با بیان اینکه میوه و سبزیجات موردنیاز قطر به‌جای واردات از ترکیه باید از ایران به‌ویژه بنادر استان بوشهر وارد شود، تصریح کرد: استان بوشهر در همسایگی قطر و شرایط مناسبی برای ارائه کالاهای موردنیاز ما دارد.

مدیر بندر الرویس قطر خواستار فراهم شدن شرایط افزایش تبادل کالاها میان دو کشور ایران و قطر شد و تصریح کرد: افزایش تجارت بین دو کشور نیازمند تسهیل در استانداردهای بین‌المللی است.

بوشهر و قطر در نزدیکی هم قرار دارند و ازنظر جغرافیایی همسایه هستند و به لحاظ فرهنگی هم اشتراکات بسیار زیادی بین کشور قطر و استان بوشهر وجود دارد که باید از این فرصت برای توسعه ارتباطات استفاده شود.

بوشهری‌ها از دیرباز با قطری‌ها ارتباط نزدیکی داشته‌اند و گاهی روابط خانوادگی و فامیلی نیز شکل‌گرفته است و باید با تحکیم روابط دوستانه، زمینه توسط مراودات تجاری نیز ایجاد شود تا این پیوند محکم‌تر شود.

فرصت خوبی برای توسعه روابط اقتصادی بین بوشهر و قطر فراهم بوده که لازم است با ایجاد زیرساخت‌های موردنیاز و رفع موانع پیش روی فعالیت‌های تجاری، زمینه توسعه صادرات به کشور قطر به‌ویژه در سال حمایت از تولید داخلی فراهم شود.

زمانی: شفر «دَبه» نکرده و استقلال را با پول عوض نمی‌کند/ او به تیم عشق می‌ورزد!

زمانی: شفر «دَبه» نکرده و استقلال را با پول عوض نمی‌کند/ او به تیم عشق می‌ورزد!

حسن زمانی در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم، درباره دیدار روز دوشنبه استقلال مقابل الهلال عربستان در هفته پایانی لیگ قهرمانان آسیا اظهار داشت: با توجه به اینکه قصد داریم به عنوان تیم نخست از گروه‌مان صعود کنیم و الهلال هم حذف شده و انگیزه‌ای ندارد، باید از این موقعیت استفاده کرده و تیم اول شویم. گروهی که همه آن را گروه مرگ نامیدند، اما برای ما گروه زندگی است، چرا که چشم به رده‌های بالاتر داریم و امیدوارم با دعای هواداران بتوانیم سومین ستاره قهرمانی آسیا را کسب کنیم.

بیشتر بخوانید: اتفاق عجیب در سفر استقلال به کویت + عکس

وی با اشاره به تلاش استقلال برای نایب قهرمانی در لیگ برتر و اینکه حسرت چه چیزی را می‌خورد، تصریح کرد: حسرت ابتدای فصل را می‌خوردم که چه امتیازاتی از دست دادیم. ما حرص می‌خوردیم، اما کسی توجه نمی‌کرد. اگر تغییرات را ابتدای فصل داشتیم، شک نکنید قهرمان لیگ استقلال بود. برای فصل آینده به کمتر از قهرمانی فکر نمی‌کنیم و هواداران هم اجازه نمی‌دهند به غیر از این فکر کنیم.

عضو هیئت مدیره استقلال در واکنش به انتقاد پیشکسوتانی چون علی جباری و حسن روشن بابت درخواست شفر برای افزایش مبلغ قراردادش و اینکه به نظر می‌رسد او در حال «دَبه» کردن است، گفت: اصلا چنین اعتقادی ندارم. شفر انسان مادی نیست. می‌شود گفت که شفر به استقلال عشق می‌ورزد و مطمئن باشید تیم را با پول عوض نخواهد کرد.

5 هدف محوری بعثت پیامبر(ص)/ دعوت به توحید، اندیشه و تزکیه؛ محورهای اصلی پیام رسالت

5 هدف محوری بعثت پیامبر(ص)/ دعوت به توحید، اندیشه و تزکیه؛ محورهای اصلی پیام رسالت

5 هدف محوری بعثت پیامبر(ص)/ دعوت به توحید، اندیشه و تزکیه؛ محورهای اصلی پیام رسالت

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدباقر پورامینی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفت و گو با ایکنا؛ با اشاره به مهمترین هدف از بعثت انبیاء و به خصوص پیامبر گرامی اسلام گفت:  انبیاء در پی یک تحول در زندگی انسان بودند هم از جنبه فردی و هم از جنبه اجتماعی و در این زمینه نقش پیامبر اکرم (ص) خاص و ویژه بود.
وی افزود: ایشان در این زمینه تنها به راهنمایی و توجه دادن مخاطب به مطلوب و مقصود بسنده نکردند بلکه هدایت کردند؛ یعنی مخاطب خود را به سر منزل مقصود رساندند.
این محقق و پژوهشگر دینی با اشاره به 5 هدف محوری برای حرکت انبیاء بیان کرد: «دعوت به توحید» در صدر اهداف انبیاء است؛ توحید یک روش زندگی است تا مردم خدا را در تمام ابعاد زندگی خود حاکم کنند.
پورامینی تصریح کرد: مبارزه عملی با ظلم و فساد جاری در جامعه نیز از اهداف بعثت انبیاء شمرده شده است؛ آن‌گونه که خداوند در ایه 36 نحل « وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ» می‌فرماید:  در میان هر ملتی پیامبری مبعوث کردیم، که خدا را بپرستید و از طاغوت دوری جویید؛ در فرهنگ قرآن پیروی از طاغوت در مقابلِ عبادت و پیروی از خداست و طاغوت، به معنای متجاوز از حدود دینی و اخلاقی است و چنین طغیان‌گری ویژه اهل فساد و ظلم است که پیامبران موظف به مبارزه با آنان شده‌اند.
این پژوهشگر با اشاره به سومین محور دعوت انبیاء عنوان کرد: دعوت به فکر کردن و اندیشه ورزیدن از محورهای مهم بعثت انبیاء است؛ قرآن تاکید دارد که «يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»؛ انبیاء بر تقویت و برانگیختن قدرت تفکر در مردم تلاش کردن زیرا عقل را موهبتي الهي مي‌دانستند که آدمي را به سوي حق و حقيقت هدايت مي‌کند و او را از ضلالت و گمراهي نجات مي‌دهد؛ در متون دینی ما عقل به عنوان بنیان دین ، پیک الهی  و «حجت باطني» شمرده شده، قوه‌اي است که معيار تکليف و ملاک امتياز انسان از حيوان است؛ به اين معنا که انسان به وسيله عقل قابليت رشد و شکوفايي و استعداد رسيدن به کمالات انساني را پيدا مي‌کند.
پورامینی، دعوت به علم همراه با تزکیه را از دیگر ویژگی‌های بعثت برشمرد و اظهار کرد: حضرت محمد (ص) همگان را به علم فراخواند زیرا که اوّلین آیاتِ قرآن که در مبعث به ایشان نازل شد، تجلیل از علم بود «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ»؛ انبیاء در کنار دعوت به علم، مردم را به تزکیه نیز رهنمون شدند؛ بدیهی است مردمی که تحول درونی پیدا کنند و در اندیشه اصلاح خود و پاکی خویش از زشتی‌ها برآیند در اندیشه پاکی محیط نیز برخواهند آمد.

وی ادامه داد: تعبیری از رهبر معظم انقلاب ذیل این حدیث نبوی «بُعِثتُ لِاُتَممّ مکارم الاخلاق» وجود دارد؛ ایشان این نکته را بیان می‌دارند که در آن جامعه‌ای که خُلقیّات – اخلاق حسنه و مکارم اخلاقی – رایج باشد، انسان‌ها از اخلاق نیکو، از گذشت، برادری، احسان، عدل، علم و حق‌طلبی برخوردار باشند، انصاف بین آنها باشد، صفات رذیله در میان آنها حاکم و رایج نباشد، در چه بهشتی زندگی خواهند کرد!.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی عنوان کرد: امروز بشر، از همین چیزها رنج می‌برد؛ امروز گرفتاری‌های دنیای بشر، گرفتاری‌های ناشی از طغیان‌های سیاسی در عالم و طواغیت، به ریشه‌های اخلاقی برمی‌گردد؛ گرفتاری‌های توده‌های مردم هم غالباً به جهالت آن‌ها بر می‌گردد و اسلام، این‌ها را برطرف می‌کند.
وی بیان کرد: «برپایی حکومت الهی» برای تحقق رسالت انبیاء را از اهداف بعثت می‌توان شمرد؛ برای انبیاء وظایفی در نظر گرفته شده است، مبارزه با طاغوت، اقامه عدل و قسط، رشد علمی و اخلاقی مردم و جامعه و امور مهم دیگری که تماما با مبسوط الید بودن انبیاء، ممکن و شدنی است؛ خداوند در آیه 25 سوره حدید، برپایی قسط را از وظایف انبیاء می‌داند «لیقوم الناس بالقسط»؛ قسط به معنای استقرار عدالت اجتماعی در جامعه است که بدیهی است در پرتو یک حکومت الهی محقق می‌شود.
پورامینی تصریح کرد: همچنین خداوند به پیامبرش در آیه 15 سوره شوری می‌فرماید: آنان را به سوى اين آيين واحد الهى دعوت كن و آن چنان كه مأمور شده‌‏اى استقامت نما، و از هوى و هوس‌هاى آنان پيروى مكن، و بگو: «قلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ؛» به هر كتابى كه خدا نازل كرده ايمان آورده‌‏ام و مأمورم در ميان شما عدالت كنم .
پورامینی با اشاره به   درس های بعثت برای جامعه اسلامی امروز  و تمدن اسلامی تاکید کرد:  زندگی اجتماعی آثار و منافعی دارد که با رعایت قواعد و چارچوب آن، جامعه رشد یافته و برای بشر آرامش و کمال را به ارمغان می‌آورد و یکی از ارمغان‌های بعثت، همین توجه به منافع و مصالح زندگی اجتماعی است.
وی افزود: قرآن كريم تاکید دارد که بشر در آغاز پیدایش امتی واحده، ساده و بی اختلاف بود، سپس اختلاف میانشان پدید آمد و به نزاع انجامید و آن گاه خداوند انبیاء را با کتاب مبعوث کرد تا با حضور در میان مردم، اختلاف‌ها را برطرف کنند و با الهام از کتاب قوانینی را برای زندگی سالم وضع کنند تا مردم دوباره به وحدت اجتماعی خود برگردند؛ در این آیه«كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً، فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ، وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ، لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا» به این نکته اشاره شده است.
پورامینی عنوان کرد: بنابراین دعوت به جامعه و اجتماع از سوی انبیاء صورت گرفت که برای مردم، «دین» محور زندگی فردی و به‌خصوص اجتماعی آنان شد تا در پرتو آن باورها، رفتارهای خود را با محور دین سمت و سو دهند.
 وی افزود: علامه طباطبایی در تفسیر المیزان تعبیر زیبایی دارند که اولين ندايى كه از بشر برخاست و براى اولين بار بشر را دعوت نمود كه به امر اجتماع اعتنا و اهتمام بورزد، و آن را از كنج اهمال و زاويه تبعيت حكومت‌ها خارج نموده و موضوعى مستقل و قابل بحث حساب كند، ندايى بود كه خاتم انبياء (ص) سر داد و مردم را دعوت كرد به اينكه آياتى را كه از ناحيه پروردگارش به منظور سعادت زندگى اجتماعى و پاكى آنان نازل شده پيروى كنند،
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد:  یکی از باورهای قطعی ما شهادت به نبوت پیامبر (ص) و تسلیم بودن در برابر بعثت است ؛ این شهادت حتی در اذان و اقامه و تشهد نماز ما متبلور است و می‌گویم «اشهَدّ انَّ محمّداً رسولُ الله». بدیهی است این شهادت به نبوت پیامبر(ص)، تعهدی برای ما ایجاد می کند و مهمترین آن پیروی و اطاعت از ایشان و فرامین و دستورات اوست . باید بپذیریم که این تعهد ، مسئولیت سنگینی بر دوش ما گذارده است که کمتر به آن توجه داریم؛ دقت کنیم که اگر به این تعهد ملتزم نباشم و توجه به معنا و بار این شهادت نداشته باشیم، در پیشگاه خداوند به دروغگویی متهم خواهیم شد.
وی تاکید کرد: ایمان به پیغمبری حضرت محمد(ص) تعهداتی را در پی دارد که به میزان پذیرش مسئولیت در برابر این تعهد، ایمان ما نیز کامل می‌شود و سعادت دنیای و آخرتی را کسب خواهیم کرد لذا اگر به اهداف بعثت پیامبر(ص) توجه کنیم و در دعوت ایشان تامل کنیم، می‌توانیم به گونه‌ای اندیشه و عمل کنیم که بر شهادت خود صادق باشیم.
انتهای پیام  

معافیت معتادان در حال درمان از تعقیب و پیگیرد قانونی

معافیت معتادان در حال درمان از تعقیب و پیگیرد قانونی

دکتر محسن روشن پژوه در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به اینکه در ماده ۱۵  اصلاحیه قانون مبارزه با مواد مخدر، معتاد درحال درمان از تعقیب و پیگرد قانونی معاف است، گفت: ماده ۱۵ قانون مبارزه با مواد مخدر، مصرف مواد مخدر در کشور را جرم می داند اما در عین حال به این موضوع اشاره می‌کند که اگر  فردی داوطلب درمان شده و به مراکز درمانی مراجعه کند، با داشتن گواهی درمانی که نشان دهد در یک سیستم قانونی در حال درمان است، از تعقیب و پیگرد قانونی معاف خواهد بود، بنابراین این فرد مجرم نیست، بلکه بیمار تحت درمان است.

وی با بیان اینکه براساس تبصره ۱۵ قانون مبارزه با مواد مخدر دولت موظف است تا برای افراد معتاد به اندازه کافی و در انواع و الگوهای مختلف،  مرکز درمانی راه‌اندازی کند، افزود: دولت همچنین موظف است برای کسانی که بضاعت کافی و تمکن مالی برای تامین هزینه های درمان ندارند،کلیه هزینه درمان را در قالب پوشش بیمه پایه و بستری تامین کند. به عبارت دیگر این ماده می گوید اگرچه اعتیاد در کشور ما جرم است ولی به معتادان فرصت داده می شود تا خودشان درمان را انتخاب کنند به همین دلیل دولت موظف است به اندازه کافی تسهیلات درمانی فراهم کند تا آنها داوطلب درمان شوند.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران در ادامه اظهارکرد: قانون این را هم در نظر داشته است که ممکن است عده ای به دلایل مختلف ، داوطلب درمان اعتیاد نشوند، این افراد در صورتی که به اعتیاد تجاهر نمایند مشمول ماده ۱۶ می شوند و به آنهایی که تجاهر به اعتیاد دارند و برای درمان داوطلب نشده اند،  فرصت جدید دیگری داده می شود تا درمان خود را در قالب تبصره دو پیگیری کند.

به گفته دبیر کمیته ملی کنترل و کاهش اعتیاد قوه قضاییه، تجاهر به اعتیاد شامل رفتارهایی مانند مصرف مواد مخدر در ملاءعام، اصرار به ادامه مصرف مواد مخدر، داشتن سوء رفتار حاصل از مصرف مواد و غیره  است.

روشن پژوه با بیان اینکه اگر این فرد از فرصت خود استفاده کند تحت نظارت قانون گذار و سیستم قضایی به مراکز درمان مراجعه می کند اما اگر بازهم حاضر به درمان نشود قانون مجبور می شود او را به عنوان معتاد متجاهر، به مراکز درمان اجباری و نگهداری در آنها ملزم کند، تصریح کرد: تبصره ۲ ماده ۱۶ قانون مبارزه با مواد مخدر فرصتی است که قانونگذار برای افرادی که به هر دلیل وارد فرایند درمان اختیاری نشده‌اند را فراهم می کند تا آنها به این مراکز مراجعه کنند و مانند بقیه اما با نظارت قانون درمان شوند. یعنی بر اساس تکالیفی که قانون‌گذار تعیین می کند فرد موظف است هر هفته یا هر ماه مراحل درمانی‌اش را طی کند.

وی با تاکید بر اینکه، تبصره ۲ فرصت قانونی است که قانونگذار برای سوق دادن معتادان به سمت درمان تعیین کرده است و این تبصره به معنای تاسیس مرکز خاص نیست، ادامه داد: براین اساس ما نباید مراکزی تحت عنوان تبصره ۲ ماده ۱۶ داشته باشیم. در حال حاضرمراکز موضوع ماده ۱۶ در کشور وجود دارد یعنی مراکزی که برای اشخاصی است که درمان نشده اند و به مراکز ماده ۱۶ می روند.

روشن‌پژوه افزود: درحال حاضر  ۱۷ مرکز ماده ۱۶ در کشور وجود دارد، اما تبصره ۲ یک فرصت است که قانونگذار با اخذ قرار یا تامین مناسب از فردی که اعتیاد داشته است در اختیار او قرار می‌دهد تا فرد وارد فرایند درمان شود، به این ترتیب قانونگذار این قرار را دریافت می کند و معتاد تحت نظر قاضی وارد مراکز درمان می شود؛ در مصوبات کمیته حقوقی قضایی ستاد مبارزه با مواد مخدر هم تاسیس مرکزی با عنوان مرکز تبصره ۲ ماده ۱۶ وجاهت قانونی ندارد.

انتهای پیام

ماجرای “وزیر پزشک خانواده” و سرانجام “چراغی” که قرار بود شهرها را روشن کند

ماجرای “وزیر پزشک خانواده” و سرانجام “چراغی” که قرار بود شهرها را روشن کند

به گزارش محفل ایمانی شیب الخضیب به نقل از ایسنا، سازمان جهانی بهداشت درسال ۱۹۴۸، هفتم آوریل هر سال را به پیشنهاد هیات ایرانی شرکت کننده در اولین نشست جهانی بهداشت، به نام  روز جهانی بهداشت نامگذاری کرد. یکی از مهم‌ترین مسائلی که در حال حاضر حوزه بهداشت ایران با آن روبرو است اجرای برنامه‌ای است که بنای آن در سال ۱۳۸۳ گذاشته شد؛ “طرح پزشک خانواده” که کارشناسان همواره آن را تنها نسخه شفابخش نظام سلامت کشور می‌دانند و بر اساس آن قرار است کیفیت خدمات مراقبتی و پیشگیرانه افزایش یافته، بیماران را از سرگردانی در دریافت خدمات نجات داده، هزینه‌های سلامتی را کاهش داده و در نهایت شعار عدالت در سلامت را محقق سازد.

ابتدا قرار بود “پزشک خانواده” از روستاها آغاز و سپس به شهرها برسد؛ بر همین اساس این طرح از اواخر دولت هشتم و البته به اذعان کارشناسان به صورتی شتابزده در روستاها آغاز شد؛ طرحی که اجرای آن وابستگی بسیار به فراهم شدن زیرساخت‌ها داشت و در این میان نیز برخی ناهماهنگی‌ها و البته اختلافاتی میان وزارتخانه‌های بهداشت و رفاه در طول دولت‌های گذشته سبب شد که این طرح نه تنها در روستاها انتظارات را برآورده نکند و باعث ریزش پزشکان خانواده از روستاها شود، بلکه توسعه آن به شهرها نیز با اما و اگرهایی همراه باشد.

ماجرای “وزیر پزشک خانواده” و چراغی که قرار بود شهرها را روشن کند

فراز و فرودهای پزشک خانواده روستایی همچنان ادامه داشت تا زمان وزارت مرضیه وحیددستجردی در دولت دهم؛ وی خود را “وزیر پزشک خانواده” نامید و تاکید داشت که باید هر هفته چراغ پزشک خانواده در یک شهر روشن شود؛ برهمین اساس زمانی که توسعه پزشک خانواده در شهرها در قالب نسخه « ۰۱» به بن بست رسید، نسخه «۰۲» آن تدوین شد؛ دستورالعملی که به اذعان مسوولان وقت، هماهنگی کامل وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان‌های بیمه‌گر را نیاز داشت و البته سازمان نظام پزشکی و انجمن پزشکان عمومی انتقادات بسیاری بر آن داشتند؛ چراکه اساس اجرای “پزشک خانواده” با پزشکان عمومی بود.

در هر حال پس از کش و قوس‌ها و اخبار متفاوت از توسعه این برنامه به شهرها و حتی تهران، نهایتا به دلیل آماده نبودن زیرساخت‌ها و ناهماهنگی‌های بیمه‌ها، برنامه پزشک خانواده شهری به دو استان فارس و مازندران خلاصه شد و چند سالی است که در مرحله آزمون و خطا در همین دو استان باقی مانده است.

با روی کار آمدن دولت یازدهم، برنامه پزشک خانواده که به دلیل فراز و فرودهایش در دو – سه دولت قبل، در کانون توجه قرار داشت، نیازمند اظهارنظر صریح مسوولان جدید بود؛ بر همین اساس دکتر سیدحسن هاشمی – وزیر بهداشت از همان ابتدا اعلام کرد که اجرای پزشک خانواده به معنای واقعی آن، به ۱۰ تا ۱۵ سال زمان نیاز دارد و برای این کار ابتدا باید زیرساخت‌های اجرای برنامه و از جمله مهم‌ترین آنها پرونده الکترونیک سلامت، فراهم باشد. به این ترتیب بود که طی چهار سال دولت یازدهم و مدت سپری شده از دولت دوازدهم، در جهت تامین زیرساخت‌های اجرای برنامه پزشک خانواده، تکمیل شبکه، راه‌اندازی مراکز جامع سلامت و طراحی نسخه بومی و قابل اجرای آن تلاش شد؛ به طوری که اکنون برای بیش از ۶۰ میلیون ایرانی پرونده الکترونیک سلامت تشکیل و نسخه جدید برنامه پزشک خانواده در ۱۲ گام تدوین شده است.

اما در این میان یکی از مهم‌ترین مواردی که حوزه بهداشت در سال گذشته با آن روبرو شد، کاهش بودجه اجرای برنامه پزشک خانواده در سال ۹۷ بود؛ به طوری که در سال ۹۵ اعتبار پزشک خانواده شهری بالغ بر ۲۰۰۰ میلیارد تومان بود که این اعتبار از محل یک درصد ارزش افزوده تامین می‌شد، اما این اعتبار در سال ۹۶ نصف شد و به حدود ۱۰۰۰ میلیارد تومان رسید. در حالی که با وجود تاکیدها بر اجرای این برنامه، انتظار آن بود که اعداد و ارقام مناسب برای اجرا در سال ۹۷ لحاظ شود، اما همان رقم ۱۰۰۰ میلیاردی سال ۹۶ در بودجه سال ۹۷ هم تکرار شد و به تصویب مجلس رسید. به این ترتیب بی‌تردید باز هم وزارت بهداشتی‌ها کار سختی را برای اجرای اجرای نسخه شفابخش نظام سلامت کشور در سال ۹۷ خواهند داشت و در عین حال تاکید کرده‌اند که ۱۲ گام پیش بینی شده متناسب با زیر ساخت‌ها و تخصیص‌های اعتباری پیش خواهد رفت.

در زمین سخت واقعیت، پی‌ریزی کنید

دکتر مهران قسمتی‌زاده – عضو هیئت مدیره انجمن پزشکان عمومی ایران- درباره اجرای این برنامه و بایدها و نبایدهایش به ایسنا می‌گوید: برای اجرای هر برنامه‌ای به این وسعت در نظام سلامت ابتدا باید همه تصمیم‌گیران درباره آن اشتراک نظر داشته باشند. در ابتدای برنامه‌ریزی پزشک خانواده مشخص نبود چه شیوه‌ای از ارائه خدمت قرار است در کشور مورد استفاده قرار گیرد تا همه روی آن به اشتراک نظر برسند. گام دوم اجرای برنامه‌های کلان نیز این است که متولی برنامه‌ریزی  باید طرح اولیه آن را به ذینفعان شامل مردم عادی و ارائه دهندگان آن مانند پزشکان عمومی و … معرفی کند تا آنها نظر خود را اعلام کنند و طرح پخته شود.

قسمتی‌زاده همچنین تاکید می‌کند: برنامه‌ریزان باید روی زمین سخت واقعیت پایه‌های طرح خود را پی‌ریزی کنند. این درحالیست که این طرح بدون داشتن آمار واقعی پزشکان عمومی طراحی شد. هنوز هم دستگاه‌های مختلف درباره پزشکان عمومی در دسترس آمار یکسانی ندارند؛ به این ترتیب در عمل منابع مالی که برای آن در نظر گرفته می‌شود با واقعیت تفاوت دارد.

وی ادامه می‌دهد: انجمن پزشکان عمومی در ابتدای این برنامه می‌گفت برای اجرای پزشک خانواده باید ابتدا زیرساخت‌ها تکمیل شود، اما هنوز نیز گفته می‌شود زیرساخت‌های آن برای اجرای برنامه وجود ندارد. علاوه بر آن می‌گفتیم باید نرم‌افزاری داشته باشیم که مشخصات بیماران و همه مداخلات در آن ثبت شود، اما هنوز هم دراین خصوص حرف وجود دارد.

قسمتی‌زاده همچنین اضافه می‌کند: طرح‌های کلان نظام سلامت باید با یکدیگر هماهنگ باشند. برای مثال در چند سال گذشته کلینیک‌های ویژه ساخته شده است که مردم خودشان می‌توانند با هزینه کمی به فوق تخصص مراجعه کنند. این متخصصان نیز به دلیل بالا بودن آمار مراجعان باید در فرصت کمی بیمار را ویزیت کنند.

عضو هیئت مدیره انجمن پزشکان عمومی با تاکید بر اینکه باید در این زمینه انسجام نظر وجود داشته باشد، تصریح می‌کند: اجرای این به پزشک کلی‌نگرنیاز دارد. در دنیا پزشک خانواده کسی است که دید کلی دارد و بعد از ارزیابی بیمار تا حدود ۸۰ درصد مشکلات بیمار را حل می‌کند و باقی مشکلات را در صورت نیاز ارجاع می‌دهد.

 اجرای برنامه در شهرهای مختلف یکسان نیست

افزایش ۱۰۰۰ میلیارد تومانی بودجه این برنامه در بودجه ۹۷، با مخالفت روبرو شد و نهایتا نیز تصویب نشد؛ ابوالفضل بهجو – یکی دیگر از اعضای هیئت مدیره انجمن پزشکان عمومی ایران- در گفت‌وگو با ایسنا، تاکید می‌کند: اجرای طرح پزشک خانواده در سال‌های اول اجرای آن در تمام دنیا هزینه‌بر است. یکی از دلایل افزایش هزینه‌ها  نیز افزایش دسترسی مردم به خدمات است؛ یعنی کسی که تحت پوشش پزشک خانواده باشد یا به رایگان ویزیت می‌شود یا درصد بسیار کمی بابت مراجعات پرداخت می‌کند؛ به همین دلیل مردم بیشتر برای دریافت خدمات مراجعه می‌کنند و مابه التفاوت این هزینه‌ها را نیز بیمه‌ها و دولت پرداخت می‌کنند.

وی ادامه می‌دهد: اجرای این برنامه باید برای مردم کم‌ هزینه باشد تا مردم  برای پیگیری‌ها و مراقبت‌ها بصورت منظم به پزشک خانواده مراجعه کنند. صرفه‌جویی در هزینه‌ها در سال‌های آینده اجرای طرح اتفاق می‌افتد؛ یعنی زمانی که سکته‌های مغزی، قلبی، عوارض دیابت و … کاهش پیدا می‌کند. نصف کردن بودجه برنامه پزشک خانواده از طرف مجلس چالش‌های زیادی برای اجرای این برنامه ایجاد می‌کند و با مصوبات فرادستی آن مغایرت دارد.

بهجو معتقد است: با این تصمیم طرحی که از برنامه چهارم توسعه آغاز شده است و نمایندگان و مرکز پژوهش‌های مجلس به این نتیجه رسیده اند که باید اجرا شود، در عمل عقیم می‌ماند. با توجه به اینکه این برنامه باید در طولانی مدت هزینه‌ها را کنترل کند، نمی‌تواند به هدف خود دست یابد.

عضو هیئت مدیره انجمن پزشکان عمومی ایران یکی دیگر از چالش‌های اجرای این برنامه را افزایش پیدا نکردن تعرفه پزشکان خانواده می‌داند و می‌گوید:  قرار بود هرسال به اندازه تورم، تعرفه پزشکان خانواده نیز افزایش پیدا کند. با وجود اینکه افزایش منطقی سرانه در برنامه پیش بینی شده است، اما شورای عالی بیمه آن را برای سال ٩٥تایید نکرد. در سال ۹۶ نیز این اتفاق نیفتاد. این تصمیم باعث دلسردی پزشکان می‌شود و از تحقق اهداف جلوگیری می‌کند.

بهجو می‌گوید: وضعیت زیرساخت‌های اجرای این برنامه در ایران مناسب است. سازمان جهانی بهداشت نیز در آخرین مصوبه خود اعلام کرده است کشورهایی که بتوانند به ازای هر ۱۰ هزار نفر جمعیت، سه پزشک داشته باشند می‌توانند این برنامه را اجرا کنند. برای مثال در حال حاضر به ازای هر سه هزار نفر یک پزشک در فارس و به ازای هر ۲۵۰۰ نفر یک پزشک در مازندران وجود دارد. پزشک، دستیار و مطب‌های خصوصی نیز وجود دارند. گاهی ممکن است در بعضی از استان‌ها نیروی انسانی از تعداد مورد نظر نیز بیشتر باشد.

انسجام و داشتن نظر واحد روی شکل اجرای برنامه یکی دیگر از مواردی است که بهجو بر آن تاکید می‌کند و می‌گوید: این موضوع باید در برنامه پزشک خانواده در نظر گرفته شود؛ چراکه در حال حاضر پزشک خانواده در شهرهای مختلف الگوی متفاوتی دارد.

وی ادامه می‌دهد: نمی‌توان با قاطعیت گفت کدام یک از استان‌ها برنامه بهتری را اجرا می‌کنند. در عین حال برنامه‌ای که در فارس و مازندران اجرا می‌شود نیاز به اصلاحاتی دارد. برنامه پزشک خانواده روستایی هر سال بازنگری می‌شود، اما این برنامه در استان فارس از نسخه ۲-۰ هنوز به ۳-۰ نرسیده و به روزرسانی نشده است. در حالی که قرار بود این برنامه تغییر پیدا کند. علاوه بر این لازم است تصمیم‌گیران حتما از بدنه اجرایی برنامه؛ یعنی پزشکان عمومی در تصمیم‌گیری دعوت کنند. این برنامه باید تولیت یکسانی داشته باشد و از نظر مجلس و قانونگذاران در این زمینه تمکین شود.

انتهای پیام

خانه شاعران به حیاط خلوت جریان اصلاحات بدل شد/ جشن انتخاباتی رئیس‌جمهور با دستکاری در شعر سهراب

خانه شاعران به حیاط خلوت جریان اصلاحات بدل شد/ جشن انتخاباتی رئیس‌جمهور با دستکاری در شعر سهراب

خبرگزاری فارس ـ گروه کتاب و ادبیات ـ نفیسه اسماعیلی: هرچند تعداد شاعران خوب و تاثیرگذار، نسبت به چندین هزار شاعر فعال در عرصه ادبیات، رقمی بسیار محدود و با هرگونه ارفاق از عددی دورقمی افزون‌تر نخواهد شد، با این حال اگر از هریک از علاقه‌‌مندان جدی شعر امروز، در این باره پرسش شود با چشم بسته و با اندکی درنگ، می‌توانند از 20 – 30 شاعر خوب و تاثیرگذار نام ببرند.

حالا اگر این نکته به همین پرسش اضافه شود که شاعران خوبی را نام ببرید که علاوه بر سرودن شعرهای ممتاز، در زمینه ارائه طرح‌های نوین و عرصه مدیریت فرهنگی، دارای چهره‌ای صاحب‌نظر و نقشی قابل اعتنا باشند، زمان همان درنگ‌های مختصر مخاطب حرفه‌ای، چند برابر می‌شود، اما تعداد گزینه‌هایی که به شمارش در می‌آورد، مطمئنا از تعداد انگشت‌های یک دست، بیشتر نخواهد شد!
این اشاره مقدماتی مهم از آن جهت در سرآغاز سخن آمد تا گفته شود، «محمدرضا عبدالملکیان» شاعر نام‌آشنای شعر امروز و یکی از چند نیمایی‌سرای شاخص ادبیات اکنون، حدود سه دهه در عرصه مدیریت فرهنگی کشور، از تاثیرگذارترین شاعران امروز ایران بوده است. او از جمله:

– پایه‌گذاران، عضو و مشاور ارشد شورای عالی «خانه هنرمندان ایران» از سال 78 تاکنون بوده است.
– یکی از پایه‌گذاران دفتر شعر جوان در سال 68 و مدیرعامل این مجموعه از آغاز تا سال 90 است.
– ارائه کننده طرح  «همایش شاعران ایران و جهان» است و نقش موثر در اجرای دو دوره این طرح با حضور حدود 100 شاعر از 40 کشور جهان داشت.
– ارائه کننده طرح «تا قله‌های شعر» و مدیریت اجرای این طرح با سفر حدود 140 شاعر ایران به 5 کشور منطقه به منظور بزرگداشت شاعرانی چون رودکی، نظامی، مولانا، اقبال لاهوری، بیدل، امیرخسرو دهلوی و…. حدود 30 سفر گروهی شاعران و هنرمندان به شهرهای داخلی کشور.
– ارایه طرح «مهمان ماه» و مدیریت اجرای حدود 25 برنامه در این قالب برای بزرگداشت شاعران امروز ایران.
– ارائه «طرح کتاب سال شعر جوان» و دبیر 7 دوره اجرای این طرح.
– ارائه طرح «کنگره شعر جوان» و دبیر 10 دوره اجرای این کنگره.
– 5 دوره دبیری بخش شعر جشنواره فرهنگی ـ هنری «شمسه» و
– عضویت چندین ساله در «شورای شعر»، ستاد برگزاری «هفته کتاب»، شورای سیاست‌گذاری «جشنواره شعر فجر» و… را در کارنامه دارد.
عبدالملکیان، اکنون نیز طراحی «کنگره بزرگ شعر نو ایران» و مسئولیت دبیری علمی این کنگره ملی در دست اجرا را عهده‌دار است.

قراری برای مصاحبه هماهنگ شد تا بواسطه مسئولیت‌ وی در کنگره شعر نو (که قرار است اردیبهشت امسال برگزار شود) و همچنین در زمینه سایر مسائل شعر امروز باهم گفتگو کنیم.
به پیشنهاد او قرارمان، ساعت 10 صبح یکی از روزهای آخر اسفند، در منزل شاعر واقع در منطقه صادقیه، حوالی محله شهر زیبا بود. چرا که آقای عبدالملکیان اخیرا دیسک گردن خود را عمل کرده و دوران نقاهت را در منزل سپری می‌کرد.
یک تبلت و چند جلد کتاب و یادداشت روی میز کارش بود و دور تا دور اتاقش کتابخانه‌ای بود با حدود 3 – 4 هزار جلد کتاب.
با این شاعر قرار گذاشتیم که گفتگو خیلی رسمی و کلیشه‌ای نباشد، بلکه صراحت چاشنی‌اش باشد.

همسرش که با چای و شیرینی وارد شد، استاد گفت: 38 سال است که باهم زندگی می‌کنیم. در یک جلسه سخنرانی اوایل انقلاب در دانشگاه تهران آشنا شدیم و سال بعد ازدواج کردیم و سال 59 نیز، خداوند «گروس» را نصیب ما کرد؛ درست 18 روز بعد از شروع جنگ، به دنیا آمد و در شعری گفته‌ام:
مادرم، اولین روز جنگ گریست
پسرم، هجدهمین روز جنگ
متولد شد
و من نیز اولین روز زمستان
قلم را بر زمین خواهم گذاشت
تا تفنگ بردارم….
شعر نسبتا بلندی است که آن را در همان آبان 59 نوشته‌ام و در مطبوعات آن روزها منتشر شده و به یک معنا جزو نخستین شعرهای جنگ، به حساب می‌آید.

 * این ماجرای اولین روز زمستان…؟

مشمولان سال 56 را فراخوانده بودند برای اعزام به جبهه، که شامل من هم می‌شد. در روز مقرر، گروس یکی دو ماهه را بوسیدم، با همسرم خداحافظی کردم، ساکم را برداشتم و به پادگان عشرت‌آباد آن سال‌ها رفتم. بعد از سه – چهار ساعت در صف ایستادن و اعزام تدریجی، حدود 10-15 اتوبوس از همین منقضی خدمت‌های 56 به بقیه گفتند بروید و چند روز بعد بیایید. خلاصه دو – سه نوبت رفتیم و اعزام ما میسر نشد و بعد هم گفتند: «فعلا بروید، اگر احتیاج بود، بعدا خبرتان می‌کنیم» که دیگر خبری نشد و من هم آمدم در پشت جبهه و شروع کردم به شعر نوشتن.

ماجرای انتخاب یک نام

* انتخاب اسم «گروس» برای خیلی از علاقه‌مندان شما و همچنین علاقه‌مندان گروس  جای سئوال دارد. معنی این اسم چیست و چرا شما آن را انتخاب کردید؟

گروس اسم منطقه‌ای است واقع در بین شهرهای قزوین، همدان و سنندج با مرکزیت «بیجار» که اصطلاحاً به آن بیجار گروس هم گفته می‌شود. پدرم فرزند یکی از روستاهای همین منطقه با نام «کی تو» (kyto) بوده که این روستا در چند کیلومتری غار مشهور علیصدر واقع شده. اهالی این منطقه ترک‌زبان بوده و هستند؛ اما مادر پدرم از طوایف ایل عبدالملکی بوده که پیشینه و قدمت این ایل به بیش از 1000 سال می‌رسد. ییلاق و قشلاق نخستین آنها در منطقه «اورمان» یا «اورمانات» بوده که بعدها به مناطق دیگر کردستان، تغییر مکان می‌دهند و بخش عمده‌ای از آنان در همین منطقه بیجار گروس سکنا می‌گزینند. حمله نیروهای عثمانی اندکی قبل از جنگ جهانی اول به منطقه بیجار گروس موجب مهاجرت ناخواسته و شبانه بسیاری از ساکنان منطقه به شهرهای اطراف می‌شود. پدرم که آن زمان کودکی 5-6 ساله بوده به اتفاق مادرش و برخی از بستگان به نهاوند می‌رسند و تقدیر این گونه رقم می‌زند که برای همیشه در این شهر ساکن شوند. اهالی نهاوند به سبب زبان و فرهنگ، نزدیکی‌های فراوانی به قوم لر دارند و به عبارتی لر محسوب می‌شوند. جالب آن که یکی از قله‌های رشته کوه زاگرس در منطقه نهاوند به همین اسم «گروس» نامیده می‌شود. از این منظر، گروس را می‌توان نماد پیوند مستحکم سه قوم کرد و ترک و لر نیز قلمداد کرد و به حساب آورد.

استارت «کنگره بزرگ شعر نو ایران» برای رفع آسیب‌ها

* فعلا حدود نیم قرن را به یکباره پشت سر بگذاریم و به تازه‌ترین دلمشغولی شما یعنی «کنگره بزرگ شعر نو ایران» برسیم که چند ماهی است ذهن جامعه ادبی کشور را به خود مشغول کرده است. شما در جایی در مورد این کنگره از تفاوت‌های محسوسش با سایر کنگره‌ها، جشنواره‌ها و رخدادهای ادبی – فرهنگی کشور سخن گفته بودید. این تفاوت‌ها چیست؟

چندین تفاوت عمده و محسوس و در پی آن هدفگذاری‌های بزرگ و اساسی است که امیدوارم امکان تحقق آن‌ها میسر شود. نخستین تفاوت، شکل برگزاری این کنگره است. برای هر کنگره، وقتی همه مقدمات و ساز و کارها تدارک دیده شود، معمولا با دعوت از مهمان‌ها، مباحث و موضوعات کنگره، طی یک گردهمایی 3 – 4 روزه به آگاهی مدعوین رسانده می‌شود و سایر علاقه‌مندان نیز از طریق رسانه‌های خبری، اخبار کنگره را دریافت می‌کنند.
اما نحوه برگزاری «کنگره بزرگ شعر نو ایران»، کمی با این شیوه مرسوم، متفاوت است. دلیل عمده این مطلب هم بحران‌ها و معضلات گسترده‌ای است که سال‌هاست گریبانگیر شعر امروز ایران شده است. نشان دادن ابعاد و خسارت‌های ناشی از این معضلات به قدری دارای اهمیت و به یک معنا عمیق است که در یک ظرف زمانی محدود و چند روزه نمی‌توان آن گونه که باید آن‌ها را نشان داد و برای حل آسیب‌های یادشده چاره‌اندیشی کرد. به همین سبب تصمیم گرفتیم تا با راه‌اندازی یک کانال فعال کارشناسی، به تدریج و در یک ظرف زمانی چند یا چندین ماهه و حتی شاید به صورتی مستمر و همیشگی، به این موضوعات بپردازیم و برای رفع آسیب‌های اتفاق افتاده چاره‌اندیشی کنیم.

شاعرانی که مسابقه محورند!

* با توجه به این اشاره کلی و در پاسخ به خیل زیادی از علاقه‌مندان که به صورت پیوسته می‌پرسند، کنگره چه زمانی برگزار می‌شود، هم توضیح دهید.

از زمان فعال شدن کانال کنگره شعر نو ایران، به یک معنا مرحله اول برگزاری کنگره آغاز شده است. البته این پرسش محوری مخاطبان ریشه در یکی از بحران‌ها و آسیب‌های جدی همین چند ساله اخیر دارد و آن هم رشد بی‌رویه تفکر مسابقه‌محوری و به تبع آن شکل‌گیری یک طیف گسترده به عنوان «شاعران جایزه‌بگیر» در عرصه ادبیات امروز است!
وقتی مقدمات کار برای شروع کنگره شعر نو ایران فراهم شد، یکی از برنامه‌های کنگره، جمع‌آوری نمونه شعرهای شاعران امروز و انتخاب شعرهای بهتر برای تنظیم و انتشار یک گزینه شعر مناسب به صورت کتاب بود. به همین سبب فراخوان دادیم تا شاعران سراسر کشور، نمونه شعرهای خود را برای کنگره بفرستند. متاسفانه اکثر قریب به اتفاق شاعران، با همان ذهنیت مسابقه‌محور و با هدف گرفتن جایزه، با فراخوان این کنگره مواجه شدند!
پدیده مسابقه محوری یکی از آسیب‌های جدی شعر امروز است که به سبب گسترش موج مدیران ناکارآمد و غیر فرهنگی در پست‌های مدیریت فرهنگی دستگاه‌های گوناگون‌ به وجود آمده است و طی چند سال اخیر با شدت هرچه تمام‌تر رو به فزونی داشته است! بی‌آنکه به خسارت‌های هنگفت این پدیده بسیار زیان‌بار، توجه جدی معطوف شده باشد.
 

در سال 95 شمار مسابقات شعر در کشور به بیش از 200 عنوان رسیده بود​

* این گونه مسابقات حدودا از چه زمانی و با چه اهدافی شکل گرفته است؟

تا آنجا که به یاد دارم، این گونه مسابقات در پیش از انقلاب، بسیار محدود و تعداد آنها به صورت سراسری، شاید از دو سه عنوان تجاوز نمی‌کرد. بعد از انقلاب و از سال‌های نخست جنگ، به تدریج این گونه مسابقات در برخی از دستگاه‌های فرهنگی مثل وزارت ارشاد آغاز شد که شاید در سال پایانی جنگ، تعداد مسابقات شعر در دستگاه‌های فرهنگی گوناگون به حداکثر 10 عنوان رسیده بود. هر چه فاصله ما از سال‌های پایان جنگ بیشتر شد، تعداد مسابقات شعر نیز (با بهانه شناسایی استعدادها) با فزونی بیشتری مواجه شد! به گونه‌ای که در سال 95 شمار مسابقات شعر در کشور، به بیش از 200 عنوان رسیده بود و هدف پیش‌بینی شده برای اکثرقریب به اتفاق این مسابقات، شناسایی استعدادها قلمداد شده بود! بی‌آنکه مدیران ناکارآمدی که اقدام به برگزاری این مسابقات می‌کردند، توجه داشته باشند که موضوع شناسایی استعدادها، با گسترش حیرت‌انگیز فضای مجازی در سال‌های اخیر، دیگر به قول معروف محلی از اعراب ندارد!

هنرمندان ما از نزدیک شدن به احزاب سیاسی، کم متحمل خسارت و پذیرش آسیب نشده‌اند

* در مرور و بررسی مطالب محوری کانال کنگره شعر نو ایران، در یک جمع‌بندی کلی با حدود 20 موضوع یا مطلب اساسی مواجه می‌شویم که همه آنها با قلم شما و به یک معنا دغدغه‌های محمدرضا عبدالملکیان به عنوان دبیر کنگره شعر نو ایران نوشته شده‌اند. اکثر این یادداشت‌ها، موضوعاتی است که در زیر عنوان کلی «آسیب‌شناسی شعر امروز» به نگارش در آمده است که انصافا می‌توان گفت همه آن‌ها مهم و جای گفتگو دارد، اما در میان این مطالب، شما چند نامه هم به مقامات و مسئولان فرهنگی کشور نوشته‌اید؛ از جمله به رئیس جمهور، وزیر ارشاد، سخنگوی دولت، شهردار تهران و همچنین آقای مسجدجامعی عضو شورای شهر، که می‌خواستم در مورد این نامه‌ها، به ویژه نامه به آقای مسجدجامعی بیش‌تر توضیح بدهید؛ همان توضیحاتی که در پایان نامه به ایشان وعده بیان آن‌ها را داده‌اید؟

آشنایی و دوستی من با آقای مسجدجامعی به دهه اول انقلاب برمی‌گردد. ایشان تحصیل کرده دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران بودند؛ یعنی همان محلی که شروع کار دولتی و اداری من در سال 57 (چند ماه قبل از پیروزی انقلاب) از آن جا آغاز شد. همان سال‌های اول انقلاب با آقای مسجدجامعی که در وزارت ارشاد مشغول خدمت بودند آشنا شدم. شخصیتی فرهنگی، با دانش، صبور و فروتن.

در سال‌هایی که ایشان معاون فرهنگی وزارت ارشاد بود و من مدیر عامل دفتر شعر جوان بودم، ارتباط بیشتری داشتیم. بعد منصوب پست وزارت شدند و بعد چهره‌ای شاخص‌تر در عرصه جناح‌بندی‌های سیاسی و طبیعتا شاید عهده‌دار مسئولیت‌های بیشتر در همین زمینه و بعد کمرنگ شدن تدریجی ارتباط، به سبب دلبستگی بیشتر ایشان به خط‌کشی‌‌ها و جناح‌بندی‌های سیاسی و متقابلا فاصله گرفتن من که چندان دل خوشی از گروه‌ها و احزاب سیاسی نداشتم؛ آن هم در عرصه فعالیت فرهنگی و هنری! چرا که در روند حرکتی تاریخ معاصر، هنر و هنرمندان ما، از محل نزدیک شدن به همین گروه‌ها و احزاب سیاسی، کم متحمل خسارت و پذیرش آسیب نشده‌اند!

 

موضوعی که گریبانگیر خانه شاعران شد/ «راکعی» سردمدار بود

* دوستان و همکاران شما در خانه شاعران ایران که مناسبات و ارتباط خوبی با جریان اصلاحات و شخص آقای مسجدجامعی داشتند که تصور می‌کنم هنوز، همان روابط گرم به قوت خود باقی است؟

بله، وقتی از دهه دوم بعد از انقلاب، به تدریج دو جریان شاخص «اصلاح‌طلب» و «اصولگرا» در عرصه سیاسی و کسب قدرت کشور پدیدار شدند، بسیاری از چهره‌ها و شخصیت‌های فعال به یکی از این دو سمت کشیده شدند و جریان روشنفکری نیز غالبا به گروه‌های اصلاح‌طلب متمایل شدند و به عضویت آن‌ها در آمدند که این پدیده اجتماعی، گریبانگیر انجمن شاعران و یا به قول شما خانه شاعران ایران نیز شد. سردمدار این اتفاق در انجمن شاعران خانم «فاطمه راکعی» بود که به عنوان نماینده مجلس در دوره ششم انتخاب و از آن پس بخش عمده انرژی و فعالیت ایشان، صرف فعالیت‌های سیاسی شده و می‌شود!

«خانه شاعران ایران»، «انجمن شاعران ایران»، «دفتر شعر جوان»! هنوز هم برای خیلی از علاقه‌مندان، جای پرسش دارد که این سه تشکل، چه فرقی باهم دارند؟

* واقعا جای سوال است! آیا همه آن‌ها به سبب ماهیت یک تشکل هستند، اما با سه عنوان؟ یا اینکه واقعا تشکل‌های مستقل و متفاوتی هستند که جامعه ادبی از چگونگی ارتباط و تعامل آن‌ها مطلع نیست؟

سابقه دفترشعر جوان به سال 68 برمی‌گردد؛ یک تشکل به قول معروف خارج از چارت سازمانی (هیاتی!) که با پیشنهاد ما و موافقت معاونت فرهنگی و معاونت هنری وزارت ارشاد در محل کتابخانه عمومی پارک شهر شروع به کار کرد و تا حدود 10 سال به همین نحو ادامه داد.

6 امضا برای اساسنامه خانه شاعران/ امضاکنندگان هیات موسس شدند 

* ما؟ یعنی چه شاعرانی؟

سیدحسن حسینی، قیصر امین‌پور، فاطمه راکعی، ساعد باقری و من (محمدرضا عبدالملکیان).
حدود سال 76 به تدریج موضوع شکل‌گیری و راه‌اندازی یک انجمن سراسری برای همه شاعران کشور، مطرح شد که به تبع آن جمعی از دوستان شاعر (حدود 15 نفر) بعد از تشکیل چند جلسه در خصوص کلیات موضوع به تفاهم رسیدند و مقدمات این کار فراهم شد. وقتی فرمت اساسنامه را از وزارت ارشاد گرفتند، به ما گفتند که در این فرم فقط امکان نوشتن اسم 5 یا حداکثر 6 نفر به عنوان اعضای هیئت موسس وجود دارد. از آنجا که خیلی موضوع مهمی به نظر نمی‌رسید، به منظور تسریع در امور، 6 نفر از دوستان در دسترس (مشفق کاشانی، محمود شاهرخی، محمدرضا عبدالملکیان، قیصر امین‌پور، فاطمه راکعی و ساعد باقری) اساسنامه را امضاء کردند و نامشان به عنوان اعضای هیات موسس درج شد، اما به همین دلیل نام دوستانی چون حسین آهی، حسین اسرافیلی، علیرضا قزوه، پرویز بیگی و… در اساسنامه نیامد.

هیچ تشکل اساسنامه‌داری به نام «خانه شاعران ایران» وجود ندارد

* دفتر شعر جوان هم درست به همین منوال صاحب اساسنامه شد؟

با این تفاوت که به جای سیدحسن حسینی (که مدتی بود به لحاظ برخی اختلاف نظرهای پیش آمده با یکی دو نفر از اعضای هیئت مدیره دفتر) که به عنوان اعتراض از ادامه همکاری با دفتر شعر جوان، منصرف شده بود، «محمدرضا محمدی نیکو» جایگزین او شد. بدین ترتیب اعضای هیئت موسس دفتر هم که اساسنامه را امضاء کردند، عبارت شد از: قیصر امین‌پور، محمدرضا عبدالملکیان، ساعد باقری، فاطمه راکعی و محمدرضا محمدی نیکو.
در همان ایام، یعنی سال 78 مکان خانه شاعران ایران واقع در خیابان شهید کلاهدوز (خیابان دولت) از طریق شهرداری منطقه 3 در اختیار این دو تشکل قرار گرفت و در درب ورودی این بنا کتیبه‌ای با عنوان «خانه شاعران معاصر ایران» نصب شد.
جان کلام این که تشکل‌های اساسنامه‌دار، فقط انجمن شاعران ایران و دفتر شعر جوان هستند و هیچ تشکل اساسنامه‌داری به نام «خانه شاعران ایران» وجود ندارد.

اساسنامه امضا شده متعلق به یک تشکل صنفی نبود

* شخص شما به چه دلیل از انجمن شاعران و بعد از دفتر شعر جوان کنار کشیدید؟

خیلی تمایل پرداختن به این موضوع را ندارم. فقط به اشاره می‌گویم که بعد از مدتی، متوجه شدیم که اساسنامه فرمی را که امضاء کرده‌ایم، اساسنامه یک تشکل صنفی نیست. در واقع اساسنامه انجمن و اساسنامه دفتر، هر دو، بیانگر یک موسسه خصوصی بود؛ مثل ده‌ها موسسه خصوصی دیگر، که همان اعضای هیئت موسس، شرکای آن قلمداد می‌شدند و سهم شراکت هر یک از آن‌ها نیز در اساسنامه قید شده است. خلاصه آنکه بعد از گذشت چندین سال تازه متوجه شدیم که این انجمن، یک انجمن صنفی برای شاعران نیست و اگر چنین قصدی وجود دارد، اساسنامه باید اصلاح شود.

 

خانه شاعران حیاط خلوت جریان سیاسی اطلاحات شد

* در طول این مدت تمایلی به تغییر در اساسنامه بود یا نه؟

طی همین سال‌ها ابتدا «استاد شاهرخی» و دو سه سال بعد، «قیصر امین‌پور» به رحمت خدا رفتند و بعد از آن نیز مشخص شد که «فاطمه راکعی» و «ساعد باقری» اصلا تمایلی به تغییر اساسنامه و شکل‌گیری یک انجمن صنفی ندارند و تنها انعطاف آن‌ها، این است که چند نفر از دوستان شاعر همفکر با تمایلات سیاسی اصلاح‌طلبانه به عنوان عضو جدید به مجموعه اضافه کنند که مقدمات این کار را نیز تدارک دیده بودند که در همین مرحله من عطای ماندن در انجمن و دفتر را (که به یک معنا داشت به حیاط خلوت جریان سیاسی اصلاحات تبدیل می‌شد) به لقایش بخشیدم و دیگر پا به آن جا نگذاشتم.

* در چه سالی؟

تصور می‌کنم سال 90

* اما نام انجمن حاوی واژه ایران است نه انحصار؟

در موضوع انجمن و دفتر، نمی‌خواهم خیلی درنگ کنم. تنها نکته‌ای که باید بر آن تاکید کنم این است که این انجمن، فقط از نام ایران در دریافت بودجه از دستگاه‌های فرهنگی استفاده‌ می‌کند؛ در حالی که به سبب اساسنامه و ساختار، یک موسسه خصوصی و انتفاعی است با چند نفر شریک و به یک معنا سهامدار!

 

چه دلیلی وجود دارد سالانه 100 میلیون تومان به انجمن شاعران پرداخت شود؟

اما پرسش مشخصم از شخص آقای مسجدجامعی (که بیش از 10 سال است در سمت‌های گوناگون در شورای شهر حضور دارند) این است: دلیل مشخص شما برای پرداخت سالانه یک میلیارد ریال به همین موسسه خصوصی انجمن شاعران چیست؟ اگر شورای شهر سالانه کمک‌هایی به برخی از تشکل‌های صنفی مثل خانه تئاتر، انجمن موسیقی، انجمن خوشنویسان و… هریک با صدها نفر هنرمند عضو می‌کند، جناب عالی که بهتر از هرکس می‌دانید که انجمن شاعران، یک موسسه خصوصی چند نفره است. با کدام دلیل سالانه چنین مبلغ قابل ملاحظه‌ای را به آن‌ها اهدا می‌کنید؟ آیا جز آن که نفرات اصلی انجمن به سبب خط و ربط سیاسی مرتبط و متمایل به جریان سیاسی اصلاحات هستند، دلیل موجه دیگری دارید؟

 

* اما نقدی که در آن مطلب به آقای مسجدجامعی کرده بودید در ارتباط با موضوع خانه نیما بود.

بله، وقتی معلوم شد که خانه به‌جا مانده از نیما در تهران را از شمول میراث فرهنگی خارج کرده‌اند، برخی از شخصیت‌ها و تشکل‌ها در این موضوع ورود و موضع‌گیری کردند که این جانب هم به عنوان دبیر کنگره شعر نو ایران چند مطلب نوشتم.
در همین احوال جناب مسجدجامعی نیز طی یادداشتی به شهرداری تهران تذکر دادند که مواظب خانه نیما باشد که از شمول میراث فرهنگی خارج نشود! یادداشت ایشان برایم موجب تعجب و حیرت شد. چرا جناب ایشان که در زمان مسئولیت به عنوان وزیر ارشاد و پس از آن به عنوان عضو، رئیس کمیسیون فرهنگی و رئیس شورای شهر، این اجازه و اختیار را داشت که مشکل خانه نیما را حل کند که به گمان من در این کار قصور کرده بودند، حالا به اقتضای شرایط و برای آن که از قافله عقب نمانند، این یادداشت را خطاب به شهرداری نوشته بودند. من در آن گلایه نامه به همین موضوع پرداخته‌ام.

عبدالملکیان پس از جدایی از خانه شاعران چه شد کنگره برپا کرد؟

* بعد از جدایی از خانه شاعران، مدتی از عبدالملکیان خبری نبود تا آنکه به عنوان دبیر کنگره شعر نو ایران، بار دیگر در عرصه فرهنگی ـ ادبی کشور ظاهر شد. این بار با حرف‌ها و دیدگاه‌های جدیدی که خواندن و شنیدنش برای جامعه ادبی و فرهنگی کشور تازگی داشت. اگر ممکن است درباره محورها و اهداف این کنگره نکات لازم را مطرح کنید؟

از نوشتن نخستین شعر نو زبان فارسی توسط نیما یوشیج تا امروز دقیقا 80 سال می‌گذرد. طی این مدت، چه قبل و چه بعد از انقلاب، پدیده شعر نو، که روز به روز در عرصه ادبیات کشور شاهد رشدش بوده‌ایم، متاسفانه این مجال را پیدا نکرد که به طور شایسته مورد استقبال دستگاه‌های فرهنگی و رسمی کشور و دانشگاه‌ها قرار بگیرد. الان فرصت پرداختن به دلایل آن نیست، اما واقعیت آن است که شعر نو ما پشت در ورودی این دستگاه‌ها و سازمان‌ها ماند و شاید حداکثر برای حدود 10 – 20 درصد ظریف شعر نو امکان عبور از این سد سفت و سخت فراهم شد.
در این جا مجال پرداختن به دلایل این موضوع فراهم نیست، اما به هر حال واقعیتی است که باید گفته شود. اولین هدف کنگره این است که چنین امکانی را برای شعر نو ایران فراهم کند.

تفاهم با حوزه هنری برای برگزاری کنگره شعر نو به جای شعر سپید

* پیشنهاد برگزاری این کنگره، چگونه مطرح شد؟

اوایل تیر ماه 96 مدیریت حوزه هنری به من پیشنهاد داد تا مدیریت و هدایت برگزاری یک «جشنواره شعر سپید» را در گیلان بپذیرم. من برای بررسی کلیات موضوع فرصت خواستم که بعد از یک هفته، سه تا چهار جلسه مشورتی با مسئولان حوزه برگزار کردیم که در جمع‌بندی نهایی با دوستان حوزه هنری تفاهم کردیم که به جای «شعر سپید» که خودش شاخه‌ای از «شعر نو» است، از جشنواره عبور کرده و یک کنگره ملی و سراسری با عنوان «کنگره شعر نو ایران» برگزار کنیم.

پس از این تفاهم و نظر به مسایل و مشکلات عدیده‌ای که گریبانگیر شعر امروز است، من قول دادم که همه دانش 50 ساله شعری و همه تجارب مدیریتی 30 ساله‌ام را در زمینه شعر و فرهنگ به کار بگیرم؛ منوط بر آنکه اختیار لازم مدیریتی برای این کار داشته باشم و طی مسیر دیدگاه‌ها و چشم‌اندازهایی که برای طی ادامه مسیر به آن‌ها می‌رسم به مشورت و نظرخواهی بگذارم، که خوشبختانه از آغاز تا امروز در این زمینه شاهد کوچکترین مشکل و دخالت غیرمتعارف و ناخواسته‌ای نبوده‌ام.

* اما ظاهرا امکانات لازم برای برگزاری خود کنگره به خوبی فراهم نشده است و به همین دلیل چند بار زمان برگزاری کنگره به تعویق افتاده است.

این موضوع از یک نظر درست است و از آن جا که این کنگره جزو برنامه‌های از قبل پیش‌بینی شده حوزه هنری نبوده در تامین اعتبار لازم، کمی تا قسمتی با مشکل مواجه شدند، اما از منظری دیگر، با راه‌اندازی کانال کنگره شعر نو در فضای مجازی، این نتیجه حاصل شد که بخش عمده‌ای از هدفگذاری‌های کنگره را ما می‌توانیم از طریق ظرفیت و امکانات همین فضای مجازی پیش ببریم و انجام دهیم که خوشبختانه استفاده از این شیوه به خوبی جواب داد و با قاطعیت می‌گویم پس از رسیدن به این تغییر نگرش، امروز چیزی بین 70 تا 80 درصد برنامه‌های کنگره را از طریق امکانات فضای مجازی پیش برده و پیش خواهیم برد.

تفاوت‌های محسوس کنگره شعر نو/ حل مجموعه آسیب‌های ریشه‌دار و گریبانگیر شعر امروز

* توضیح درباره اهداف و برنامه‌ها شاید کمی بیشتر به روشن شدن چگونگی اجرای این کنگره کمک کند.

این کنگره تفاوت‌های محسوسی با سایر کنگره‌ها، جشنواره‌ها و دیگر برنامه‌های فرهنگی دارد که لازم است کمی درباره آن‌ها توضیح دهم.

نظر به مسائل و مشکلات عدیده‌ای که گریبانگیر شعر امروز ایران است، پس از راه‌اندازی کانال کنگره و گذشت دو سه ماه، به این نتیجه رسیدیم که این کنگره نمی‌تواند در یک ظرف زمانی محدود و چند روزه به اهداف مورد نظر خود برسد. حل مجموعه مسائل و آسیب‌های ریشه‌دار و گریبانگیر شعر امروز، به گونه‌ای است که نیاز به یک کار مستمر بلندمدت دارد. به همین دلیل، این نتیجه حاصل شد که در زمان و مدت اجرای کنگره بایدبازنگری جدی کرد و چنین شد که به گزینه بلندمدت رسیدیم. بلند مدت، یعنی چند ماهه و حتی یک ساله و بیشتر. بدین نحو اعلام کردیم که اجرای این کنگره از مقطع راه‌اندازی کانال شروع شده و تا کسب نتایج پیش‌بینی شده ادامه دارد.

معضلات و مشکلات جدی دامن‌گیر و فراروی شعر امروز در قالب «آسیب‌ها» دسته‌بندی شد و شروع کردیم به نوشتن یک سلسله مقالات با عنوان «آسیب‌شناسی شعر امروز» و درج و ارائه آن‌ها در کانال کنگره که تاکنون جمع این مقالات آسیب‌شناسی به حدود 30 مطلب رسیده است.
 

* ممکن است به برخی از محورهای اساسی مبتنی بر این آسیب‌شناسی‌ها اشاره کنید؟

بله، موضوع مدیریت‌های فرهنگی ناآشنا یا کم‌آشنا به حوزه فرهنگ و هنر، یکی از جدی‌ترین آسیب‌های گریبانگیر شعر امروز است، این گونه مدیران که در این نوشتارها، از آن‌ها با عنوان «مدیران ناکارآمد» و یا «مدیران ایستا» نام برده شده است، کسانی هستند که از حوزه مسئولیتی خویش در زمینه شناخت هنر و هنرمندان، یا اطلاعاتی نداشته و ندارد و یا این اطلاعات حداقلی است. وجود چنین مدیران غیرخلاق که عموما دیکته‌نویس و مقلد مدیران قبلی هستند دستاورد مشخصی جز افزون‌سازی خسارات ندارد!

به عنوان نمونه می‌توان شکل‌گیری و گسترش جریان برگزاری «مسابقات شعر» و به تبع آن به وجود آمدن یک طیف گسترده از «شاعران جایزه‌بگیر» را یکی از خسارت‌های جدی این گونه مدیران قلمداد کرد.

بهانه شناسایی استعدادها در یکی دو دهه پیش، توجیهی نسبی برای این گونه فعالیت بود، چرا که شاید فرصتی ایجاد می‌کرد تا برخی از استعدادهای شعری مناطق و شهرهای دورافتاده از این طریق شناسایی و امکانی برای دیده شدن شعرهای آنان فراهم شود، اما در یک دهه اخیر، که با گسترش حیرت‌انگیز فضای مجازی، این امکان برای هر علاقه‌مند و استعداد شعری فراهم شده است تا در دورترین مناطق روستایی کشور هم با راه‌اندازی یک صفحه در فضای مجازی خودش و آثارش را معرفی کند، دیگر تمسک به موضوع «کشف استعدادها» برای مدیران دیکته‌نویس و غیرخلاق، شاید بتوان گفت، مبحث و موضوعی خنده‌دار به نظر برسد!

در مطلبی دیگر با عنوان «از ماست که بر ماست» به موضوع آسیب‌های ناشی از دخالت غیرحرفه‌ای خود شاعران پرداخته شده است که در آن مطلب شاعران به چند گروه تقسیم شده‌اند که از یک گروه عمده با عنوان «شاعران ذوقی» نام برده شده‌اند. این گروه از شاعران کسانی هستند که دارای استعداد و ذوق شاعری هستند و اغلب شعرهای عاطفی خوب اما کم‌عمقی هم می‌نویسند که عموما با استقبال طیف قابل ملاحظه‌ای از مخاطبان شعر هم مواجه می‌شوند. شاعران ذوقی هرچند از استعداد خوبی برای شعرهای نسبتا موفق برخوردارند، اما به علت کم دانشی در عرصه آموزش، داوری‌ها و اداره کارگاه‌های شعر، افرادی ناکارآمد و غیرموفق هستند. برخی از این طیف شاعران ذوقی نسبت به ضعف خود آگاهی دارند و در فعالیت‌های مبتنی بر داشتن دانش شعری حضور پیدا نمی‌کنند، اما برخی دیگر با حمایت مدیران ناکارمد، در چنین عرصه‌هایی ورود پیدا می‌کنند که به سبب کم دانشی، معمولا نقش و تاثیری آسیب‌رسان از خود برجای می‌گذارند.

آن‌ها برای برگزاری یک کارگاه شعر، دارای نامی مطرح و شناخته شده هستند، اما در عمل و بعد از برگزاری دو سه جلسه، کارگاه آن‌ها به تعطیلی می‌انجامد، چرا که فراگیر علاقه‌مند و بااستعداد، پی می‌برد که این شاعر دانش و سواد مناسبی ندارد. لذا جلسه سوم در کارگاه شرکت نمی‌کند! تازه مدیر ناکارآمد انگشت حیرت بر شقیقه می‌گذارد که چرا دوره‌ها و کارگاه‌های شعرش به نیمه راه نرسیده تعطیل می‌شود!

 

* شعر و ترانه، دو مقوله هنری کاملا متفاوت هستند!

یکی دیگر از آسیب‌های جدی شعر امروز، همین شکل‌گیری انجمن‌ها و یا جلسات مشترک «شعر و ترانه» در یکی دو دهه اخیر است که به سبب این همنشینی، آسیب‌های جدی به ساحت زبان شعر امروز وارد شده است و از سویی دیگر نیز شاید توقع معنانگر، توقعی غیرمتعارف باشد که از همین منظر، گریبانگیر ترانه شده است!

نظر به اهمیت موضوع، حدود 10 مقاله و یامطلب کوتاه در این زمینه نگاشته و در کانال کنگره منتشر شده که جانمایه موضوع توجه به این نکته است که موضوع شعر و ترانه، دو مقوله کاملا متفاوت و مستقل هستند که هر کدام برای ارزیابی، دارای ضوابط و معیار‌های خاص خود هستند. لذا این دو گونه هنری بیش از آن که دارای وجه مشترک باشند، دارای وجه افتراق‌اند و بهتر است که کار ارزش‌گذاری و داوری ترانه را به جای شاعران، به خود اهالی موسیقی واگذار کنند.

ترانه، مقوله‌ای درآمدزا و پولساز است​

* با این توضیح شما، این سئوال مطرح می‌شود که چرا خیلی از شاعران، علاقه‌مند به فعالیت در عرصه ترانه‌سرایی هم هستند؟

به این پرسش در همان مطالب نگاشته شده در کانال کنگره نسبتا به تفصیل پاسخ گفته‌ام، اما چون پرسیدید شاید بد نباشد تا به اختصار بگویم:

هنر شعر (بدون در نظر گرفتن نمونه‌های محاوره و اصطلاحا کوچه بازاری‌، مناسبتی و تفریحی) یک هنر کاملا حرفه‌ای تخصصی است و به همین دلیل دارای مخاطب خاص، اما هنر موسیقی و به تبع آن ترانه، علاوه بر آن وجه تخصصی و حرفه‌ای، دارای نمونه‌های عمومی‌تر و منطبق با سلایق گوناگون مردم است و به همین دلیل گذشته از مخاطب خاص، دارای طیف گسترده‌ای از مخاطب عام نیز هست، لذا در یک سالنی که برنامه شعرخوانی در آن برگزار می‌شود اگر 50 نفر مخاطب حضور پیدا می‌کنند، اگر در همان سالن کنسرت موسیقی اجرا شود، تعداد مخاطب شاید به 500 نفر برسد! این افزونی مخاطب، خودش می‌تواند برای هر شاعری ایجاد انگیزه محسوب شود، همچنین، ترانه، مقوله‌ای درآمدزا و پول ساز است که این مهم نیز نمی‌تواند از نگاه خیلی از شاعران دور بماند. در این بین تنها مزیتی که شعر دارد، شان برجسته هنر شاعری است که در کشور ما از یک سابقه دیرپای فرهنگی بهره‌مند است و بدیهی است که هر شاعری تمایل دارد تا از این مزیت نیز بهره‌مند باشد.

* مجموعه نوشته‌ها و دغدغه‌های شما را در «کانال کنگره شعر نو ایران» مطالعه کرده‌ام، به انصاف اغلب این مباحث که شاید گاه و بی‌گاه و به صورتی گذارا به ذهن شاعران و علاقه‌مندانی چون من نیز خطور کرده باشد. برای نخستین‌بار است که طی یک دهه اخیر، اینگونه دقیق و عمیق، نوشته شده و اذهان اهالی فرهنگ، ادبیات و شعر را به خود معطوف کرده است. در پی همین اتفاق خجسته بود که به تدریج شاهد اثرگذاری این دیدگاه‌های نوین در عرصه ادبیات امروز هستیم، مثلا در همین چند ماهه اخیر از تعداد مسابقات شعر و عرضه فراخوان‌های رنگارنگ به طور محسوسی کاسته شده، میزان توجه به شاعران و کتاب‌های شعر نو به نسبتی قابل ملاحظه افزایش پیدا کرده و شاید برای نخستین بار باشد که از 7 عنوان کتاب راه یافته به مرحله پایانی جشنواره شعر فجر، 4 یا 5 عنوان آن کتاب‌های شعر نو بوده و برگزیده نهائی نیز یک شاعر سپید سراست! برای نخستین بار و در همین دو ماه گذشته، جشنواره بزرگداشت نیمایوشیج با ارائه آثار شعر نو در مازندران برگزار می‌شود.

به هر حال، واقعیت آن است که در بروز این گونه رویکردها، نمی‌توان نقش مستقیم و غیر مستقیم کنگره شعر نو ایران را نادیده انگاشت.

موضوع مدیران حزبی!/ جشن انتخاباتی رئیس جمهور با تخریب شعر سهراب سپهری

این گفتگو طولانی شد و شما را خسته کردم. آن هم با توجه به وضعیت فعلی شما که دوران نقاهت بعد از عمل جراحی را می‌گذرانید. سئوالات ما کم نیست و گفتنی‌های شما نیز، اما به یکی دو سئوال دیگر بسنده می‌کنیم. البته با این امید که در آینده‌ای نزدیک، گفتگوی دیگری هم با شما داشته باشیم. آسیب ناشی از حضور و اثرگذاری جریان‌ها و احزاب سیاسی در تشکل‌ها و گروه‌های هنری و فرهنگی یکی دیگر از دغدغه‌های قابل توجه شما در موضوع آسیب‌شناسی شعر امروز است، چرا؟

واقعیت آن است که هنر، ذات و ماهیتی بخشنده دارد و هنرمند علاقه دارد تا حد ممکن هنرش را در اختیار آحاد بیشتری از افراد جامعه بگذارد و در جریان تحقق این هدف، اصلا به هیچگونه خط کشی و مرزبندی بین مخاطبان نمی‌اندیشد، رفتار و هدفی دقیقا بر خلاف هدف‌گذاری جریان‌ها و احزاب سیاسی! چرا که تفکر حزبی، تفکری تمامیت خواه است که می‌گوید همه چیز فقط برای من و حق من و هم حزبی‌هایم است و سایر افراد از این گردونه بیرون قرار می‌گیرند و هیچ حقی ندارند! نگاهی به همین جا به جایی‌های ناشی از انتصاب مدیران ارشد دستگاه‌های دولتی داشته باشید، هر مدیر جدیدی که بر سر کار می‌آید در همان گام اول، معاونان و مدیران کل دستگاه را عوض می‌کند و به جای آنان نزدیکان حزبی یا جناحی خود را منصوب می‌کند که دامنه این تغییرات عموما و به تدریج به معاونین ادارات کل و روسای ادارات و حتی کارشناسان مسئول نیز می‌رسد، تنها چیزی که در اولویت نیست، بحث شایستگی، دانش و کارآیی مدیریتی است!

این روند و این روال، چنان که طی این دو دهه حاکمیت جناحی شاهد بوده‌ایم، متاسفانه وجه مشترک هر دو گروه «اصولگرا» و «اصلاح‌طلب» بوده است! یعنی دو گروه تمامیت خواه، آن هم به هر قیمتی! به عنوان نمونه فقط به موضوع انتخاب شهردار، در همین دوره اخیر اشاره می‌کنم. در بررسی گزینه‌ها، چند چهره با قابلیت مناسب در بین اعضای منتخب شورای شهر وجود داشت، اما جناح اصلاح‌طلب که پس از انتخابات، همه کرسی‌های شورا را تصاحب کرده بود برای آنکه از این بیست و چند کرسی، حتی یک کرسی در اختیار جناح رقیب قرار نگیرد (چون عضو علی‌البدل از اصولگرایان است) گزینه انتخاب شهردار از بین اعضای شورا را کلا کنار گذاشت تا در بین این بیست و چند نفر عضو شورا، حتی احتمال شنیدن یک صدای مخالف نیز وجود نداشته باشد!

بیان همین مورد نمونه خوبی است تا بدانیم جناحی که لیدر آن‌ها بانگ برمی‌دارد که: (نقل به مضمون) «آزادی، یعنی آزادی صدای مخالف» تا چه اندازه به ادعای خود پایبند هستند!
یا دولتی که با صدای بلند، اعلام می‌کند پاسخگوی هر انتقاد اصولی است، وقتی در یکی از مهم‌ترین جشن‌های انتخابات، در حضور همه بزرگان پیروز میدان، یک دختر بچه مجری و مسلط در کارش، با دستکاری و تخریب معروف‌ترین شعر سهراب سپهری (صدای پای آب)، مورد تشویق فوق‌العاده همه حاضران از جمله مسئولان بلندپایه و مدیران تراز اول فرهنگی دولت قرار می‌گیرد، صدای هیچ اعتراضی نسبت به این موضوع شنیده نمی‌شود! من شاعر و شاگرد سهراب (به گمان آن که مسئولان متوجه تضعیف حق سهراب نشده‌اند) مطلب بلند بالایی در همین زمینه می‌نویسم و آن مطلب را به نحوی گسترده در فضای مجازی از جمله همین کانال کنگره شعر نو و کانال خودم منتشر می‌‌کنم. انتظار دارم حداقل بخش فرهنگی دفتر ریاست جمهور محترم، بابت این اهمال و تضیف حق سهراب، از این شاعر و علاقه‌مندانش پوزش بخواهد و بدین شیوه به من و دیگران درس رعایت حق و حقوق دیگران را بیاموزد، اما هیچ پاسخی به این نوشته داده نمی‌شود. مطمئن می‌شوم که بسیاری از حاکمان دولتی ما، فقط خوب حرف می‌زنند اما در عمل رفتاری مغایر با گفتارشان دارند!

بیان این نمونه‌ها (که می‌توانم نمونه‌های دیگری را نیز به عنوان شاهد مطرح کنم) بدان سبب است تا گفته باشم ذات تفکر و عملکرد جناح‌ها، گروه‌ها و احزاب سیاسی، صرفا مبتنی بر منافع جناحی آن‌ها است و با ماهیت آزاداندیش هنر وارسته تفاوت اساسی دارد، لذا هیچ هنرمند واقعی نمی‌تواند یک آدم حزبی باشد. اگر به هر دلیل مسیر حزب را انتخاب کند در نهایت یا شعرش قربانی می‌شود یا خودش که به عنوان نمونه و در همین عصر حاضر می‌توانم از «سیاوش کسرایی» سراینده منظومه بلند «آرش کمانگیر» نام ببرم و به عنوان دلیل، شما را ارجاع بدهم به نامه کسرایی خطاب به دوستش شاهرخ مسکوب در سال‌های پایانی عمر (منتشر شده در مقدمه کتاب گزینه شعرهای سیاوش کسرایی، انتشارات مروارید)

موضوع حاکمیت تفکر جزیره‌ای! 

* یادم هست در جایی صحبت از تفکر جزیره‌ای کرده بودید. به چه معناست و کنگره شعر نو در زمینه تفکر جزیره‌ای چه تدابیری دارد؟

در بسیاری از مراکز و دستگاهای فرهنگی این مسئله وجود دارد؛ بدین معنا که هر دستگاه فرهنگی تمایل دارد تا بدون تعامل، همفکری و همکاری با دیگر نهادهای فرهنگی یک موضوع ثابت (مثلا اجرای برنامه شب شعر به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب) را خودش به تنهایی برگزار کند. ایراد این تفکر آن است که به یکباره مواجه می‌شویم با برگزاری ده برنامه پراکنده «با یک موضوع واحد» توسط ده دستگاه فرهنگی مستقل، که طبیعتا کیفیت این برنامه‌ها پایین، اما جمع هزینه‌های آن‌ها بسیار بالاست، وجود چنین تفکری را می‌توان «تفکر جزیره‌ای» نامید که یکی از آسیب‌های جدی عرصه شعر امروز قلمداد می‌شود.

کنگره شعر نو ایران در پی آن است تا با اندیشه‌ای فراجناحی و فراهم آوردن زمینه مناسب برای نزدیک شدن این مراکز گوناگون به یکدیگر، امکان تعامل، همکاری و اجرای برنامه مشترک توسط این نهاد را فراهم آورد. یعنی حاکمیت «تفکر جزیره‌ای» را بردارد و به جایش، حاکمیت «تفکر مجمع‌الجزایری» را بنشاند.

جای تعجب است که شعر با داشتن این همه سابقه از داشتن تشکل محروم است

* یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های شما، ضرورت شکل‌گیری و راه‌اندازی یک تشکل صنفی برای شاعران سراسر کشور است که در این باره، چند مطلب نگاشته‌اید؛ از جمله مطلبی با عنوان «سی هزار شاعر بی‌خانه!!!» که اتفاقا مورد استقبال شاعران و علاقه‌مندان شعر امروز قرار گرفت و همین روز گذشته که این نوشته را در کانال کنگره مطالعه می‌کردم، دیدم که حدود 64000 نفر بازدیدکننده داشته است. مایلیم که در این باره نظرتان را بشنویم.

چنان که در همان یادداشت اشاره کرده‌ام، امروز هنرمندان رشته‌های گوناگون هنری، مثل نقاشی، تئاتر، سینما، خوشنویسی، تجسمی و… هر کدام دارای یک تشکل صنفی هستند که خیلی از امور خدماتی، رفاهی و حقوقی اعضای آن صنف را پیگیری می‌کنند، جای تعجب است که شعر به عنوان رکن فرهنگ ایران و با داشتن بیشترین هنرمند نسبت به همه هنرهای دیگر، تاکنون از داشتن چنین تشکلی محروم بوده است. به هر حال الان در شرایطی هستیم که ضرورت شکل‌گیری و فعالیت چنین تشکلی برای شاعران کشور موضوعی بسیار مهم است که وجود آن در روند انسجام و بالندگی شعر امروز نقش بسیار مهمی خواهد داشت.

شاعرانی که یک کتاب شعر منتشر شده دارند عضو تشکل صنفی شاعران می‌شوند

یکی از برنامه‌های هدفگذاری شده کنگره شعر نو ایران پیگیری همین موضوع است که تصمیم دارد با فراخوان و دعوت از شاعرانی که حداقل دارای یک کتاب شعر منتشر شده هستند، امکان اولیه به منظور بنای این تشکل صنفی را برای شاعران سراسر کشور فراهم کند.

پیگیری امور حق‌التالیف، تعیین ضوابط برای انتخاب شاعران در زمینه‌های گوناگون، تعامل و همکاری با دستگاه‌های گوناگون فرهنگی‌، برگزاری جشنواره‌ها و محافل و نشست‌های نقد و بررسی و شعرخوانی، پیگیری امور بیمه شاعران، ایجاد صندوق رفاهی و… ازجمله برنامه‌ها و فعالیت‌هایی است که این تشکل صنفی، می‌تواند برای شاعران کشور فراهم کند.

 

* استاد! ممنون که در دوران نقاهت، ما را پذیرفتید و دو ساعتی از دغدغه‌هایتان برایم گفتید، اما در خاتمه برایمان شعر بخوانید.

از شما هم ممنون.

 

سلیمی: نفت، ام المصائب کشور شده

خبرگزاری تسنیم: حجت الاسلام علیرضا سلیمی عضو هیئت رئیسه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم،‌ با اشاره به شعار امسال که از سوی رهبر انقلاب،‌ حمایت از کالای ایرانی نامگذاری شده است،‌ گفت: مجلس شورای اسلامی در سال‌های گذشته قوانین خوبی را در راستای حمایت از کالای ایرانی تدوین کرده است که متاسفانه این قوانین روی زمین مانده و به درستی از سوی دولت اجرا نمی‌شود.

وی افزود: به طور مثال در برنامه ششم توسعه، از 124 حکم برنامه، حدود 23 حکم در حمایت از کالای ایرانی تدوین شده است. بنابراین نمایندگان مجلس باید در سال جاری تمام تلاش خود را در راستای نظارت بر اجرای درست قوانین تصویبی به کار ببندند.

عضو هیئت رئیسه کمیسیون آموزش با بیان اینکه هم اکنون 70 درصد از اقتصاد کشور، دولتی است،‌ خاطر نشان کرد: اگر دولت عزم جدی برای مصرف کالاهای داخلی داشته باشد بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور قابل حل خواهد بود چراکه بخش قابل توجهی از مصرف کننده کالای موجود در کشور اعم از کالاهای تولید داخل و کالاهای وارداتی، خود دولت است. بنابراین یکی از وظایف اصلی مجلس در سال جاری سوق دادن دولت به سمت استفاده از تولیدات داخلی است.

سلیمی ادامه داد: البته مجموعه مجلس نیز از این قاعده مستثنی نیست و باید در استفاده از تولیدات داخلی الگوی دستگاه‌های دیگر نظام باشد.

وی همچنین با اشاره به لزوم اصلاح تعرفه واردات کالاهای خارجی گفت: امروز شاهد هستیم که کشورهایی چون آمریکا و چین که ادعای رهبری بازار آزاد اقتصادی را دارند،‌ برای حمایت از اقتصاد کشورشان،‌ اقدام به افزایش تعرفه‌ واردات کالاهای خارجی کرده‌اند که این موضوع نشان می‌دهد،‌ بازار آزاد اقتصادی تنها شعاری است که کشورهای قدرتمند برای نفوذ در بازار کشورهای در حال توسعه استفاده می‌کنند.

نماینده مردم محلات در مجلس با بیان اینکه بر اساس آمارهای رسمی متاسفانه میزان واردات کالا به کشور در سال گذشته، 24 درصد افزایش پیدا کرد که عمده واردات،‌ ورود کالاهای با ضرورت ناچیز بوده است‌،‌ گفت: فرهنگسازی در بحث استفاده از کالای داخلی،‌ یکی از اصلی‌ترین وظایف دستگاه‌های ذی‌ریط است که باید به آن توجه ویژه شود.

عضو کمیسیون آموزش مجلس همچنین یاد‌‌آور شد: البته ترغیب مردم به استفاده از کالای داخلی به این معنا نیست که تولیدکنندگان ما توجهی به محصولات خود نداشته باشند. در همین راستا نیز موسسات نظارتی کشور به ویژه موسسه استاندارد باید تولیدکنندگان داخلی را ترغیب به افزایش کیفیت تولیدات خود کنند.

سلیمی با بیان اینکه اگر بخواهیم تولید داخلی را جدی بگیریم، باید سیاست اقتصادی متکی به نفت را با جدیت اصلاح کنیم. امروز نفت تبدیل به ام المصائب کشور شده که وابستگی اقتصاد کشور به این سرمایه ملی انکار ناپذیر است لذا باید این وابستگی را کم کنیم.

اخبار ویژه

خباثت روزنامه اجاره‌ای در تحریف هویت جنایتکار بهایی!
روزنامه اجاره‌ای مردم‌سالاری در اقدامی خباثت‌آمیز، تصویر متهم بهایی و دین‌ستیز حمله به دفتر یوتیوب را با شکل و شمایل محجبه و اسلامی منتشر کرد.
در پی حمله فردی به نام نسیم نجفی اقدم به دفتر یوتیوب در کالیفرنیا که به کشته شدن چند نفر انجامیده تصاویر متعدد وی در شکل و شمایل مستهجن و مبتذل از سوی رسانه‌های خارجی شبکه‌های مجازی منتشر شد. اما روزنامه مردم‌سالاری در اقدامی شرم‌آور و خباثت‌آمیز، تصویری محجبه از این عنصر بهایی و دین‌ستیز منتشر کرده است.گفتنی است این روزنامه زنجیره‌ای با استفاده از فتوشاپ برای زن یاد‌شده حجاب درست کرده است.
اقدام این روزنامه مدعی اصلاح‌طلبی در حالی است که همین طیف در ماجرای کشف حجاب برخی عناصر اجاره‌ای باند صهیونیستی- انگلیسی بهائیت، از این افراد و اقدام‌شان با عنوان دروغین «خودجوش» و «حجاب اختیاری» دفاع می‌کردند. اما به تدریج معلوم شد که شبکه بهائیت پشت سر ماجراست و حتی همسر موسوی از طریق برخی واسطه‌ها، برای یکی از کشف حجاب‌کنندگان ده‌ها تراول 50 هزار تومانی فرستاده است.
موسوی اوباش حرمت‌شکن روز عاشورا را که در میان‌شان اعضای سازمان منافقین و مرکز بهائیت بودند نیز مردمان خداجو خوانده بود.

مصوبه محرمانه برای افزایش 50 درصدی حقوق برخی کارکنان دولت
افشای افزایش حقوق پنهان و 35 تا 50 درصدی حقوق برخی کارکنان (مدیران) دولتی توسط وزیر جهاد کشاورزی، با شگفتی و انتقاد محافل اقتصادی و رسانه‌ای مواجه شده است.
منصور مرادی نماینده ناظر مجلس در شورای حقوق و دستمزد در این زمینه در روزنامه جام‌جم نوشت: افزایش حقوق یا براساس قانون کار صورت می‌گیرد یا با استناد به قانون مدیریت خدمات کشوری و خارج از این چارچوب خلاف قانون صورت گرفته است. اما نمایندگان مجلس در آخرین جلسه حقوق و دستمزد که در بهمن سال گذشته برگزار شد، حضور نداشتند. ابتدا نامه‌ای به دفتر بنده ارسال شد که در یک تاریخ مشخص قرار است جلسه حقوق و دستمزد تشکیل شود و روز بعد تماس گرفتند این جلسه برگزار نمی‌شود. جالب این که دو روز بعد متوجه شدیم جلسه برگزار شده و ظاهرا مصوبه افزایش حقوق برخی دستگاه‌ها در همان جلسه به تصویب رسیده است.
وی می‌افزاید: به این ترتیب می‌توان گفت در مورد افزایش حقوق برخی دستگاه‌های اجرایی قطعا خلاف قانون صورت گرفته و باید دستگاه‌های نظارتی نسبت به این موضوع ورود کنند و با ارائه گزارش جامع، افراد متخلف بازخواست شوند.
برخی دستگاه‌ها در پایان سال به کارکنان خود پاداش می‌دهند و این دستگاه‌ها با توجه به درآمدی که دارند به کارمندان و مدیران خود به غیر از امتیاز و حقوق پاداش نیز پرداخت می‌کنند که این موضوع هم باید در یک چارچوب مشخص انجام شود.
طبق قانون بودجه 97 افزایش حقوق برای افرادی که زیر دو میلیون تومان حقوق دریافت می‌کنند 20 درصد و افرادی که بالای 5 میلیون تومان دریافتی دارند زیر 10 درصد‌ است. اما با مصوبات مذکور برخی دستگاه‌ها این مجوز را گرفته‌اند که حقوق کارکنان خود را بیش از ارقام  فوق افزایش دهند.
جام‌جم همچنین درباره مصوبه محرمانه افزایش حقوق برخی کارکنان دولت نوشت: وزیر جهاد کشاورزی در نامه اعتراضی به معاون اول رئیس‌جمهور، از افزایش 35 تا 50 درصدی امتیازات حقوق برخی دستگاه‌های دولتی خبر داد؛ این در حالی است که در قانون بودجه امسال حداکثر افزایش حقوق 20 درصد‌ تعیین شده و قرار است حقوق مقامات و مدیران ارشد هیچ‌گونه افزایشی نداشته باشد.
براساس نامه محمود حجتی، برخی دستگاه‌های دولتی در پایان سال گذشته امتیازات حقوق کارکنان خود را 35 تا 50 درصد افزایش دادند.
براساس تبصره 12 بودجه 97، دولت مکلف است حقوق و مزایای مستمر گروه‌های مختلف حقوق‌بگیر شاغل دستگاه‌های اجرایی موضوع ماده 5 قانون مدیریت خدمات کشوری و ماده 29 قانون برنامه ششم توسعه و اعضای هیئت علمی و قضات را به صورت پلکانی نزولی با رعایت بند پ ماده 28 قانون برنامه ششم توسعه به گونه‌ای افزایش دهد که طبقات پایین‌تر از درصد افزایش بیشتری برخوردار شوند. (حداکثر میزان افزایش 20 درصد خواهد بود).
مطابق این حکم، مقامات و همترازان موضوع ماده 71 قانون مدیریت خدمات کشوری، مدیران عامل، اعضای هیئت‌مدیره و رؤسای  دستگاه‌های اجرایی موضوع ماده 5 قانون مدیریت خدمات کشوری و ماده 29 قانون برنامه ششم توسعه، استانداران و شهرداران مراکز استان‌ها و اعضای شورای اسلامی شهر مراکز استان‌ها در سال 97، مشمول افزایش حقوق نمی‌شوند.
اما گویا مصوباتی چون تبصره 12 قانون بودجه سال جاری به مذاق برخی خوش نیامده و این دستگاه‌ها در پایان سال گذشته به دنبال مجوز افزایش حقوق رفتند تا مدیران و کارکنان خود را منتفع کنند.
براساس نامه حجتی، سازمان امور مالیاتی به میزان 50 درصد و وزارت کشور به میزان 35 درصد حقوق کارکنان خود را افزایش دادند.
خبرگزاری تسنیم نیز این اتفاق را «خطر بازگشت دومینووار حقوق‌های نجومی ارزیابی کرد و نوشت:  در حالی که با شروع سال 96 موضوع حقوق‌های نجومی رفته رفته بدست فراموشی سپرده شد، به نظر می‌رسد برخی دستگاه‌های دولتی همچنان به دنبال افزایش حقوق همه کارکنان خود هستند.
27 اسفندماه سال قبل اقدام به انتشار سندی شد که براساس آن هیئت دولت مجوز افزایش 50 درصدی امتیازات همه کارکنان سازمان مالیاتی را صادر کرده بود. نکته جالب اینکه این مصوبه برخلاف سایر مصوبات هیئت دولت از طریق درگاه اطلاع‌رسانی معاونت حقوقی ریاست جمهوری نیز منتشر نشده بود.
نکته جالب‌تر اینکه همان روز (یعنی 27 اسفندماه) و با رسانه‌ای شدن مجوز دولت برای افزایش 50 درصدی امتیازات حقوق کارکنان سازمان مالیاتی، حجتی وزیر جهاد کشاورزی نیز در نامه‌ای گلایه‌آمیز به معاون اول رئیس‌جمهور مطالبه افزایش حقوق 50 درصدی کارکنان این وزارت‌خانه را مطرح می‌کند.

ناصری: روحانی نه وقت می‌گذارد نه از عملکرد وزرا خبر دارد
عضو شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان می‌گوید روحانی رئیس‌جمهور کم حوصله‌ای است و نوبخت نیز نشان داده که کارایی ندارد.
عبداله ناصری در مصاحبه با روزنامه آرمان گفته است: این تفاهم یا سوء تفاهم در جامعه مخصوصاً میان کنشگران و نخبگان ایجاد شده که آقای روحانی حرف‌های خوبی می‌زند، اما پیگیری یا فعل و انفعال خاصی را در ارتباط با این حرف‌های خوب نمی‌بینند. برجام مسئله مهمی بود و رئیس‌جمهور در این عرصه خیلی تلاش کرد و از بزرگان تا ارکان دیگر بر ادامه روند مذاکره رضایت دادند و برجام امضا شد. از این جهت اگر چنین اراده‌ای نبود برجام با همه‌پستی‌ها و بلندی‌هایش امضا نمی‌شد.
مردم امروز مطالباتی دارند مثل بحث فساد، تبعیض، فقر و مخصوصاً حوزه‌هایی مثل مفاسد اقتصادی که پاشنه آشیل خطرناکی محسوب می‌شود و احساس جامعه این است که مقوله لوثی شده است.
مشاور خاتمی با انتقاد از نوبخت گفت: پرسش جامعه این است که آیا آقای روحانی 4 سال نخست را تجربه نکرد؟ چرا باید آزموده را آزمود؟ در حوزه برنامه و بودجه نیز این امر به نحو دیگری برقرار است. سال گذشته برای اولین بار یکی از زمینه‌های اصلی اعتراضات بحث بودجه کشور بود. بالاخره مردم با بودجه آشنا شدند کالبدشکافی کردند و مجلس نیز تصمیم به تغییراتی گرفت که رضایت نهایی مردم در پی آن معلوم خواهد شد. کنشگران یا اصحاب رسانه معتقدند که بخشی از دارایی ملی و سرمایه ملی کشور سال‌هاست که در حال هدر رفتن است و دستاوردی برای ملتی که چند میلیون زیر خط فقر هستند نداشته است.
در این راستا از همان سال 92 برخی معتقد بودند شخصی که برای سازمان برنامه و بودجه انتخاب شده، نمی‌تواند نظر دولت را به بهترین نحو پیاده کند. حتی دوستان نزدیک آقای روحانی، مشاوران و حتی آقای جهانگیری از این جمله بودند. اینها مسائلی است که در جامعه ملموس است و ارتباطی هم به رفراندوم و نهادهای دیگر ندارد و آقای روحانی به جای اینکه رهنمود ارائه دهند یا امریه و بخشنامه صادر کنند یقین بدانند که هیچ مدیری خود نمی‌رود.
رئیس‌جمهور به عنوان هماهنگ کننده قوه اجرایی کشور و مجری قانون اساسی باید تصمیم بگیرد البته تحلیل من این است که آقای روحانی برخلاف رؤسای جمهور قبلی حتی آقای احمدی‌نژاد برای وزرای خود وقت نگذاشته و وارد کارهای ریز و درشت وزارتخانه‌ای نشده و ارزیابی از توانمندی و کار درون وزارتخانه‌ای ندارد. بالاخره این گلایه‌ای است که از آقای روحانی بوده و در هیچ کدام از رؤسای جمهور پس از انقلاب سابقه نداشته که رئیس جمهور برای وزرا و استانداران خود وقت گفت‌وگوی اختصاصی نمی‌گذارد.
ناصری می‌گوید: تعبیری را حتماً به کار می‌برم که در مقایسه با 4 رئیس جمهور گذشته آقای روحانی رئیس‌جمهور کم حوصله‌ای است و در سطح بالای مدیریتی کم حوصله بودن نمره بالایی ندارد. امروز پس از 5 سال آقای روحانی باید ارزیابی روشنی از تک تک دولتمردان خود داشته باشد که من معتقدم ندارد.

پدرخوانده‌های سازمان منافقین 40 سال است خواب فروپاشی می‌بینند
پدرخوانده‌های سازمان تروریستی منافقین در گروهک نهضت آزادی، برای چند دهمین بار در  40 سال گذشته مدعی خطر فروپاشی در کشور شدند!
این گروهک در بیانیه‌ای که طبق معمول آمیخته به تحریف و تشکیک است، درحالی در بیانیه خود نسبت به «خشونت سازمان یافته در بستر جامعه بحران‌زده» هشدار داد که خود در فتنه‌های سال 78 و 88 در خدمت سرویس‌های جاسوسی وابسته به صهیونیسم مسیحی برای آشوب نیابتی پیشقدم شد اما با تودهنی ملت ایران مواجه گردید.
بیانیه نهضت آزادی جنایت دراویش داعشی در خیابان پاسداران را هم که به جنایت بی‌سابقه و شهادت 3 مامور نیروی انتظامی و یک جوان بسیجی منجر شد، این‌گونه روایت می‌کند: «درگیری‌های بی‌سابقه با دراویش که به کشته و زخمی شدن نفراتی از هر دو سو انجامید»!؟ (یادآور می‌شود برخی سران دراویش داعشی، با نهضت آزادی در ارتباط و مراوده هستند.)
درحالی‌که عمده مطالبات مردم، اقتصادی است، نهضت آزادی سعی کرده با سیاسی نشان دادن انتقادهای موجود، نگاه مدیران و برنامه‌ریزان را از ضرورت اهتمام به مشکلات معیشتی منصرف کند. نکته جالب، مانور «رابطین خوب سفارت آمریکا» روی اغتشاشی است که سازمان تروریستی منافقین و سلطنت‌طلبان و بهائیت در دی ماه پدید آوردند و ضمن کشتن چند تن از هموطنان بی‌گناه، به حسینیه‌ها و مساجد حمله‌ور شدند و حتی پرچم ایران را به آتش کشیدند. دفاع نهضتی‌ها از این جنایت، بار دیگر نشان می‌دهد که دم نهضتی‌ها عمیقا با سازمان تروریستی منافقین و سلطنت‌طلبان گره خورده است؛ گروهک‌هایی که 40 سال است خواب فروپاشی می‌بینند.
امام خمینی در نامه معروف به وزیر کشور وقت علی‌اکبر محتشمی درباره نهضت آزادی، سران این گروهک را پدران معنوی سازمان منافقین معرفی کرده و تاکید کرده بودند اگر نهضت آزادی در دولت موقت بر سر کار می‌ماند، سیلی‌ای به اسلام و ایران می‌زد که مدت‌ها اسلام و ایران سر بلند نمی‌کرد.
دست‌آموزان نهضت آزادی با وجود ادعای حمایت از خلق، رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر و رئیس دیوان عالی کشور و 70 وزیر و نماینده مجلس را به شهادت رساندند و سپس از کشور گریخته و در خدمت ارتش متجاوز صدام درآمدند و آخرین بار سوار بر تانک‌های رژیم صدام در سال 67 با توهم فتح تهران در چند روز، اقدام به لشکرکشی کردند اما چندهزار نفر از آنها در عملیات مرصاد به کمین رزمندگان اسلام افتادند و به هلاکت رسیدند. در همین دوره جنگ تحمیلی، کار ویژه نهضت آزادی، انتشار شب‌نامه‌های تحریف‌آمیز و منفی، در جهت خالی کردن دل مردم و دولتمردان و تشجیع دشمن متجاوز بود.
یادآور می‌شود اسناد لانه جاسوسی، از وابستگی عمیق برخی سران گروهک نهضت آزادی حکایت می‌کند و به همین دلیل، سرشکستگی‌های زنجیره‌ای آمریکا در عراق و سوریه و لبنان و فلسطین و یمن را طبیعتا باید اسباب هزیمت گروهکی دانست که همواره به زبان دشمن سخن گفته‌اند.

مؤمنی: اگر بزک کنندگان بگذارند نرخ ارز نصف قیمت فعلی است
یک اقتصاددان حامی دولت تأکید کرد نرخ دلار باید نصف قیمت فعلی باشد.
فرشاد مؤمنی در نشست «اقتصاد سیال دستکاری نرخ ارز» گفته است: شاهد اتحاد سه‌گانه منحوس و ضد توسعه‌ای هستیم.
این اتحاد سه گانه شامل دولت‌های کوته‌نگر و دولت‌هایی است که مسائل بلندمدت را قربانی امور روزمره و فوری می‌کنند. طیف دوم غیرمولدها هستند که ویژگی مشترکشان در منافع آنی و زودگذر است.
ضلع سوم بازاریان یا نوکلاسیک‌های وطنی هستند که پیوندشان از منظر اندیشه با گروه‌های دیگر براساس تحلیل‌های بازار از محل تعادل‌های لحظه‌ای است که اتحاد این سه گروه ریشه بر تیشه اقتصاد ایران می‌زند.
وی ضمن انتقاد از عملکرد احمدی‌نژاد گفت: بنده از سال 1393 که نخستین بسته سیاستی دولت روحانی ارایه شد، از طریق بررسی بسته مطرح کردم که بسته سیاستی از منظر سیاست اقتصادی دولت جدید با دولت پیشین تفاوت چندانی نداشته است.
فرشاد مؤمنی با انتقاد از افزایش نرخ ارز گفت: برخی از کارشناسان با بزک اقتصادی مرتباً خطر در رفتن فنر نرخ ارز را گوشزد می‌کنند که با توجه به شواهد بسیار مسئله فنر ارزی وابسته به این است که در عرصه سیاست‌گذاری اقتصادی هیچ مجالی برای انتخاب نداشته باشیم.
او ادامه داد: این کارشناسان براساس نظریه برابری قدرت خرید و تفاوت تورم داخلی و خارجی نقش فنر را توضیح می‌دهند در حالی که نظریه برابری قدرت خرید از نظر روش‌شناسی مبتنی بر تجارت آزاد در کل جهان است که در عمل غیر از این است.
این اقتصاددان افزود: در سال‌های اخیر شواهد و آماری داریم که نرخ ارز حتی براساس نظریه قدرت خرید در 15 سال گذشته باید به اندازه یک سوم یا یک دوم نرخ موجود باشد.
او با تأکید بر مدیریت تقاضا گفت: در بازار ارز ایران که شرایط رقابتی مهیا نیست و نزدیک به بازار شبه انحصاری هستیم، جهت‌گیری‌های سیاسی و اقتصادی تعیین کننده نرخ ارز است باید به سمت مدیریت تقاضا حرکت کنیم که به وضوح منافع رانتی و ضد توسعه‌ای را می‌بینیم.
مومنی ادامه داد: دور باطل شکننده در مسئله تزریق ارز به بازار سیاه که همان بازار آزاد است وارد عمل می‌شود اگر دولت منابع ارزی را تزریق کند موجب تسریع در قاچاق، ایجاد انواع رانت‌ها و تعمیق وابستگی کشور و افزایش نابرابری می‌شود و اگر تزریق نکند موجب التهاب در بازار می‌شود.
این اقتصاددان ادامه داد: ما در شرایطی که دچار دور باطل هستیم مسئولان بانک مرکزی با سخنان سطحی و ناصحیح و برنامه‌های ناسنجیده عملکرد دیگری نداشتند.
مومنی با تأکید بر نقش سه گانه ذکر شده گفت: این اتحاد سه گانه در پنج سال گذشته راه نجات از رکود تورمی را در اجرای سیاست‌های تورم‌زا دانسته که البته بنده هشدار می‌دهم که این تحولات نقدینگی و تورم انباشته به نوعی بازی با آتش است.

مردم دنیا به حرف‌های توخالی ترامپ عادت کرده‌اند

علی‌اکبر ولایتی رئیس‌ هیئت امنا و هیئت موسس دانشگاه آزاد اسلامی روز پنجشنبه در حاشیه مراسم افتتاحیه سیزدهمین دوره از مسابقات بین‌المللی روبوکاپ آزاد در جمع خبرنگاران درباره صحبت‌های ضد ایرانی ترامپ درخصوص حضورش در کشور سوریه، تصریح کرد: امروز تمام مردم دنیا به حرف‌های نامربوط و توخالی ترامپ عادت دارند و سخنان رئیس‌جمهور آن کشور به واسطه تناقض‌گویی‌ها و حرف‌های غیرمنطقی‌اش معنایی ندارد.
ولایتی با بیان اینکه ایران مقتدرانه به راه خود که حمایت از استقلال و تمامیت ارضی است ادامه می‌دهد، گفت: ایران از هدف خود که پیشرفت در حوزه علمی است دست نخواهد کشید و در کنار کشورهای منطقه و در خط مقدم مقاومت همگام و همراه خواهد بود.
رئیس ‌هیئت امنا و هیئت موسس دانشگاه آزاد اسلامی ادامه داد: حوزه دفاعی ما پیشرفت‌های بسیاری داشته است و ما برای دفاع از خود از کسی اجازه نمی‌گیریم.
مشاور مقام معظم رهبری در امور بین‌الملل در رابطه با سخنان ترامپ مبنی بر حضور بیشتر این کشور در سوریه، تصریح کرد: بیش از 7 سال است که آمریکا و متحدانش مانند اسرائیل و عربستان به دنبال این هستند که حکومت قانونی سوریه را‌ اشغال کنند اما نتوانستند.
به گزارش محفل ایمانی شیب الخضیب به نقل از فارس ولایتی یادآور شد: آمریکا و کشورهای دیگر جهان جنگی علیه سوریه راه انداختند اما امروز با سرشکستگی و شکست مواجه شده‌اند و مجبور به خارج شدن از این کشور شدند؛ این ادعاها دیگر خریداری ندارند و امروز ایران در کنار سوریه، عراق و لبنان در خط مقاومت حرف اول را می‌زنند و با اقتدار در خط مقدم ایستادگی خواهند کرد و اجازه در امور مقاومت را به هیچ کشوری نخواهند داد.

مصوبه محرمانه برای افزایش 50 درصدی حقوق برخی کارکنان دولت(خبر ویژه)

منصور مرادی نماینده ناظر مجلس در شورای حقوق و دستمزد در این زمینه در روزنامه جام‌جم نوشت: افزایش حقوق یا براساس قانون کار صورت می‌گیرد یا با استناد به قانون مدیریت خدمات کشوری و خارج از این چارچوب خلاف قانون صورت گرفته است. اما نمایندگان مجلس در آخرین جلسه حقوق و دستمزد که در بهمن سال گذشته برگزار شد، حضور نداشتند. ابتدا نامه‌ای به دفتر بنده ارسال شد که در یک تاریخ مشخص قرار است جلسه حقوق و دستمزد تشکیل شود و روز بعد تماس گرفتند این جلسه برگزار نمی‌شود. جالب این که دو روز بعد متوجه شدیم جلسه برگزار شده و ظاهرا مصوبه افزایش حقوق برخی دستگاه‌ها در همان جلسه به تصویب رسیده است.
وی می‌افزاید: به این ترتیب می‌توان گفت در مورد افزایش حقوق برخی دستگاه‌های اجرایی قطعا خلاف قانون صورت گرفته و باید دستگاه‌های نظارتی نسبت به این موضوع ورود کنند و با ارائه گزارش جامع، افراد متخلف بازخواست شوند.
برخی دستگاه‌ها در پایان سال به کارکنان خود پاداش می‌دهند و این دستگاه‌ها با توجه به درآمدی که دارند به کارمندان و مدیران خود به غیر از امتیاز و حقوق پاداش نیز پرداخت می‌کنند که این موضوع هم باید در یک چارچوب مشخص انجام شود.
طبق قانون بودجه 97 افزایش حقوق برای افرادی که زیر دو میلیون تومان حقوق دریافت می‌کنند 20 درصد و افرادی که بالای 5 میلیون تومان دریافتی دارند زیر 10 درصد‌ است. اما با مصوبات مذکور برخی دستگاه‌ها این مجوز را گرفته‌اند که حقوق کارکنان خود را بیش از ارقام  فوق افزایش دهند.
جام‌جم همچنین درباره مصوبه محرمانه افزایش حقوق برخی کارکنان دولت نوشت: وزیر جهاد کشاورزی در نامه اعتراضی به معاون اول رئیس‌جمهور، از افزایش 35 تا 50 درصدی امتیازات حقوق برخی دستگاه‌های دولتی خبر داد؛ این در حالی است که در قانون بودجه امسال حداکثر افزایش حقوق 20 درصد‌ تعیین شده و قرار است حقوق مقامات و مدیران ارشد هیچ‌گونه افزایشی نداشته باشد.
براساس نامه محمود حجتی، برخی دستگاه‌های دولتی در پایان سال گذشته امتیازات حقوق کارکنان خود را 35 تا 50 درصد افزایش دادند.
براساس تبصره 12 بودجه 97، دولت مکلف است حقوق و مزایای مستمر گروه‌های مختلف حقوق‌بگیر شاغل دستگاه‌های اجرایی موضوع ماده 5 قانون مدیریت خدمات کشوری و ماده 29 قانون برنامه ششم توسعه و اعضای هیئت علمی و قضات را به صورت پلکانی نزولی با رعایت بند پ ماده 28 قانون برنامه ششم توسعه به گونه‌ای افزایش دهد که طبقات پایین‌تر از درصد افزایش بیشتری برخوردار شوند. (حداکثر میزان افزایش 20 درصد خواهد بود).
مطابق این حکم، مقامات و همترازان موضوع ماده 71 قانون مدیریت خدمات کشوری، مدیران عامل، اعضای هیئت‌مدیره و رؤسای  دستگاه‌های اجرایی موضوع ماده 5 قانون مدیریت خدمات کشوری و ماده 29 قانون برنامه ششم توسعه، استانداران و شهرداران مراکز استان‌ها و اعضای شورای اسلامی شهر مراکز استان‌ها در سال 97، مشمول افزایش حقوق نمی‌شوند.
اما گویا مصوباتی چون تبصره 12 قانون بودجه سال جاری به مذاق برخی خوش نیامده و این دستگاه‌ها در پایان سال گذشته به دنبال مجوز افزایش حقوق رفتند تا مدیران و کارکنان خود را منتفع کنند.
براساس نامه حجتی، سازمان امور مالیاتی به میزان 50 درصد و وزارت کشور به میزان 35 درصد حقوق کارکنان خود را افزایش دادند.
خبرگزاری تسنیم نیز این اتفاق را «خطر بازگشت دومینووار حقوق‌های نجومی ارزیابی کرد و نوشت:  در حالی که با شروع سال 96 موضوع حقوق‌های نجومی رفته رفته بدست فراموشی سپرده شد، به نظر می‌رسد برخی دستگاه‌های دولتی همچنان به دنبال افزایش حقوق همه کارکنان خود هستند.
27 اسفندماه سال قبل اقدام به انتشار سندی شد که براساس آن هیئت دولت مجوز افزایش 50 درصدی امتیازات همه کارکنان سازمان مالیاتی را صادر کرده بود. نکته جالب اینکه این مصوبه برخلاف سایر مصوبات هیئت دولت از طریق درگاه اطلاع‌رسانی معاونت حقوقی ریاست جمهوری نیز منتشر نشده بود.
نکته جالب‌تر اینکه همان روز (یعنی 27 اسفندماه) و با رسانه‌ای شدن مجوز دولت برای افزایش 50 درصدی امتیازات حقوق کارکنان سازمان مالیاتی، حجتی وزیر جهاد کشاورزی نیز در نامه‌ای گلایه‌آمیز به معاون اول رئیس‌جمهور مطالبه افزایش حقوق 50 درصدی کارکنان این وزارت‌خانه را مطرح می‌کند.